روز تحریم سیگار و مخابرات
http://khanehdust.wordpress.com/2009/11/07/روز-ØªØØ±ÛŒÙ…-سیگار-Ùˆ-مخابرات/
اینجا همه مردن...
http://khanehdust.wordpress.com/2009/11/07/روز-ØªØØ±ÛŒÙ…-سیگار-Ùˆ-مخابرات/
تجمع عمومي مقابل اوين؛
جان بازداشتي هاي 13 آبان در خطر است! آمار دختران بالاست!
دختران و پسران زيادي در اعتراضات ديروز دستگير شده اند كه معلوم نيست چه بر سر آنها بياورند؟ تعطيلي اعتراضات تا يك ماه ديگر يعني 16 آذر، فقط باعث "تجديد قواي" مآموران و فرصت نقشه هاي جديدي براي سركوبهاي سنگين تر را براي آنها فراهم مي كند. اين نظر، پيشنهادي است كه از "برآيند نظرهاي دوستان فعال" بدست مي آيد. نظر دوستان اين است كه تجمع ثابت و تحصن مثلا" در مقابل دادگاه انقلاب و يا مقابل زندان اوين، ممكن است بتواند مانع از تكرار فاجعه هايي مثل كهريزك شود. ضمن آنكه فرصت تجديدقواي سركوبگران را از آنها مي گيرد و التيامي بر است نگراني خانواده هايي كه هم اينك مقابل دادستاني و زندان اوين، بدنبال عزيزان بازداشتي خود مي گردند و ممكن است سرنوشت تلخي مثل مادر "سهراب اعرابي" عزيز پيدا كنند كه بعد از روزها دوندگي و چشم انتظاري، جنازه نوگل پرپر شده اش را به او تحويل دادند. آمار تخميني دختران بازداشتي ديروز بالا برآورد شده و بايد فكري براي همه اسيران سبز 13 آباني كنيم.
ديروز هم مثل روزهاي قبل، مأموران امنيتي در كنار سركوبگران به فيلمبرداري از چهره مردم و جوانان معترض مي پرداختند و ممكن است پروژه شناسايي و دستگيري ساير بچه هاي فعال را از امروز شروع كنند و باز هم فاجعه هاي بعد از هجده تير (احضارها و شكنجه ها و قتل ها) را رقم بزنند. نبايد بگذاريم "كهريزك" ديگري راه بيفتد.
لطفا" روي اين موضوع حياتي، تمركز خاص داشته باشيد و به طور وسيع اطلاع رساني كنيد تا از مجموع نظرات دوستان راهي بيابيم و با عقلانيت كامل و بدون عجله و اشتباه، روي راهي براي آزادي سريع عزيزان بازداشتي و تهيه فهرست دقيق از همه آنها و انتشار از طريق اينترنت و امور مرتبط متمركز شويم. يا حق.
روز چهارشنبه در دیدار نخبگان با رهبری پس از ایراد سخنان تعریف و تمجید که هرساله در این دیدارها از رهبر انجام میشود، یکی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی با شجاعت از میان جمع برخاسته و خواستار اجازه صحبت در پشت تریبون شده است. علی رغم واکنش منفی گردانندگان برنامه که سعی در ساکت کردن این دانشجو داشتند، بالاخره رهبری به وی اجازه صحبت داد که درادامه این دانشجو حدود 20 دقیقه به انتقادات صریحی از نظام و شخص رهبری پرداخت.
به گزارش موج سبز آزادی این دانشجوی شجاع انتقادهای خود را در چهار بخش دسته بندی کرده بود و در تمام چهار مورد با اظهارات خود شخص رهبری را مورد انتقاد قرار داد. اظهارات وی گاه با تشویقهای بریده حاضرین همراه بوده که برای مدتی جلسه را از روال «از پیش تعین شده» خارج کرد به طوری که دوربینهای صداوسیما را نیز برای دقایقی خاموش کردند. انتقادات وی از رهبری شامل چهار بخش زیر بود:
1- انتقاد از صداوسیما بخاطر وارونه جلوه دادن حوادث پس از انتخابات، تحریک هر چه بیشتر مردم و تخریب چهرههای موجه و مورد علاقه مردم؛ وی با بیان اینکه رییس صداوسیما توسط رهبر انتخاب میشود، مسئولیت تمام اشتباهات صداوسیمای میلی را متوجه شخص رهبری دانست.
2- ایجاد فضای امنیتی برای رسانهها و تعطیلی روزنامههای منتقد؛ وی با انتقاد از فضای امنیتی حاکم بر رسانهها خواستار توقف روند تعطیلی روزنامههای منتقد شد و با بیان اینکه روزنامهها باید بتوانند از رهبر هم انتقاد کنند روند حاکم بر مطبوعات را ویرانگر قلمداد کرد.
3-عدم امکان انتقاد از شخص رهبری در جامعه و اشاره به اینکه رهبر نیز مانند دیگر افراد جایزالخطاست و اینکه باید به متفکرین اجازه داده شود تا بتوانند از رهبر انتقاد کنند؛ وی با بیان اینکه اطرافیان رهبر از وی یک بت بزرگ ساخته اند از این روند به شدت انتقاد کرد.
4- وارد کردن انتقادات جدی به سیکل قدرت در جمهوری اسلامی ایران و ساختار شورای نگهبان و مجلس خبرگان؛ وی با اشاراتی صریح ساختار قدرت در کشور را مورد حمله قرار داد و اظهار داشت که این روند خطر بزرگی برای مردمسالاری دینی در جمهوری اسلامی است.
در واقع دلیل اصلی اینکه رهبری در چنین جلسهای مجبور به بیان اظهاراتی در مورد وقایع پس از انتخابات شد انتقادات صریح این دانشجو بوده است. اخبار تایید نشده حاکی از این است که این دانشجو در پایان برنامه با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده است.
دفتر نشر آثار آیتالله خامنهای در یادداشتی با عنوان «حواشی» دیدار با نخبگان علمی و فرهنگی در اینباره آورده است:
/...پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاههای خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبتهای رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه میپرسند: «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» مجری میگوید: «اگر شما اجازه اجازه بدهید، همهی جمع هزار نفرهای كه اینجا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» همه میخندند. در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبتهایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آنها را دعوت به نشستن میكردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندنشان! شما بفرمائید...» دانشجوی جوان بلند شد و شروع كرد به حرف زدن. صدایش از آنجا به گوش رهبر نمیرسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. حرفهایش نسبت به سخنرانهای قبلی رنگ و بوی دیگری داشت.
ابتدا از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه میدهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازهی دفاع از خودشان را میدهد؟ عقایدی كه بهخصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار میگیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقلقولی كه از افراد میكند و یا رویدادهایی كه روایت میكند، وفادارانه و منصفانه است؟»
بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-پنج سال است كه به صورت جدیتر روزنامه میخوانم و مجلات را مطالعه میكنم. این مدت واقعاً به یاد نمیآورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی میشود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس میكنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه میشود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمیكند، ممكن است جنبهی مغرضانه به خود بگیرد و كمكم بیانصافی هایی پیدا شود.» سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»
تشكر كرد و اینبار صحبتهایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد: «اگر مقداری روشهای اقناعیتر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمیكردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینكه با نصیحت حاصل شود نتیجهی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.».../

با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است.
پنجم مرداد ماه زمانی که موج اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اوج خود بود، آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران دستور تعطیلی بازداشتگاهی"غیراستاندارد" را صادر کرد که یک روز بعد مشخص شد نام این بازداشتگاه کهریزک است.
جایی که ده سال پیشتر وقتی نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به "جزیره" در شرق تهران از آن استفاده کرد تا مدتها بلااستفاده بود ولی بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که سرتیپ احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی دنبال می کرد کهریزک به محل بازداشت"اراذل و اوباش" تبدیل شد.
این بازداشتگاه تا میانه تابستان ناشناخته بود اما در جریان اعتراضات بعد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل رفتار غیر انسانی، تجاوز و آزار جنسی و مرگ چند تن از معترضان بازداشتی شهرت جهانی پیدا کرد.
با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی این بازداشتگاه، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است و هر روز ابعاد تازه ای از این ماجرا فاش می شود.
روایت هایی متفاوتی از این بازداشتگاه، نحوه برخورد با بازداشتی ها و تعطیلی آن منتشر شده است. تازه ترین روایت پای سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به آن ماجرا باز کرده است.
آقای مرتضوی که اکنون معاون غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور است، نامه ای به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای تهران و مدیر مسئول مجله پنجره نوشته و در آن "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است.
مجله پنجره در شماره یازدهم خود که ۲۸ شهریور منتشر شده، گزارشی مفصلی از وقایع مرتبط با کهریزک منتشر کرده است. بخشی از این گزارش روزشمار وقایع مرتبط با کهریزک است که از بیست وششم خرداد یعنی چهار روز بعد از برگزاری انتخابات آغاز می شود.
مجله پنجره در شماره یازدهم خود گزارش مفصلی در باره کهریزک منتشر کرده است
بنابر این گزارش چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک گروه بیست و دو نفری از دستگیر شدگان بعد از انتخابات به کهریزک منتقل شده اند. ولی از نظر این نشریه همه چیز از هیجدهم تیر شروع می شود که در آن روز پلیس ۲۷۰ نفر را دستگیر و ۱۴۵ نفر آنها را روز جمعه نوزدهم تیر به کهریزک منتقل می کند.
به نوشته این نشریه، سه روز بعد از آن در روز بیست و دوم تیر خبر "نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم بازداشت شدگان" به گوش آیت الله خامنه ای می رسد و آقای خامنه ای به سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهد که همان روز "باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز، بازداشت شدگان همگی به زندان های رسمی منتقل گردند."
بعد از این درخواست، دبیر شورای عالی امنیت ملی با آقای مرتضوی دادستان وقت تهران تماس می گیرد و "دستور رهبر انقلاب" به وی ابلاغ می شود اما آقای مرتضوی با این استدلال که جا در زندانهای دیگر وجود ندارد ازاجرای این کار طفره می رود اما آقای جلیلی تاکید می کند که "در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد گردند."
به نوشته این نشریه، دستور تعطیلی این بازداشتگاه زمانی صادر شده بود که فقط "خبر ضرب و شتم" بازداشتی ها به آیت الله خامنه ای رسیده بود و هنوز هیچ کشته ای در کار نبود اما "متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می گردند."
اما دادستان سابق تهران این روایت را نادرست می داند و می گوید که آقای جلیلی ساعت هفت و نیم تا هشت عصر روز دوشنبه بیست ودوم تیر "با تلفن سیاسی دفتر اینجانب" تماس گرفته ولی "در این تماس تلفنی اساسا بحث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نداشته و چنین امری اصلا در تیر ماه رخ نداده است و ابلاغ این امر که در مرداد ماه صورت گرفت از طریق صدا و سیما و سایر رسانه ها منتشر گردید."
آقای مرتضوی تائید می کند که دبیر شورای عالی امنیت ملی "بدون ذکر هیچ علتی" از وی خواسته که "بازداشت شدگان حوادث اخیر ۱۸ تیر به زندان اوین منتقل شوند."
دادستان سابق تهران اضافه می کند که صبح روز بعد یعنی بیست و سوم تیر دستور انتقال بازداشتی ها از کهریزک به اوین داده می شود و این گروه "در زندان اوین پذیرش شدند."
اما ماجرا به اینجا خلاصه نمی شود و نشریه پنجره در باره انتقال بازداشتی ها و نحوه پذیرش آنها در اوین روایت می کند که چطور در مسیر راه یکی از بازداشتی ها "به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود" اما ماموران توجهی به او نکرده و سرانجام نیز بعد از تماس ماموران با مافوق خود تصمیم گرفته می شود وی به کهریزک بازگردانده شود و نامش هم از لیست بازداشتی های اوین حذف شود. این فرد که نامی از او برده نشده بعد از جان دادن به کهریزک منتقل می شود.
وقتی کاروان بازداشتی ها کهریزک به اوین می رسد "مسئولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمانی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن ناشی و صدمات بدنی" از پذیرش بعضی از آنها خودداری می کنند اما در نهایت ناچار به پذیرش آنها می شوند.
در عین حال مسئولان زندان اوین وقتی مشغول پذیرش کهریزکی ها بودند حال یکی بازداشتی ها به هم می خورد و نقش زمین می شود و ساعتی بعد روانه بیمارستان می شود.
مرتضوی "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است
نام این فرد مشخص نیست اما این بخش با روایت سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران در باره مرگ محمد کامرانی تطبیق می کند. آقای سهرابی می گوید که "آقای کامرانی در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد و به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بود تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند."
دیگر جان باخته کهریزک آقای محسن روح الامینی است که به نوشته مجله پنجره، در ساعت یک و نیم بعد از ظهر (روز ۲۳ تیر) " یعنی روز انتقال کهریزکی ها به اوین، به بیمارستان شهدای تجرش منتقل و با عنوان "مجهول الهویه" پذیرش می شود."
اما آقای روح الامینی تنها تا ساعت شش و ده دقیقه صبح دوام می آورد و در بیمارستان جان می سپارد و "مسئولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان مجهول الهویه صادر می کنند."
غیر از این دو نفر نام امیر جوادی فر و رامین آقازاده قهرمانی نیز در میان جان باختگان بازداشتگاه کهریزک به چشم می خورد.
در این پرونده نام آقای رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز به میان آمده که در زمان اجرا طرح امنیت اجتماعی، کهریزک را مکان مناسبی برای "مجازات گردن کشان و ارازل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای چهل درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد."
کمیسیون وِیژه رسیدگی مجلس به زودی گزارش خود را تقدیم مجلس می کند و برخی گزارشها حاکی از آن است که در این گزارش غیر از مقصران درجه پائین نیروی انتظامی و قاضی پرونده، نام کسانی همچون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به میان آمده است.
بعد از این وقایع و تغییر رئیس قوه قضائیه آقای مرتضوی از قوه قضائیه به دادستانی کل کشور منتقل شده و پنجره از احتمال جابه جایی جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر داده است.
عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی که یکی از کشته شدگان کهریزک است، به این نشریه می گوید:"ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند."
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091006_ka_kahrizak_mortazavi.shtml
ادوارنیوز: درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیهای صادر کرد.
متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:
صبح امروز جمعه دهم مهرماه 1388 درحالی که دانشگاههای سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستمکشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند میشود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کردهاند.
اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده که تاکنون محرز شده به این شرح است: مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران).
دفتر تحکیم وحدت ابراز امیدواری میکند که چنین اقدام عجولانهای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد چرا که پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاههای امنیتی و انتظامی است.
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذیربط به شرایط ملتهب محیطهای دانشجویی تاکید میکند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیشبینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزدهای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاهها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقهای در انبارهای باروت خواهد بود.
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت
دهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مرکزی قدس و انتفاضه، مسیرهای راهپیمایی روز قدس را اعلام کردند. سبزها نیز که از ابتدا بنا داشتند با حضور در این راهپیمایی علیه اسرائیلصفتان فریاد بزنند، با نمادهای سبز در همین مسیرها حضور خواهند یافت و سیاست صهیونیستوار سرکوب، اشغالگری و اختناق را با دستهایی حتی خالی از سنگ، محکوم خواهند کرد و در صورتی که آیتالله هاشمی رفسنجانی امامجمعه نبود، راهپیمایی و تجمع خود را در میدان انقلاب تا جلوی دانشگاه تهران و ادامهی آن در خیابان انقلاب ختم خواهند کرد.
طبق اعلام نهادهای حکومتی: "این راهپیمایی سراسری از ساعت 10 صبح جمعه 27/6/88 به صورت همزمان در سراسر کشور همگام و همصدا با سایر ملل ظلم ستیز و آزاده جهان برگزار میشود. در تهران نیز مردم مومن و روزه دار از اقشار مختلف با مشت های گره کرده فریاد در می آورند و در موج خروشان برآمده از اقیانوس عظیم اراده های راسخ ملت بزرگ ایران به سوی میعادگاه های نماز جمعه حرکت و جنایات ددمنشانه رژیم غاصب و اشغالگر قدس شریف را به شدت محکوم نموده و همبستگی شان را با ملت مظلوم فلسطین اعلام می دارند."
البته بهرغم آنکه در این اطلاعیه اشاره نشده، به فرمودهی بنیانگذار جمهوری اسلامی، روز قدس، روز فریاد همه مظلومان علیه همه مستکبران است و از این رو ملت ایران امسال بیش از آن و پیش از آنکه به نیت تظاهرات علیه مستکبران بیرونی به خیابانها بیایند، برای اعتراض به مستکبران داخلی، سرکوبگران کودتاچی، غاصبان حق منتخب واقعی ملت و عاملان هتک حرمت بزرگان و ایجاد فضای بستهی اختناق به خیابانها میآیند.
ملت سبز ایران در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، در مسیرهایی که از سوی نهادهای ذیربط حکومتی اعلام شده است، اما با نمادهای سبز همچون سربند، مچ بند و ... و پلاکاردها و پوسترهای حاوی شعارهای ملی جنبش سبز و یا عکس و نام شهیدان، حضور مییابند و علیه دولت کودتایی که رفتارش تنه به تنهی اسرائیل میزند، قیام میکنند. در شهرستانها مسیرهای راهپیمایی روز قدس معمولا از قبل مشخص است و سبزها در همان مسیرها حضور خواهند یافت. در تهران نیز مسیرهای زیر اعلام شده است و در صورت ممانعت از حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی به عنوان امامجمعه روز قدس، سبزها راهپیمایی خود را در میدان انقلاب، و خیابان انقلاب ختم خواهند کرد:
مسیر شماره 1: مسجد امام حسین (ع) میدان امام حسین، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 2: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید برادران حسنی (قلعه مرغی)، خیابان قزوین، خیابان کارگر، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 3: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان ولیعصر (عج)، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 4: مسجد امام زمان (عج)، خیابان آزادی، تقاطع خیابان بهبودی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 5: مسجد حضرت ابوالفضل (ع)، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 6: مسجد نور، میدان جهاد، خیابان دکتر فاطمی، خیابان فلسطین، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران
مسیر شماره 7: مسجد الجواد (ع)، میدان هفتم تیر، خیابان کریم خان، میدان ولی عصر (عج)، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران