تبليغاتX
هذیان در جزیره تنهایی ...

هذیان در جزیره تنهایی ...

اینجا همه مردن...

به مناسبت روزها و هفتهای عشق

Monumental Cemetery, Milan: The last kiss #5
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 4:54  توسط بانو 

وقت گذرونی.

جهان زاتن( چطوری مینویسنش)یک بمب ساعتیه.

لعنتی!چرا به ساعت مقرر نمیرسه؟

این یکی سیگارم داره تموم مشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 0:42  توسط بانو  | 

شعار

به دیوارها خرده نگیرید

که محبوسمان می دارد.

دستهایی را متهم  سازید

که دیوار را می سازد.

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 23:24  توسط بانو  | 

سالگرد حماقت پدران و مادران ....و ما .

۳۰سال... شوخی نیست . ۳سال حماقت و دروغ، ۳۰سال باور این دروغها و حماقتها، ۳۰سال...! جالبه که هر سالم به مناسبت این بزرگترین حماقت ملی جشن بر پا میشه و به احمقانه ترین شکل ممکن در ذهن و ضمیر ما میچپونن که همه چیز عالی... همه چیز خوبه... همه خوشبختیم. احساس میکنم یکی از شخصیتهای کتاب ۱۹۸۴ هستم. به رسم هر سال در این حماقت تاریخی و خانمان سوز در این دروغ بی شرمانه شریک میشویم تا از یاد نبریم... باید از یاد نبریم. ما مسئول این روزگاریم.

قدمها؛ شمارش

نفسها؛ شمارش

۱...۲...۳...۴...

۱...۲...۳...۴...

چشمها بسته

لبها خاموش

حرف ((ممنوعیت)) ممنوع.

مرزهای انسانیت محدود

تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

جنون آدمو حوا،  ـ سر خوشه گندم ـ

تو؛

به جرم زیبایی تبعید.

من؛

مترسک قصه.

قدم رو 

            در عرض و  طول جغرافیای تاریخ.

۱...۲...۳...۴...

۱...۲...۳...۴... .

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 3:34  توسط بانو  | 

ما بی خبریم یا بقیه دنیا!

مغزم سفید و پاک اینهو صفحه سفیدو بی لک کاغذ. برهوت اینجا -اینجا رو می گم توی کلم. از محشر کبرا و آتیش خبری نیست. یا از سل و طوفان غضب. صدای غلمان و رقص حورم نیست. به جهنم شاید اعتقادی داشته باشم ولی بهشت! اصلا. جز دروغ گنده ای برای حرف شنو کردن و رام کردن این حیون دوپا نیست.

حسودیم میشه به حیونای توی جنگل -اونا چقدر خوشبختن و چه زندگی کامل و محشری دارن. اما هم نژادای ما بدبختیاشون رو غرور و دست آورد ی بشری به حساب میارن. به زندونایی که برای تن و روح خودشون ساختن افتخار می کنند. میگن حیونای درنده ضعیف ترا رو پاره پاره میکنند و عاطفه و  وجدانی در نهاد حیون وجود نداره -در صورتی که بشر دلسوزه و از هم نوعان پیرو ضعیفش حمایت میکنه. میگن انسان عاطفه داره! کس شعر کامل و تموم. اگر حیونا برای زنده موندن و تداوم نسلشون روزی یک بار از نژاد دیگه ای از حیوانات شکار میکنند. انسان هر روز دسته -دسته از هم نژرادهای خودش می کشه بدون اینکه فایده ای براش داشته باشه. منابع و زمینها و ثروت بی حدی در مالکیت تنها یک نفر قرار میگیره  در حالی که تمام مردم یک قوم بی پناه و بی خانمان هستند.

خونه هایی متعفن و منزجر کننده می سازیم و پیرها یی رو که دیگه کسی تحمل نگاه کردن به ظاهر دریده و زشتشون و بوی نفرت انگیزشون رو نداره برای زودتر سپری کردن روزهای بی ثمر شون در این جهان کامل به اونجا می سپاریم. جایی که خودمونم اگر به اندازه کافی بی رحم و ثروتمند نشیم باید در لجنش غرق بشیم.

آره -لجن. الانم توی لجن دستو پا میزنیم. هر روز و شب که بشر به وظیفه مقدسش مشغول میشه این گند و کثافتوهم میزنه. هر دفعه ای که پسرا و دخترای آدمو حوا درگیر پایین تنشون میشن تا یک کپی کوچیک از روی خودشون بسازن و اگر خیلی با وجدان باشن و کنار جوب آب یا جلوی در یتیم خونه ای  ولش نکن و با رفتاری بشر گونه مثل خودشون بارش بیارن  تا به کارهایی مشغول بشه که دیروزو امروزو فردا بهش مشغولیم و مشغول خواهیم بود و همین طور ..........میره .....میره .....میره  این دور باطلو.

آدم رام -آدم درست- آدم پرهیزگار... دروغگوها.

اصلا کی به فکر آدم افتاد که از بقیه موجودات جدا بشه  - متفاوت باشه؟!

 حسودیم میشه به آزادی و آرامش حیونا به خوشبختی و برهنگیشون.

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 21:29  توسط بانو  | 

ببو سالاری

ابراهيم نبوي
البته قرار نیست این مطلب را هیچ خارجی بخواند، چون من هم مثل شما به این نتیجه رسیدم ‏که این بچه عقب مانده مان را بهتر است خودمان به نیش بکشیم و تنهایی دردسرهایش را ‏تحمل کنیم تا اینکه هر روز تشک های دیشب اش را پهن کنیم جلوی چشم همسایه که از وسط ‏تنگه هرمز هم آن را ببینند. اصلا موضوع این چیزها نیست، موضوع چیزهای دیگری است.‏
تلفات هوای تهران از ارتش آمریکا بیشتر است
اگر فرض کنیم که مسوول مرگ همه کسانی که در عملیات انتحاری عراق می میرند، ‏آمریکایی ها هستند و اگر فرض کنیم مسوول مرگ همه شیعه ها و سنی هایی که سالهاست در ‏عراق و کشورهای مسلمان همدیگر را کشته اند آمریکایی ها هستند و اگر فرض کنیم که ‏مسوول مرگ مسلمانانی که در هنگام زیارت کربلا و نجف هر سال همدیگر را زیر دست و پا ‏له می کنند آمریکایی ها هستند و اگر فرض کنیم مسوول همه آدم ربایی ها و کشتن افراد ‏بوسیله آدم ربایان آمریکایی ها هستند و اگر فرض نکنیم که اگر آمریکا به عراق حمله نکرده ‏بود، وجود صدام حسین بطور عادی در هر ماه حداقل باعث کشته شدن هزار نفر در عراق ‏نمی شد، و با همه این موارد اگر کل تلفات جنگی آمریکا در این سالهای حمله به عراق را ‏محاسبه کنیم، بطور متوسط میزان تلفات جنگ در عراق در پنج سال گذشته روزانه 100 نفر ‏بوده است، در حالی که میزان تلفات ناشی از آلودگی هوای تهران، روزانه 150 نفر است و ‏هر روز فقط در تهران 150 نفر بخاطر نداشتن یک حکومت باشعور که بتواند شهرداری ‏تهران را اداره کند کشته می شوند.‏
نتیجه گیری: میزان تلفات هوای تهران از تلفات ارتش آمریکا در عراق بیشتر است.‏
تلفات جاده های ایران از اسرائیل بیشتر است
اگر فرض کنیم اسرائیل با همین شدت که غزه را بمباران می کند، نه به مدت یک ماه بلکه ‏دوازده ماه در سال و نه فقط امسال بلکه به مدت سی سال به حمله به غزه ادامه بدهد، و اگر ‏فرض کنیم که تمام تلفات فلسطینی ها از نظامیان باشد و هیچ کدام از فرماندهان و نیروهای ‏حماس کشته نشده باشد، در بدترین حالت اسرائیل در حالت حمله شدید خود روزانه 50 ‏فلسطینی را می کشد، در حالی که جاده های ایران بطور معمول و هر ماهه و به مدت سی ‏سال است که هر روز 90 نفر را می کشد.‏
نتیجه گیری: میزان تلفات جاده های ایران از اسرائیل بیشتر است
دزدیهای مفسدین و اشتباهات پابرهنگان
اگر فرض کنیم تمام اموالی که توتال به خانواده هاشمی رشوه داده است، واقعا داده شده باشد و ‏اگر فرض کنیم که مهدی و محسن هاشمی 50 میلیون دلار پول را به دست آورده باشند و اگر ‏همه شایعات مربوط به ثروت علی هاشمی درست باشد و اگر تمام خانه هایی که گفته می شود ‏یکی از اعضای فامیل هاشمی در تورنتو دارد، واقعا متعلق به خانواده هاشمی رفسنجانی باشد ‏و از جمله قهوه خانه های ریپوبلیک هم که متعلق به هاشمی های دیگری است مال هاشمی ‏رفسنجانی باشد و قطعا هم از راه بالاکشیدن اموال عمومی و استفاده از بیت المال به دست آمده ‏باشد.حتی اگر تمام اموالی که یک آقایی به اسم بیات در بلژیک دارد، متعلق به بیات نباشد و ‏بیات اسم مستعار رفسنجانی باشد و اگر فرض کنیم تمام آن چه محسنی اژه ای هم در دادگاه به ‏کرباسچی نگفت [اما خدابیامرز زواره ای و دیگر اعضای جناح راست گفتند و بعدا معلوم شد ‏خودشان هزار ماشاله دارند] درست باشد و او از همه رشوه گرفته باشد و سیصد سکه رشوه ‏داده باشد و اگر فرض کنیم شایعات و مزاح ها هم صحت داشته باشد، کل اموال مسروقه و به ‏یغمارفته توسط خانواده هاشمی و دوران خاتمی [یعنی در هجده سال گذشته] احتمالا چیزی در ‏حدود صد میلیون دلار خواهد شد، که این مبلغ معادل اتلاف بیت المال و بودجه دولت توسط ‏دولت احمدی نژاد در عرض 12 ساعت در چهار سال گذشته است. ‏
نتیجه گیری: خطر پابرهنه از دزد بیشتر است
دیکتاتورها و بی عرضه ها
اگر فرض کنیم که رژیم رضاشاه پهلوی یک حکومت دیکتاتور بود که مخالفانش را با تزریق ‏آمپول هوا در زندان می کشت و اگر فرض کنیم خیلی از زندانیان رضاشاه که در زندان به ‏دلیل ابتلای به تیفوس مردند، توسط رضاشاه کشته شده باشند و با همه اینها اگر تصور کنیم که ‏حکومت رضاشاه معروف به قلدر حکومت یک بیسواد بود که دشمنانش را می کشت، تعداد ‏کل کشتگان حکومت رضا شاه در طول بیست سال، از تعداد تلفات یک ماه یخبندان دولت ‏احمدی نژاد که در آن هزار نفر به دلیل بی عرضگی دولت از سرما مردند، کمتر بود.‏
نتیجه گیری: خطر معجزه قرن بیست و یکم از دیکتاتور قرن بیستم کمتر است.‏
پلیس ها و دزد ها
اگر فرض کنیم یک زن پزشک با نامزدش در یک بیابان گرفتار شوند و ده نفر دزد کثیف و ‏رذل و بی شرم و ظالم آنها را پیدا کنند و متوجه شوند که آن دو نامزد هستند و زنی که همراه ‏مرد است پزشک است و متوجه شوند که زن مذکور، از سرو رویش می بارد که خانم ‏محترمی است، احتمالا در بدترین حالت تمام اموال آنها را می دزدند و می روند، اما اگر همان ‏موقع نیروی انتظامی همدان سربرسد و همین خانم دکتر را با نامزدش بگیرند و به نیروی ‏انتظامی ببرند، احتمالا به زن مذکور تجاوز می کنند و اگر خوش شانسی خاصی نیاورد، او را ‏می کشند.‏
نتیجه: مواظب باشید هرگز از دزد به پلیس همدان شکایت نکنید.‏
‏..... و ادامه ماجرا
امروز می خواستم درباره این بگویم که ما تا چهار سال قبل با سالی 15 میلیارد دلار درآمد ‏ارزی کشورمان اداره می شد و تقریبا تمام شاخص های اقتصادی مان از امروز جلوتر بود، و ‏می خواستم بگویم که ما در هر سال پانزده میلیارد دلار( به اندازه بودجه یک سال نفت) فقط ‏از درآمد مشترک حوزه پارس جنوبی را بخاطر بی عرضگی و بی برنامگی دولت احمدی ‏نژاد از دست می دهیم..... و می خواستم بگویم که میزان اتلاف هزینه ناشی از وجود یک و ‏نیم میلیون تا دو میلیون نفر معتاد در ایران که باعث شده است ایران مهم ترین تولید کننده، ‏عبور دهنده، مصرف کننده و مبارزه کننده با مواد مخدر باشد از کل تلفات قاچاق انسان در ‏جهان و از تلفات جنگ ویتنام بیشتر است و به عبارتی ما به عنوان ام القرای اسلام، بیش از ‏تمام جهان فاسد موجود فاسد پرورش می دهیم...... و می خواستم بگویم که آمریکا که به ‏عنوان جنایتکار علیه اش شعار می دهیم و اسرائیل که ما به عنوان تروریسم دولتی آن را می ‏شناسیم... در حالی که تعداد کسانی که در عدالت گستر ترین دولت حکومت پابرهنگان از ‏گرسنگی در دو سال گذشته مردند 48 نفر بوده است.... و می خواستم بگویم..... راستی، من ‏این حرف ها را برای کی می زنم؟
نتیجه گیری اخلاقی: تلفات ناشی از حماقت از تلفات ناشی از جنایت بیشتر است
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 18:4  توسط بانو  | 

خودسوزي مقابل دفتر رياست جمهوري

در اعتراض به بي توجهي دولت به وضع زلزله زدگان بم - پنجشنبه 10 بهمن 1387 [2009.01.29]

zelzelahbam.jpg

ياسمين منطقي

يکي از زلزله زدگان بم در اعتراض به بي توجهي دولت به مشکلات زلزله زدگان در مقابل ساختمان رياست ‏جمهوري‎ ‎خود را به آتش کشيد.‏

خبر خودسوزي اين مرد زلزله زده از سوي مقامات دولتي و رسانه هاي نزديک به آنها سانسور شد، اما کارگران ‏شرکت صنايع فلزي که روز سه شنبه طي تجمعي مقابل رياست جمهوري در خيابان پاستور در انتظار بازگشت ‏نماينده خود از داخل اين ساختمان بودند، اين خبر را در اختيار رسانه ها قرار دادند.‏

اين کارگران به خبرگزاري ايلنا گفتند اين مرد که خود را از زلزله زدگان بم معرفي مي کرد، روز سه شنبه 10 ‏بهمن در مقابل ساختمان رياست جمهوري با ريختن مواد آتش زا خود را به آتش کشيد.‏

بنابر همين گزارش کارگران معترض به طور ناگهاني متوجه مردي شدند که پس از پاشيدن بنزين بر لباس‌‏هايش، ‏در يک آن خود را به آتش کشيد‎.‎‏ به گفته يکي از کارگران که شاهد خودسوزي مرد زلزله زده در مقابل ساختمان ‏رياست جمهوري بوده، اين مرد زلزله زده چند بار براي رسيدگي به خواسته‌‏هايش به نهاد رياست جمهوري ‏مراجعه کرده اما به دليل بي‌‏نتيجه بودن مراجعات دست به خودسوزي زده است.‏

کارگران صنايع فلزي با مشاهده اين وضعيت بلافاصله با پارچه ها و پلاکاردهايي که به همراه داشتند براي ‏خاموش کردن آتش به کمک وي شتافتند و در نهايت به اجبار لباس‌‏هاي مشتعل وي را پاره کردند.‏

خبرگزاري ايلنا در همين خصوص گزارش داد مردي که اقدام به خودسوزي در مقابل دفتر احمدي نژاد کرده ‏هنگام کمک کارگران و سربازان مستقر درنهاد رياست جمهوري براي خاموش کردن آتش گفته است: "بگذاريد ‏من بميرم، در زلزله بم فرزندانم روي دستانم مردند و کسي به داد ما نمي‌‏رسد."‏

کارگران صنايع فلزي گفته اند که اين مرد "پس از کمک کارگران و سربازان با آمبولانس به بيمارستان منتقل ‏شد"، اما دفتر رييس جمهور و مقامات دولتي تاکنون در مورد سرنوشت وي هيچ توضيحي ارائه نکرده اند.‏

اين دومين مورد از خودسوزي در مقابل ساختمان رياست جمهوري در خيابان پاستور تهران در چند ماه گذشته ‏است که خبر آن در رسانه ها انعکاس مي يابد.‏

خبرگزاري دولتي ايرنا پيشتر، در روز يکشنبه 16 ارديبهشت 86 خبر خودسوزي مرد جوانی را در مقابل دفتر ‏محمود احمدي نژاد در بخش اخبار محرمانه خود درج کرد و گزارش داد که اين مرد روز يکشنبه 16 ارديبهشت ‏‏86 در برابر ساختمان ارتباطات مردمي رياست جمهوري واقع در خيابان پاستور خود سوزي کرده است.‏

مسئول روابط عمومي اورژانس تهران به اين خبرگزاري گفت: "پس‌از اين حادثه بلافاصله مصدوم بوسيله يک ‏دستگاه آمبولانس به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد مطهري تهران منتقل شد"، و افزود: "حال عمومي وي که ‏‏۸۰‏‎ ‎درصد دچار سوختگي شده وخيم است". دلايل اعتراض اين فرد، هرگز معلوم نشد.‏

زلزله بم در 5 بهمن سال 82 موجب کشته شدن 41 هزار نفر و برجا ماندن خرابي هاي گسترده شد. محمود ‏احمدی نژاد که در جريان انتخابات رياست جمهوري از روند بازسازي بم انتقاد کرده بود، پس از رسيدن به قدرت ‏در يک سخنراني در جمع مديران ستادهاي حوادث غير مترقبه ايران گفت: "زمين زير پاي افراد مومن نمي ‏لرزد."‏

خبرگزاري ايسنا که اين اظهارات را منتشر کرد، گزارش داد که وي با تاکيد بر "تاثير اعمال و رفتار انسان‌ها در ‏حوادث و بلاياي طبيعي" گفته: "زمين نمي ‌تواند بر سر جايي كه همه‌ افراد آن مومن هستند بلرزد و آن را خراب ‏كند."‏

احمدي نژاد حتي به صراحت مردمان زلزله زده را به خوردن لقمه ناپاک متهم کرد، و اظهار داشت: "بايد آن ‏سوي قضيه را هم در نظر بگيريم. اگر هر لقمه‌اي پاك باشد و هر نگاه و دست و قلمي پاك باشد، طبيعت نمي ‌تواند ‏با اين دل‌هاي پاك همراهي نكند؛ چرا كه مسخر اين دل‌ هاست و برخي از حوادث با رفتار انسان‌ها ارتباط دارد‎.‎‏"‏

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 23:30  توسط بانو  | 

خدا به سر شاهد نمی دونم نویسنده کیه ! این متن از اموال دزدیست .

در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود وارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد. پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند. و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده و همگان را گوزو کرده اند
ها...ها...ها
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 16:4  توسط بانو  | 

هر انسان بالغ و جدی با رویا وآرزو مخالف است .یک انسان بالغ جدی ، عاقل است و هر گز وقت با ارزش را ،زندگی گران بها را صرف کارهایی بی ثمر مثل رویاسازی و تخیل نمی کند .

یک انسان مفید و قوی ، اشک نمی ریزد . به همدردی کسی نیاز ندارد .احتیاجی نیست تا برای ترس از تاریکی شمعی را روشن کند .یک انسان منطقی و درست کار می داند عشق جز اطلاف وقت و انرژی نیست .

پدر و مادر خوب کودکش را از بیماری تخیل و رویاپردازی؛ از قصهای جن و پری و قلعه های جادویی حفظ میکند .در عوض جدول آمار را که بسیار مفید است در مغز کودکش (save) می کند .

انسان طبیعی و نرمال به حال آدمهایی که با رویاها و افکارشان زندگی می کنند دل می سوزانند و تمام تلاششان را می کنند تا آنها را از این بیماری برهانند و اگرنشد ، دیگران را از آلوده شدن به این انسانهای ضعیف ،بی کار، نیمه و بی مصرف مصون کنند . از این انگلهایی که از زندگی هیچ نمی خواهند . نه پول ،نه زن یا مرد ،نه خانه ، نه فرزند، نه کار، هیچ چیز ؛ هیچ چیز ترسناک تر از تصویر چنین مخلوقی نیست .

ابر انسان برتر ، آنان که به اوج افتخار رسیده اند ، زندگی و زمانشان را صرف چیزهایی مهم و جدی می کنند . آنان خانه هایی بزرگ و فرزندانی بسیار شبیه به خودشان دارند . همسرانی به اندازه تصویر خود کامل . دنیایی تعریف شده و استوار . آنان زندگیشان را برای پایداری مهم ترین (( چیزها )) در جهان هستی صرف می کنند .

مانند سیاست ، یا خدا ،یا کشتار در جنگ ، یا قطع درختان ،یا شکار و خشک کردن آخرین ببرها ، یا داشتن بهترین و بزرگترین خانهء جهان ، یا سکسی ترین باسن سال ، یا ...یا...یا...

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 17:57  توسط بانو  | 

پس چرا دنیا بهتر نشد!

کمتر کسی قادر به درک و لمس فجایعیست که بر سر بشر می آید و آمده .ما تا به راستی گرسنگی و قحتی را تجربه نکنیم عمیقا همدردی با قحتی زدگان نداریم .تا کودکمان در اغوشمان جان ندهد ، جز غمی سطحی و احتمالا قطره ای اشک داغ که بیشتر نشان غرورمان است نداریم . تنها به افتخار دیدن چند عکس از عمق بدبختیها خوشبختیم و در مسابقه پوچ روشنفکری سعی در پیشی گرفتن از یکدیگر داریم تا بگوییم :(( من سالها قبل این خبر را شنیده ام ... من زودتر خوانده ام ...من دیده ام ... من می دانم ...)) .

اما حقیقت آن است که هیچ نمی دانیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 23:44  توسط بانو  | 

شعری که نسرودیم.

1- آگوست 1955 ، دانمارک: یک شرکت‌کننده در مسابقه موتورسواری ، افتاده است.

2- 1956 ، آلمان غربی: یک سرباز آلمانی بعد از طی دوره اسارت در روسیه به میهنش بازگشته و با دختر 12 ساله‌اش که از یک سالگی او را ندیده ، ملاقات می‌کند.

3- 1957 ، شارلوت ، کارولینای شمالی: دروتی کانتس ، یکی از نخستین
دانش‌آموزان سیاه‌پوستی است که توانسته وارد دبیرستان‌هایی شود که پیش از
 آن صرفا سفیدپوستان را پذیرش می‌کرد.‌ عکس‌العمل‌های سفیدپوستان باعث
شد که والدین دروتی تنها بعد از 4 روز وی را از دبیرستان خارج کنند.

4- 1958 ، پراگ ، چک‌اسلواکی: مسابقه فوتبال بین پراگ و براتیسلاوا.

5- اکتبر 1960 ، توکیو ، ژاپن: یک دانشجوی جناح راست ،
رهبر سوسیالیست‌ها Inejiro Asanuma را ترور می‌کند.

6- ژوئن 1962 ، ونزوئلا: سربازی که مورد اصابت گلوله یک تک‌تیرانداز قرار گرفته
در آغوش یک افسر نیروی دریایی. عکاس این عکس را در حالت درازکش برای پرهیز از
اصابت گلوله تک‌تیرانداز به خودش گرفته است.
 

7 - ژوئن 1963 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: یک بودائی در اعتراض به آزار و اذیت
پیروان مذاهب به وسیله دولت ویتنام جنوبی خودسوزی کرده است. این عکس‌
تأثیرگذار باعث شد ، رئیس جمهور کندی حمایت از دولت وبتنام جنوبی را متوقف کند.
 

8- آوریل 1964 ، قبرس: یک زن ترک به عزای شوهرش که در جنگ داخلی بین
ترک‌ها و یونانی‌ها در جزیره قبرس کشته شده ، نشسته است.
 

9- سپتامبر 1965 ، ویتنام جنوبی: یک مادر و فرزندانش برای فرار از بمباران آمریکایی‌ها
از عرض رودخانه عبور می‌کنند.

10 - ویتنام جنوبی ، فوریه 1966: سربازان آمریکایی جسد یک ویت‌کنگ را روی زمین می‌کشند. عکاس ژاپنی این عکس در سال 1970 در مأموریتی در کلمبیا کشته شد.

11- می 1967 ، ویتنام جنوبی: فرمانده یک تانک M48 آمریکایی ،
عکاس هلندی این عکس را در حالی که روی کف داغ تانک خوابیده بود ،
گرفت. وی تنها عکاس هلندی بود که برنده بهترین عکس خبری سال شد.
 

12 - اول فوریه 1968 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: پلیس ملی ویتنام جنوبی
 Nguyen Ngoc Loan ، یک ویت کنگ را اعدام می کند.
عکاس: Eddie Adams.
 

13- می 1969 ، لاندوندری ، ایرلند شمالی: یک کاتولیک جوان در زمان درگیری با نیروهای بریتانیایی. عکاس آلمانی این عکس هانس جورج آندرس ، بعد از یک شب درگیری خیابانی در ایرلند و در شرایطی که پلیس گاز اشک آور شلیک کرده بود ،  پسر جوانی را دید که ماسک ضد گاز بر سر داشت و روبروی دیواری ایستاده  که روی آن نوشته شده:"ما صلح می‌خواهیم" ،  قبل از اینکه گاز اشک‌آور خود عکاس را درگیر کند ، وی فرصت پیدا کرد ، دو عکس از این پسر بگیرد.
 

14 - دسامبر 1971 ، آلمان غربی: تیراندازی بین پلیس و دزدان بانک
 

15 - 8 ژوئن 1972 ، ویتنام جنوبی: عکاس این عکس به خوبی آن روز را به یاد می‌آورد ، نیروهای ویتنام جنوبی منطقه‌ای را با ناپالم بمباران کردند ، دختر ویتنامی در حالی که فریاد می‌زِد:"بسیار گرم است"،  لباس‌‌های در حال سوختنش را درآورد و بعد آب قمقمه‌اش را روی خود ریخت ، عکاس با دیدن کودکان در حال فرار آنها را سوار اتوموبیلش کرد و به بیمارستان مجاور برد.
 

16 - 11 سپتامبر 1973 ، سانتیاگو  شیلی:  سالوادور آلنده ، رئیس جمهور شیلی
لحظاتی قبل از مرگ در جریان کودتای پینوشه ، عکاس این عکس ناشناس است و
نیویورک تایمز این عکس را از منبعی که بر ناشناس ماندنش اصرار داشت ، به دست آورد.
 

17- جولای 1974 ، نیجر: یک قربانی خشکسالی

 

18- جولای 1974 ، بوستون آمریکا: یک زن و یک دختر خودشان را از یک ساختمان در حال اشتعال به پایین پرت می‌کنند.
 

19 - ژانویه 1976 ، بیروت لبنان: آوارگان فلسطینی. عکاس این عکس Françoise Demulder نخستین زنی است که توانست جایزه "بهترین عکس خبری سال" را تصاحب کند.
وی در شرایطی برنده شد که این جایزه بیستمین سالگرد خود را تجربه می‌کرد.
 

20 - آگوست 1977 ، آفریقای جنوبی: پلس در خارج کیپ تاون به سوی
شرکت‌کنندگان در یک تظاهرات نشسته که برای اعتراض به ویرانی
خانه‌هایشان تجمع کرده بودند ، گاز اشک‌آور شلیک می‌کند.

21 - مارس 1978 ، توکیو ، ژاپن: تظاهراتی بر علیه ساخت یک فرودگاه در ژاپن
 

22- نوامیر 1979 ، تایلند: اردوگاه آوارگان ، یک زن کامبوجی در حالی که
فرزندش را در آغوش گرفته است ، منتظر توزیع غذا است.
 

23 - آوریل 1980 ، اوگاندا: یک پسر دچار سوء تغذییه شدید. عکاس این عکس  وقتی
که فهمید همان مؤسسه‌ای که از انتشار این عکس به مدت 5 ماه خودداری کرده است ،
عکس را وارد رقابت عکاسی کرده است ، بسیار ناراحت شد. وقتی عکس برنده
جایزه "بهترین عکس خبری سال" شد ، عکاس  بسیار برآشفت ، چون مخالف
برنده شدن در رقابت‌های عکاسی از راه انتشار عکس افراد گرسنه و در حال مرگ بود.
 

24 - فوریه 1981: مادرید اسپانیا. پلیس نظامی پارلمان اسپانیا را تصرف کرده است.
عکاس از بیم توقیف عکس‌ها ، نگاتیوها را در کفشش قرار داد.
 

25 - سپتامبر 1982 ، بیروت لبنان: کشتار فلسطینی‌های اردوگاه آوارگان به وسیله فالانژهای مسیحی. در حالی که سربازان اسرائیلی مشغول تعریف کردن لطیفه برای هم بودند.
عکاس این عکس برای ساعت‌ها از جسدهای سوخته عکس می‌گرفت.
 

26 - اکتبر 1983 ، شرق ترکیه: بعد از یک زلزله ، زنی جسد 5 فرزندش را پیدا کرده است.
 

27 - دسامبر 1984 ، بوپال هند: جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از
یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس ، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.
 

28 - نوامبر 1985 ، کلمبیا: یک دختر 12 ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است ، بعد از 60 ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.
 

29 - سپتامبر 1986 ، سان‌فرانسیسکو آمریکا: ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز.
این ضایعات پوستی نشاندهنده کاپوسی سارکوما هستند. در شرایطی که مجلات
چندان تمایل نداشتند به اپیدمی ایدز بپردازند ، عکاس این عکس با انتشار
این عکس، بار دیگر باعث مطرح شدن نام این بیماری در جامعه شد.
 

30 - دسامبر 1978 ، کره جنوبی: تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.

31- دسامبر 1988: شوروی: زلزله ارمنستان
 

32 - 4 ژوئن 1989 ، پکن چین: عکس مشهوری که نیاز به توضیح ندارد.

33 - ژانویه 1990 ، کوزوو ، یوگسلاوی: عزاداری برای مردی که در جریان
تظاهرات برای اعتراض به لغو خودمختاری کوزوو کشته شده است.
 

34 - فوریه 1991 ، عراق: گروهبان آمریکایی به خاطر مرگ یک سرباز که ظاهرا
بهترین دوستش بوده و اشتباها مورد هدف خودی قرار گرفته است ، می‌گرید.
 

35 - نوامبر 1993 ، سومالی: مادری فرزندش را آماده خاک‌سپاری می‌کند.
کودک به خاطر قحطی فوت کرده است.
 

36 - ژوئن 1994 ، رواندا: چهره مردی از قبیله هوتو که از سوی همِ‌قبیله‌ای‌هایش
به خاطر ظن به همکاری با قوم توتسی شکنجه شده است.
 

37 - می 1995 ، چچن: چهره یک آواره در حال انتقال به اردوگاه آوارگان
در جریان مناقشه بین نیروهای جدایی‌طلب چچن و ارتش روسیه.
 

38 - 1996 ، آنگولا: یک قربانی انفجار مین
 

39 - سپتامبر 1997 ، الجزیره الجزایر: یک زن در خارج بیمارستانی که مجروحان و کشته‌شدگان قتل عام بنت‌الله به  آن منتقل می‌شوند ، در حال شیون است.
 

40 - نوامبر 1988 ، کوزوو: بیوه یک سرباز ارتش آزادی‌بخش کوزوو در مراسم
تشییع جنازه شوهرش

41 - آوریل 1989 ، آلبانی: یک مرد آلبانیایی در حال قدم زدن در خیابانی در Kukës آلبانی
که در آن خشونت‌های نژادی شیوع زیادی دارد. عکاس موفق نشد با این مرد حرف بزند.
 

43 - سال 2001 ، پاکستان: پیکر یک پسربچه آواره افغان آماده خاک‌سپاری می‌شود.
 

44 - 23 ژوئن 2002 ، قزوین ، ایران: پسربچه‌ای در مراسم به
خاک‌سپاری پدرش که در جریان زلزله کشته شده است.
 

45 - مارس 2003 نجف عراق: یک زندانی جنگ عراق ، فرزندش را  ، دلداری می‌دهد.
 

46: دسامیر 2004 ، تامیل‌نادو هند: زنی در ماتم نزدیکان کشته شده‌اش در سونامی
 

47 - آگوست 2005 ، نیجر: مادر و فرزند در یک مرکز اورژانس توزیع غذا

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 4:42  توسط بانو  |