تبليغاتX
هذیان در جزیره تنهایی ...

هذیان در جزیره تنهایی ...

اینجا همه مردن...

عیدانه مردان خدا و سیاست به ملت

هنوز دو هفته از سال 87 نگذشته بود که همه نگران وضعيت حقوق بشر در ايران بودند. وزارت امور خارجه ‏بريتانيا در سالنامه حقوق بشري اش، وضع حقوق بشر در ايران را‎ ‎‏"اسفناک" خوانده وايران را ‏در زمره 21 ‏کشوري قرار داده که وضعيت حقوق بشر در آنها "جاي نگراني"دارد ‏‎.‎ديده بان حقوق بشر از بازداشت بيش از ‏‏30 تن در يک مهماني در اصفهان انتقاد کرد و عفو بين الملل هم در بيانيه اي نوشت که نگران حال محمود ‏صالحي در زندان است.‏

هنوز همه جا در حالت نيمه تعطيل بود که از زندان هم پيامي رسيد. زندانيان عقيدتي گفتند: ‏‎"‎دو هفته ي نخست ‏سال جديد ‏از بدترين روزهاي دوران حبس است".‏

و از خانواده برخي زندانيان هم حرفهايي نقل مي شد.همسر محمد صديق کبودوند گفته بود: "لحظه سال تحويل ‏براي بچه ها خوب نبود. جاي خالي پدر نمي گذاشت به آنها خوش بگذرد. ‏‎ ‎واقعيت اين است که امسال اصلا سفره ‏هفت سين نچيديم. بچه ها حال و حوصله نداشتند". همسر منصور اسانلو هم "گناه" همسرش را چنين توصيف ‏کرد"اگر اتهامات همسرم چيزي به جز اين فعاليت‌هاي سنديکايي بود و مثلا به جرائم جنايي‎ ‎محکوم بود به احتمال ‏زياد ‏به او يک ماه مرخصي نوروزي تعلق مي گرفت ولي خوب چه کنيم، ‏‎ ‎گناه او به مراتب بزرگتر است، او نمي ‏تواند در ‏مقابل بي عدالتي سکوت کند و اين جرم‎ ‎کوچکي نيست‎"‎‏. ‏

باري، تنها دو هفته از فروردين 87 گذشته بود که فعالان حقوق بشر در ايران با کمپين و بيانيه و اطلاعيه به ‏رويارويي ‏ با نقض حقوق بشرمي رفتند؛ کمپيني براي آزادي فرزاد کمانگر آغاز شد، ديگري براي روناک صفا ‏زاده و هانا عبدي، ‏کارزاري براي لغو احکام اعدام در جريان بود و همراه با همه ي اينها همواره اين پرسش ‏مطرح مي شد: "آيا ‏وضع حقوق بشر در ايران در سال جديد بهبودي مي يابد؟"‏.‏

از هفته سوم سال، احضارها و بازداشتها و محکوميتها و توقيفها شروع شد.اعتراضات هم شروع شد: ‏
نيروهاي امنيتي، خديجه مقدم عضو کميته مادران کمپين يک ميليون امضا را بازداشت کردند.وي اولين فعال ‏حقوق زنان بود که در سال جديد بازداشت مي شد. چند روز پيش از بازداشت او "پروين اردلان" هم با احضار به ‏دادگاه مورد بازپرسي قرار گرفته بود و اتهام" فعاليت ‏تبليغي عليه نظام" به وي تفهيم شده بود. همزمان ‏‎500 ‎فعال ‏حوزه هاي اجتماعي در بيانيه اي به ادامه بازداشت ‏‎"‎روناک صفا زاده" ‏و "هانا عبدي" اعتراض کردند. بعلاوه، ‏‏30 فعال دانشجويي به کميته انضباطي دانشگاه شيراز احضار شدند و دو فعال ‏کارگري هم به دادگاه.‏

از سوي ديگر، 700 فعال دانشجويي نيز بيانيه اي در اعتراض به اعمال "سهميه بندي جنسيتي" دردانشگاهها ‏صادر ‏کردند و در بخشي از بيانيه نوشتند: ‏‎ ‎‏"ما زنان برابري خواه، سهميه بندي جنسيتي را ادامه سياست هاي ‏پدرسالارانه ‏موجود در‎ ‎جهت محدود ساختن زنان ايراني مي دانيم و با امضاء اين بيانيه خواستار توقف اين روند‏‎ ‎‎تبعيض آميز ‏هستيم".‏‎ ‎‏ 300 دانشجوي پسر هم با امضاي اين بيانيه همصدا با دانشجويان دختر به اين طرح‏‎ ‎‎‏"تبعيض آميز" ‏اعتراض کردند.‏

همزمان با همه اينها و در هفته سوم سال، دو رويداد جداگانه، "محمود صالحي" از زندان آزاد شد و "هادي قابل" ‏هم به زندان رفت.‏

يک خبر ديگر هم به اينها اضافه شد: هيات نظارت بر مطبوعات، مجوز اين چهار نشريه را لغو کرد: "صبح ‏ورزش"، "يمن گستر"، "گزيده ‏پژوهشهاي جهان" و"لاله". پيش از اين و در واپسين روزهاي سال 86، هشت ‏نشريه ديگر هم لغو امتياز شده بودند و ‏تنها ظرف چند ماه، تعداد نشرياتي که مجوزشان لغو شده بود، به 18 ‏رسيد‎.‎

همزمان با اين مجازاتها، عمادالين باقي جايزه گرفت؛ جايزه روزنامه نگار بين المللي سال بريتانيا را.‏

انگار با پايان تعطيلات نوروزي و بازگشايي دانشگاهها، وضع "حقوق بشر" هم به حالت عادي خود ‏بازگشت بود ‏و تصوير هميشگي اش را بازيافت بود؛ تصويري آشفته از احضار، دادگاهي، بازداشت و زنداني شدن گرفته تا ‏‏توقيف نشريات.‏

در آخرين هفته ماه فروردين، زندان شده بود ايستگاه و گذرگاه.يکي داخل مي شد، يکي بيرون مي آمد. خديجه ‏‏مقدم، بهروز کريمي نيا، مهرداد لهراسبي و اجلال قوامي از زندان آزاد شدند وعماد باقي به زندان بازگشت‏‎.‎شيرين ‏عبادي هم که هميشه نگران وضعيت ديگران بود، اينبار همه را نگران وضعيت خود کرد. وي از تهديدي سخن ‏گفت که مدتي است عليه خود و خانواده اش شدت يافته است؛ تهديد ‏با نامه؛ نامه اي که در دفتر وکالتش گذاشته ‏بودند: "به تو گفتيم رفتار غير اسلامي و منطبق با رفتار بهائيت خود را ‏ترک کن ولي تو به خوش رقصي براي ‏خارجيان و بهائيان ادامه دادي، دخترت را هم در اين راه وارد کردي. او را ‏خواهيم کشت که بداني...".‏‎‏ در هين ‏روزها بود که وبسايت "مدرسي فمنيستي" براي دومين بار ممنوع الملاقات شد: فيلتر شد.‏

همه اينها از يک طرف، محکوميتهايي هم در اين هفته بود. مجيد توکلي، احسان منصوري و احمد قصابان که ‏ماهها در زندان بودند، از سوي دادگاه انقلاب، احکام زنداني از 22 تا 30 صادر گرديد.‏

در کردستان هم دادگاه انقلاب حکم صادر کرد.‏‎ ‎‏ "هيوا بوتيمار"، فعال کُرد که پيشتر از سوي دادگاه انقلاب به اتهام ‏‎"‎محاربه" به اعدام محکوم و اين حکم در ديوان ‏عالي کشور نقض شده بود، مجددا به اعدام محکوم شد‎.‎همچنين ‏‏"اميد عباسقلي نژاد" به اتهام "اقدام عليه ‏امنيت ملي" از طريق نوشتن مطلبي در وبلاگش به شش ماه حبس ‏تعزيري محکوم شد؛عابد توانچه، ديگر فعال ‏دانشجويي هم به هشت ماه حبس تعزيري محکوم گرديد و غلامرضا ‏غلامحسيني، از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت ‏واحد اتوبوسراني به دليل پخش اطلاعيه هاي اين تشکل به شش ‏ماه زندان محکوم شد.‏

نهادهاي حقوق بشري هم از اعدام دو روحاني اهل سنت در زاهدان خبر دادند. ‏‎"‎مولوي عبدالقدوس ملازهي"‏‎ ‎و ‏‏"مولوي محمد يوسف ‏سهرابي‎"‎‏.اتهام آنها " همکاري با گروه جندالله" ذکر شد.اين در حالي بود که عفو بين الملل ‏تازه اعلام کرده بود که ايران در سال گذشته با 318 مورد اعدام، رتبه دوم اعدامها در جهان را دارد.‏

ارديبهشت که رسيد اين اتفاقات افتاد: دادگاه انقلاب، خانمها "ناهيد جعفري" و ‏‏"نسرين افضلي" را به اتهام"اخلال ‏در نظم عمومي" به تحمل 10 ضربه شلاق و شش ماه حبس محکوم کرد.از سنندج هم خبر رسيد "روناک" و ‏‏"هانا" کلاس ‏سواد آموزي در بند نسوان زندان به راه انداخته اند و براي کمپين هم جلسه تشکيل داده اند. فعالان ‏حقوق زنان گفتند"انگار زندان براي فعالان ‏زن، کلاس درس شده و براي زندانيان زن، مدرسه".‏

وضعيت فعالان دانشجويي هم چندان فرقي نداشت.‏‎ ‎‏ ‏‎"‎محمد هاشمي"، "علي نيکو نسبتي" و "علي عزيزي" از ‏‏اعضاي دفتر تحکيم، به دادگاه احضار شدند و" احسان منصوري" و "مجيد توکلي" و "احمد قصابان" هم در ‏زندان، ‏دوره محکوميتشان را با آنکه همچنان بر بي گناهيشان اصرار مي ورزيدند، سپري مي کردند. در بيرون ‏هم دانشجويان آزادي آنها را مي خواستند.در دانشگاه امير کبير ‏تجمعي اعتراضي در حمايت از آنها برگزار شد که ‏به خشونت هم گراييد.‏

از سوي ديگر در شيراز 75 دختر و پسر در جريان يک مهماني دستگير شدند‏‎. ‎سازمان ديده بان حقوق بشر ‏بازداشت دختران و پسران را در جريان مهماني ها، "تعرض به حوزه خصوصي مردم" عنوان کرد اما ‏فرمانده ‏انتظامي فارس پس از دستگيري اين افراد، گفت: "تجمع تعدادي دختر و پسر نامحرم در يک فضا همراه با ‏مسائل ‏خلاف شرع و قانون تبعات فرهنگي بسياري بدنبال دارد".‏

در اردبيل هم شش ‏‎ ‎فعال مدني ومطبوعاتي دستگير شدند‎ "‎بهروز علي زاده"، "ودود سعادتي"، "رحيم غلامي"، ‏‏‏"آيدين قره باغي"، "اردشير کريمي" و "مهدي کياني‏‎"‎‏.‏

آنطرفتر در شهر کوچک "ربط" در نزديکي "سردشت"، در جريان تجمع اعتراضي شماري از مردم اين شهر و ‏تير ‏اندازي نيروهاي انتظامي، دو نوجوان15 و 20 ساله به نامهاي "حسين پوياي" و "محمد اميني" در اثر اصابت ‏گلوله ‏کشته و شماري هم زخمي و دستگير شدند. تجمع در اعتراض به توقيف خودروي حامل گازوييل بدست ‏نيروي انتظامي ‏صورت گرفته بود.‏

همچنين در همين روزها بود که دو فعال مدني بازداشت شدند، دو زنداني اعدام گرديدند و سه نشريه هم توقيف ‏گشتند. ‏‎"‎مسعود رفيعي طالقاني"، روزنامه نگار و "شيث ‏اماني"، فعال کارگري بازداشت و دو زنداني به نامهاي ‏‏"محمد هوشمند" و "ابراهيم قنبري" در زندان رجايي شهر به ‏دار آويخته شدند. ‏‎ ‎‏"روژهه لات"، "راه آينده" و ‏‏"نشريه دانشجويي ايرانشهر" همه سه نشريه توقيف شده بودند. کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر هم از ‏مسدود شدن وبسايت خود براي دومين بار خبر داد.‏

و سرانجام "حجت الاسلام جواد طاهري" امام جمعه بخش "فهرج" کرمان از سوي افراد مسلح ناشناس ربوده ‏شد.در ‏حاليکه "ماموستا ايوب گنجي" امام جماعت مسجد قباي سنندج همچنان در بازداشت بسر مي برد.‏

اما در هفته دوم ارديبهشت، يعني در هفته اي که در هفته اي که "روز جهاني آزادي مطبوعات" و "روزمعلم" ‏و"روز ‏کارگر" در آن قرار داشت، پارلمان اروپا و وزارت امور خارجه فرانسه از "نقض حقوق بشر" در ايران ‏انتقاد کردند.‏

پارلمان اروپا با صدور بيانيه اي ضمن اعتراض به "نقض حقوق بشر" در ايران، از "سرکوب جامعه مدني"، ‏وضعيت ‏زنان و صدور احکام اعدام به شدت انتقاد کرد‎. ‎نمايندگان اين پارلمان در بيانيه خود از موارد محکوميت ‏و برخورد با ‏فعالان کمپين يک ميليون امضا نيز انتقاد کرد و از مجلس و دولت ايران خواستند "قوانين تبعيض ‏آميز نسبت به ‏زنان، که آنها را از دستيابي به مقامات بالاي دولتي و انتصاب به مقام قضاوت و حقوق برابر در ‏زمينه ازدواج، طلاق، ‏حضانت فرزندان، ارث و شهادت محروم مي کند" تغيير دهند.‏

وزارت امور خارجه فرانسه هم از مقامات جمهوري اسلامي خواست تا "حق ابراز نظر و عقيده" را براي ‏فعالين ‏زن ايراني به رسمي بشناسد‎.‎‏ اما با وجود اين اعتراضات باز در همان هفته، براي يکي ديگر از فعالين زن حکم ‏‏زندان صادر شد؛ "رضوان مقدم" به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي" به شش ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم ‏شد. او ‏چهارمين فعال زني بود که به شلاق محکوم مي شد.‏‎.‎پيشتر ‏‏"مرضيه مرتاضي لنگرودي"، بعد "ناهيد ‏جعفري" و "نسرين افضلي" به شلاق محکوم شده بودند.‏

انجمن صنفي روزنامه نگاران هم مقارن با 11 ارديبهشت، روز جهاني آزادي مطبوعات از "خزان مطبوعات" ‏‏در کشور سخن گفت و از توقيف و احضار و بازداشت و فشارهاي نهان و آشکار بر روزنامه نگاران و روزنامه ‏ها که ‏گوشه اي از آن را چنين برشمرد"صدور39 مورد حکم مجرميت و محکوميت‏‎ ‎روزنامه‌نگاران به زندان، ‏جزاي ‏نقدي، شلاق، ممنوعيت خروج، ‏تبعيد، پرداخت وثيقه و‎ ‎معرفي کفيل بخشي ديگر از سرکوب گسترده و ‏مداوم مطبوعات ‏در ايران طي يک سال ‏اخير را شامل مي شود. 15 روزنامه نگار از 12 ارديبهشت 86 تاکنون ‏بازداشت شده اند و 10 ‏روزنامه نگار هم ‏اکنون در بازداشت مي برند و بنابر آمار انجمن صنفي 17 روزنامه نگار ‏به دادسراها و جلسات ‏بازپرسي احضار ‏شده اند. و علاوه بر همه اين ها بيش از يک صد و بيست جلسه محاکمه ‏براي مديران مطبوعات و ‏روزنامه نگاران ‏برگزار شده است".همزمان با اين گزارش بود که روزنامه ‏‏"همبستگي" هم توقيف شد و "خانه آزادي" در گزارش سالانه اش نوشت: "وضعيت ازادي مطبوعات در ‏سرتاسر ‏جهان بدتر شده".‏

کانون مدافعان حقوق بشر نيز در اولين جلسه سال 87 ‏وضع"معلم" و "کارگر" ايراني را "نامطلوب" عنوان ‏کرد.شايد به اين دليل که هنوز" منصور اسانلو"ها و "فرزاد کمانگر"ها زنداني اند.‏

‎"‎فعالين ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و ‏امريکاي شمالي" هم در روز کارگر آماري ارائه داد از وضع ‏کارگران ايراني طي سالي که گذشت: "27‏ مورد بازجويي کارگران، 22 مورد صدور حکم، 13 مورد احضار، ‏‏37 مورد بازداشت، هزاران مورد اخراج و 116 ‏مورد عدم پرداخت حقوق". در همين حال ‏‎"‎مسعود کردپور" ‏معلم بوکاني به دو سال تبعيد به "تکاب" محکوم شد ‏و ‏‎"‎ابراهيم نوروزي گوهري" هم از سوي دادگاه انقلاب ‏احضار گرديد.‏

آنطرف تر در دانشگاه سهند تبريز هم چند روز پس از اعتصاب غذاي شماري از دانشجويان، هشت تن از آنان به ‏‏بيمارستان منتقل شدند و پس از چند روز ناآرامي، اوضاع دانشگاه به حالت عادي بازگشت.‏

اما در جاي ديگري اوضاع ناآرام شد.ايوان غرب. در نتيجه "بي تدبيري" فرمانداري، نيروهاي ‏انتظامي به ‏شماري از تجمع کنندگان مقابل ساختمان فرمانداري تيراندازي کردند و دست کم سه نوجوان 12، ‏‎16 ‎و 18 ‏ساله ‏کشته و شماري هم زخمي شدند.اين حادثه در پي اعلام نتايج دور دوم انتخابات مجلس اتفاق افتاد.‏

در آخرين روزهاي ارديبهشت بود که ‏‎"‎محمد جواد لاريجاني"، دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه در اظهاراتي كم ‏سابقه، فعالان حقوق بشر داخل كشور ‏را "متقلب" دانست و گفت: "حقوق بشر در داخل كشور پرچم مبارزه با نظام ‏شده كه اين پرچم تقلبي است و آنهايي ‏كه اين پرچم را به دست گرفته اند، متقلبانه آن را در دست دارند". آقاي ‏لاريجاني ‏همچنين تلويحا از برخورد "گزينشي" و "مصلحتي" با حقوق بشر دفاع كرد و افزود ‏‎"‎كشور ما چهار ‏سند ‏معتبر را پذيرفت و بعد از پيروزي انقلاب ما در مقابل دو گزينه بوديم كه يا تعهدات را قبول نداريم و گزينه‌ي ‏‏ديگر آن بود كه براساس مصلحت بپذيريم، اما مواردي كه مصالح ما را در پيش دارد رعايت كنيم".‏

اما خرداد با "سکته" شروع شد. محمد صديق کبودوند رييس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در اندرزگاه 8 ‏‏زندان اوين دچار عارضه سکته قلبي شد.‏

همچنين در دومين سالگرد اعتراضات شهروندان آذري که درخردادماه سال 85 برگزار شده بود، اينبار هم ‏شماري از فعالان آذري دستگير شدند. علي صديقي، جمشيد زارعي، حجت عراقي، سلمان عراقي، سالار عراقي، ‏اکبر عبدالهي در تبريز بازداشت شدند.همچنين دو نشريه متعق به دانشجويان آذري هم بسته شد: "ياغيش" و ‏‏"سهند".‏

در حول و حوش همين روزها، يعني اوايل خرداد ماه، از شوش خبر رسيد که "حکومت نظامي" غير رسمي در ‏جرين است. منابع خبري در خوزستان گفتند كه با استقرار نيروهاي انتظامي و لباس شخصي به شهر شوش و ‏بازداشت شماري ‏از كارگران شركت نيشكر هفت تپه، نوعي حكومت نظامي در اين منطقه برقرار شده است. ‏شمار ‏کارگران بازداشتي حداقل 10 تن ذکر شد.‏

و حکم اعدام فرزاد کمانگر، پيوسته، اعتراضات بين المللي را در پي داشت. فرد ون لي وون، دبيرکل فدراسيون ‏جهاني اتحاديه هاي معلمان در نامه اي به سفارت ايران در بروکسل ضمن اعتراض دوباره به بازداشت و اعمال ‏فشار بر معلمان ايراني به ويژه فعالان و مسئولان انجمن هاي صنفي معلمان در ايران، نسبت به ادامه بازداشت و ‏حکم اعدام صادر شده براي فرزاد کمانگر اعتراض کرد‎.‎

علاوه بر اينها، به گزارش ادوار نيوز "بيش از ‏‎1000 ‎نفر ‏از دانشجويان دانشگاه كرمان در اعتراض به مسموميت ‏شديد نزديك به ‏‎800 ‎نفر از دانشجويان اين دانشگاه به ‏علت مصرف غذاي سلف، روز جمعه در محوطه اين ‏دانشگاه تجمعي اعتراضي برگزار كردند".‏

همچنين دادگاه ويژه روحانيت همدان و دادگاه انقلاب مهاباد در اقدامي هماهنگ در چندين شهر کردنشين دست کم ‏بيست و يک تن از اعضاي اصلي يک گروه مذهبي موسوم به "مکتب قرآن" را احضار کردند. ‏هر دو مرجع ‏قضائي اتهام اعضاي احضار شده اين گروه مذهبي را "ايجاد تجمعات غير قانوني بوسيله ‏برگزاري مراسمات ‏مذهبي" عنوان کردند.‏

و درست در همين روزها بود که شماري از بهاييان بازداشت شدند.بازداشت شدگان اين افراد بودند: مسئولين ‏جامعه بهائي ‏ويلاشهر (اصفهان) به نام هاي ‌هوشمند طالبي و مهران زيني به همراه يكي ديگر از اعضاي اين ‏جامعه با نام فرهاد ‏فردوسيان.اين در حالي بود که چندين رهبر ديگر جامعه بهاييان بازداشت شده بودند: فريبا کمال ‏آبادي، جمال الدين خانجاني، عفيف نعيمي، ‏سعيد رضايي، بهروز توکلي و وحيد تيزفهم نام. در همين حال وزير ‏خارجه آمريكا، دولت كانادا و رئيس اتحاديه اروپا در مورد بازداشت اين افراد به ايران اعتراض كردند.‏

اعدام کودکان هم برغم اعتراضات گسترده بين المللي کماکان ادامه داشت. محمد حسن زاده نوجوان 17 ساله ‏محکوم به اعدام در زندان سنندج به دار ‏آويخته شد. ‏

و در لابلاي اين اخبار خبر توقيف نشريات هم گاها به چشم مي خورد: "طي روزها اخير سه نشريه دانشجوئي ‏کردي در دانشگاه هاي شيراز، مازندران و کرمانشاه توقيف شدند. ‏نشريه دانشجوئي کردي ـ فارسي "تريفه" در ‏مازندران با شکايت استاندار مازندارن توقيف شد. در کرمانشاه ‏نشريه "چرو" با فشار مستقيم نماينده نهاد رهبري ‏در دانشگاه توقيف و لغو امتياز و در دانشگاه شيراز نشريه ‏‏"وريا" به مدت يک سال توقيف شد".‏

همزمان "امواج" فيلترينگ سايتها و وبلاگها هر از چند گاهي در دنياي مجازي وزيدن مي گرفت.بيش از 80 ‏بلاگر ايراني در بيانيه تحت عنوان‎"‎بيانيه جمعي از وبلاگ‌نويسان در اعتراض به موج اخير فيلترينگ وبلاگ‌ها‎"‎، ‏نسبت به ‏افزايش "روند تحديد آزادي بيان و عقيده پس از روي كارآمدن دولت نهم" اعتراض کردند و ‏خواهان ‏‏"رفع فيلتر از تمام وبلاگ‌هاي فيلتر شده" در سال‌هاي اخير شدند.‏

به همين ترتيب، تابستان فرا رسيد. در نخستين هفته تيرماه و همزمان با هفته قوه قضاييه در ايران، اتفاقاتي رخ داد ‏که کانون همه آنها قوه قضاييه بود. ‏پارلمان اروپا به ادامه اعدام نوجوانان در ايران اعتراض کرد، محمد صديق ‏کبودوند به جرم دفاع از حقوق بشر به 11 ‏سال زندان محکوم شد، هانا عبدي به 5 سال زندان در تبعيد محکوم و ‏دانشجوي دختر دانشگاه زنجان بازداشت شد.‏همزمان، در دانشگاه زنجان، دانشجوي دختري که معاونت دانشجويي ‏دانشگاه قصد تعرض به وي را داشت، از ‏سوي مامورين بازداشت شد‎.‎

در چنين شراطي يک دختر دانشجو در دانشگاه لاهيجان خود را ‏از محل اتاق حراست دانشگاه، از طبقه چهارم به ‏پايين انداخت و ‏درجا جان سپرد.بي دليل نيست که "خودکشي، دومين عامل مرگ دانشجويان" اعلام شد.‏

آن سوتر، وزارت کار و امور اجتماعي در نامه اي، انجمن صنفي روزنامه نگاران را واجد شرايط انحلال اعلام ‏کرد. در حالي است که به گفته بدرالسادات مفيدي دبير انجمن "اساسا وزارت کارازمنظر قانوني صلاحيت انحلال ‏‏انجمن را ندارد".‏

از هفته دوم تير چه خبر؟ حدود يکهزار فعال مدني در اين هفته به حکم زندان و تبعيد هانا عبدي اعتراض ‏کردند؛‎دادسراي انقلاب حکم جلب مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي را صادر کرد و يک جوان 19 ‏ساله در ‏اصفهان اعدام شد.‏

‏و رسيديم به 18 تير. در نهمين سالگرد ناآراميهاي 18 تير، دست کم 16 دانشجو در تهران و مشهد بازداشت شدند. ‏سجاد رجبي، ‏محمد ميزبان، توحيد دولتشناس، محمد زراعتي و فرزاد حسن زاده نخست بازداشت شدند و علي قلي ‏زاده، علي ‏صابري، رضا عرب، اشکان آرشيان و مهدي قاسمي هم که براي پيگيري آزادي آنها کميته اي تشکيل ‏داده بودند، ‏دستگير شدند.همچنين در تهران سلمان سيما و مهدي خدايي، دانشجويان دانشگاه آزاد و مجيد اسدي، ‏دانشجوي دانشگاه علامه ‏طباطبايي بازداشت گرديدند.‏ در تبريز هم خبر رسيد که 37 دانشجو به دليل شرکت در ‏تحصن اعتراضي به کميته هاي انضباطي احضار شده اند.‏

در رويدادهاي ديگر "هفته 18 تير" شهناز غلامي، روزنامه نگار آذربايجاني به دادگاه احضار گرديد؛ زينب ‏‏بايزيدي فعال حقوق زنان در مهاباد بازداشت شد و عابد توانچه، دانشجوي چپ گرا در دادگاه تجديد نظر به هشت ‏ماه ‏حبس تعزيري محکوم گرديد.همچنين در سنندج صديق مينايي روزنامه نگار هفته نامه توقيف شده آسو دستگير ‏و به ‏زندان منتقل گشت‎.‎

در همين حال، در اعتراض به اعدام نوجوانان در ايران، 24 سازمان حقوق بشري جهاني و منطقه اي با صدور ‏بيانيه ‏اي مشترک، از مسولان جمهوري اسلامي خواستند تا حکم چهار نوجوان محکوم به اعدام، يعني بهنود ‏شجاعي، محمد ‏فدايي، سعيد جزي و صلاح تاسه را اجرا نکنند و در مجموع خواستار پايان بخشيدن به اعدام ‏نوجوانان بزهکار ايراني ‏شدند.‏

‏همچنين همزمان با روز جهاني "قلم"، فدراسيون بين‌المللي روزنامه‌نگاران و انجمن روزنامه‌نگاران زن ايران ‏‏‏(رزا) با صدور‎ ‎بيانيه‌هاي جداگانه‌اي، با اعتراض به اعلام انحلال انجمن صنفي روزنامه‌نگاران اين‎ ‎کشور از ‏سوي ‏وزارت کار جمهوري اسلامي، خواستار تجديد ‌نظر در اين تصميم شدند‎‏.‏

هفته آخر تير، هفته اعدام و بازداشت و احضار بود.‏‎ ‎‏11نفر اعدام شدند، حکم اعدام 4 نفر در ديوان عالي کشور ‏‏تاييد شد، دو عضو دفتر تحکيم بازداشت شدند، و دو فعال دانشجويي و دو فعال حقوق زنان به دادگاه احضار شدند. ‏‏ديوان عالي کشور، حکم اعدام فرزاد کمانگر، علي حيدريان و فرهاد وکيلي، سه فعال کرد را که به "محاربه" متهم ‏شده ‏بودند، تاييد کرد‎.‎‏ اما هنوز دو روز از انتشار حکم اعدام فرزاد کمانگر نگذشته بود که دادگاه انقلاب، يک معلم ‏کرد ديگر به نام "انور ‏حسين پناهي" را به اتهام "محاربه ‏‎" ‎به اعدام محکوم کرد.‏‎"‎بهاره هدايت" و "محمد ‏هاشمي" ‏هم دو تن از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت شدند‏‎.‎‏ و بالاخره ‏‎500 ‎روزنامه نگار ايراني با صدور بيانيه اي تحت عنوان "انجمن خانه ماست" به اعلام انحلال انجمن صنفي روزنامه ‏نگاران ‏اعتراض کردند‎.‎

در چنين شرايطي و همزمان با همه اين موارد، با اعلام سردار رادان، فاز دوم طرح برخورد با "اراذل و اوباش" ‏از سر ‏گرفته شد. ‏

در مرداد ماه، احسان منصوري، مجيد توکلي و احمد قصابان پس از 15 ماه بازداشت، از زندان آزاد شدند.بهاره ‏هدايت و محمد هاشمي هم با قرار کفالت آزاد شدند.‏

در يک اقدام کم سابقه، عزت الله انتظامي، پرويز پرستويي و کيومرث پوراحمد سه هنرمند سرشناس عرصه ‏سينما، به دادسراي امورجنايي احضار شدند. اين ‏سه هنرمند سرشناس تلاش هايي براي نجات جان بهنود شجاعي ‏نوجوان محکوم به اعدام انجام داده بودند که با ‏حمايت بيش از 200 روزنامه نگار همراه شده بود.چند روز بعد ‏نيروهاي امنيتي در بوکان، مسعود کردپور، معلم و روزنامه نگار کرد را بازداشت کردند. شعبه ۵ دادگاه انقلاب ‏تهران هم يوسف عزيزي بني‌طرف، نويسنده و پژوهشگر را به ‏اتهام دامن زدن به تظاهرات سال ۸۴ در اهواز، به ‏‏۵ سال زندان محکوم کرد. ‏هدايت غزالي و صباح نصري، دانشجويان دانشگاه تهران و علامه که بعد از 14 ماه ‏بازداشت به دو سال حبس تعزيري محکوم شدند. افزون بر اينها، حبيب الله لطيفي دانشجوي حقوق دانشگاه ايلام، ‏‏به اعدام محکوم گرديد.‏

پاييز از راه رسيد.10 اکتبر آمد.روز جهاني مبارزه با لغو حکم اعدام. در اين روز نهادهاي حقوق بشري کارنامه ‏يکساله اعدام ‏در جمهوري اسلامي را انتشار دادند: 286 نفر اعدام شده اند. 45 اعدام در ملا عام اجرا شده. 14 ‏زنداني سياسي و 4 زن در ميان اعدام شدگان بوده ‏اند. سن سه نفر از اعدامي ها کمتر از 18 بوده و ‏‎13 ‎تن هم ‏هنگام وقوع جرم کمتر از سن قانوني داشته اند.‏

و در همين ايام، يک مقام قضايي اعلام کرد "در ايران بيش از يکصد هزار نفر ممنوع الخروج و ممنوع المعامله ‏هستند".‏

‏‏بازداشتهاي مهر ماه: "مجتبي لطفي "مسئول دفتر آيت الله منتظري در قم بازداشت مي شود، چهار درويش گنابادي ‏به نامهاي "سياوش ‏ساکي"، "مرتضي سپندار"، " امين صفاري‎"‎، ‏‎"‎هادي اباذري" توسط نيروهاي انتظامي و ‏اطلاعاتي در مقابل ‏حسينيه دراويش در کرج دستگير شدند.‏

يا محکوميتها را ببينيد ‏‎"‎دکترمحمد مهدي احمدي" دبير سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي ‏دانشجويان دانشگاه ‏هاي شيراز و علوم پزشکي طي حکمي از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب شيراز به اتهام " تبليغ ‏عليه نظام " به ۸ ‏ماه حبس محکوم شد. "حسين رحماني" دانشجوي کامياراني به 6 سال حبس محکوم گرديد. حکم ‏دو سال حبس ‏تعليقي" آرمان صداقتي" عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي پلي تکنيک در دادگاه تجديد ‏نظر تأييد ‏شد.همچنين ‏"مهران بندي اميرآباد" از فعالان جامعه بهائي را به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به سه سال و ‏نيم حبس ‏وسه سال تبعيد به شهر بابک محکوم کردند. ‏

و به همين ترتيب مي رسيم به احضارها: بيش از 30 نفر از دانشجويان دانشگاه يزد، به کميته انضباطي احضار ‏‏شدند.بعلاوه، سولماز ايگدر، خبرنگار کانون زنان ايراني به شعبه ۳۱ دادگاه انقلاب مستقر در شهرري احضار ‏‏شد. ‏ در همين حال "شيوا نظر آهاري" از ادامه تحصيل باز مانده به خاطر دفاع از حقوق بشر. "سيامک کريمي"، ‏‏دانش آموخته ي رشته ي حقوق دانشگاه بوعلي سينا همدان هم به مانع برخورده براي ادامه تحصيل. مانع گزينش.‏
در چنين شرايطي ‏40 نفراز دانشجويان تحصيلات تكميلي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي با انتشار نامه ‏‏اي تحت عنوان "استادان ما را به دانشگاه بازگردانيد" نسبت به اخراج يا بازنشستگي اجباري ‏استادان اين دانشگاه ‏‏اعتراض كردند‎.‎

اما در آبان چه گذشت؟ بان کي مون، دبير سازمان ملل با انتشار گزارشي از وضعيت حقوق بشر در ايران انتقاد ‏کرد. وي در اين ‏گزارش از افزايش شمار اعدام ها، تداوم اعدام نوجوانان بزهکار، تبعيض عليه اقليتهاي مذهبي و ‏اعمال فشار بر ‏زنان، دانشجويان و کارگران ابراز نگراني کرد‎.‎برغم اين انتقاد، عشا مومني که از آمريکا به ايران ‏سفر کرده بود، در خيابان و در حين ‏رانندگي، به اتهام "رانندگي با سرعت غير مجاز" متوقف و بازداشت شد و به ‏بند 209 اوين منتقل گردي‏‎ 32 ‎تن از دراويش گنابادي هم به دادگاه احضار شدند.28 نفر در استان اصفهان، 4 تن ‏در کرج. ‏

بعلاوه، پس از اينکه ‏معاون قضايي دادستان کل کشور از صدور بخش نامه اي براي توقف اعدام نوجوانان ‏بزهکار خبر داد، نهادهاي ‏بين المللي مدافع حقوق بشر ضمن استقبال از اين اقدام، آن را "ناکافي" دانستند و ‏نگراني شان را در خصوص ‏اينکه بخشنامه قصاص را در برنگيرد، اعلام کردند. در همين ارتباط سخنگوي قوه ‏قضاييه روز سه شنبه گفت: "‏قصاص مشمول اين بخشنامه نيست، چرا که يک حق خصوصي است و حاکميت حق ‏مداخله در آن را ندارد". ‏

آنسوتر گزارشگران بدون مرز در جديدترين رده بندي جهاني آزادي مطبوعات، ايران را در جايگاه 166 قرار ‏‏داد. در اين گزارش آمد: "ايران همچنان بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است". ‏در همين حال ‏‏1000 دانشجوي پزشکي با ارسال نامه اي براي رييس قوه قضاييه، به نحوه رسيدگي به پرونده ‏زهرا بني يعقوب ‏اعتراض کردند. ‏آيت الله شاهرودي هم خبر از يک "بيماري" داد: ناسلامتي حقوقي. وي گفت: "ورود ‏‎8 ‎‏ الي 9 ‏ميليون ‏پرونده در سال به سيستم قضايي کشور در زمينه هاي حقوقي، مدني، کيفري و... نشان دهنده اين بيماري و ‏ناامني ‏حقوقي در جامعه است". ‏

اما افرادي که در پاييز آزاد شدند: سجاد رادمهر، آيدين خواجه اي، فراز زهتاب، امير مرداني و احسان نجفي، ‏منصور امنيان و مقصود عهدي از دانشجويان بازداشت شده تبريزي با وثيقه آزاد شدند.يک فعال سياسي بنام محمد ‏ابراهيمي پس از هفت سال حبس، آزاد شد.اتهام وي "ارتداد" و "تبليغ عليه نظام" ذکر شده است. همچنين مجيد ‏ماکويي، فعال دانشجويي آذربايجاني پس از 57 روز بازداشت، از زندان ازاد شد‎.‎

در وسطهاي آبان هم شاهد اين رويدادها بوديم: احکامي براي فعالان زن صادر شد، اتحاديه اروپا خواستار توقف ‏اعدام کودکان در ايران گرديد‎.‎بعلاوه، درست دو روز پس از اينکه مسئولان قوه قضاييه گفتند "اعدام کودکان ‏نداريم‎"‎، سازمان ديدبان حقوق ‏بشر و کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران، مشترکا اعلام کردند: "در تاريخ 9 ‏آبان ماه 1387، هفتمين نوجوان ‏در سال جاري ميلادي در ايران اعدام شده است". دو نهاد مذکور همچنين خبر ‏دادند که: ‏‎"‎ايران تنها کشوري است ‏که در سال جاري ميلادي جوانان بزهکار را اعدام کرده است". ‏

کانون مدافعان حقوق بشر، در پاييز، گزارش تابستانه وضعيت حقوق بشر در ايران را منتشر کرد. براساس اين ‏‏گزارش در تابستان امسال 9 فعال مدني احضار، 75 نفر بازداشت، 22نفر محکوم به احکام قضايي، سه نوجوان ‏اعدام، ‏‏71 کارگر اخراج و 51 معلم هم دستگير شده اند. همانطور که در اين گزارش آمده، کانون معتقد است: ‏‏"تضمين دوام ‏قدرت، نه در بي‌توجهي به خواسته‌هاي ملت و سرکوب و خشونت نسبت به آنان، که در تأمين ‏مطالبات واقعي مردم و ‏جلب رضايت همگاني نهفته است‎"‎‏.‏

اينها ها به ليست پاييزه اضافه شدند: در آذربايجان نيروهاي امنيتي ‏شهناز غلامي، فعال حقوق زنان را بازداشت ‏کردند. در کردستان هم وريا مروتي، فعال دانشجويي سنندجي بازداشت ‏شد. "شهروند امروز" و "ارژنگ" هم ‏توقيف شدند.و البته، ياسر گلي، فعال دانشجويي سنندجي به تحمل 15 سال حبس محکوم گرديد.‏

آبان، با اين اخبار به انتها رسيد: در ساري دو تن از پيروان بهاييت بازداشت شدند: سونيا تبيانيان ‏و طراز الله الله ‏وردي گرجي. در سنندج بهمن توتونچي، روزنامه نگار کرد بازداشت شد. در تهران فيروز ‏يوسفي، از فعالان ‏آذري دستگير و روانه بند 209 زندان اوين شد.‏
محکوميتها هم کم نبودند: دلارام علي از اتهامات شرکت در تجمع غير قانوني با هدف اقدام عليه امنيت کشور و ‏‏فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي تبرئه شد، اما دادگاه وي را به اتهام اخلال در نظم عمومي متهم شناخت ‏‏و به تحمل چهار ماه حبس و 10 ضربه شلاق ـ قابل تبديل به جزاي نقدي ـ محکوم کرد. همچنين دادگاه انقلاب ‏‏ماکو دو فعال اين شهر به نامهاي صابر بيت الهي و بهمن نصير زاده را به يک سال حبس محکوم کرد.به اتهام ‏‏فعاليت براندازانه عليه نظام و همکاري تبليغي به نفع گروههاي مخالف.‏ آنطرفتر، زينب بايزيدي از اعضاي کمپين ‏يک ميليون امضا، که به تحمل 4 سال زندان در تبعيد محکوم شده بود، ‏در اين هفته از زندان مهاباد به زندان ‏مرکزي زنجان تبعيد شد‎.‎

همچنين اتحاديه اروپا با صدور بيانيه اي به اعدام يک نوجوان افغان در ايران اعتراض کرد. اين نوجوان که ‏‏غلامرضا.ح نام داشت، به جرم قتل شيرآغا، يک افغان ديگر، ۸ آبان در محوطه مرکزي زندان اصفهان به دار ‏‏آويخته شد‎.‎اتحاديه اروپا در اين بيانيه خواستار "به اجرا گذاشته شدن بخشنامه جديد قوه قضائيه مبني بر تخفيف ‏‏مجازات اعدام براي مجرمان زير ۱۸ سال" گرديد. و بالاخره، مشاور قضايي دادستان کل کشور آمار عجيبي را ‏اعلام کرد: "بيش از پنج ميليون سايت ‏اينترنتي در کشور فيلتر هستند". وي همچنين گفت: "دشمنان با سوء ‌استفاده ‏از شبکه اينترنت تلاش مي‌کنند تا ‏هويت ما را مورد تهاجم قرار دهند که نگران کننده است".‏

در هفته اول آذر ماه، يازده نفر اعدام ‏شدند، براي دو نفر حکم اعدام صادر شد و براي سه نفر، صدور حکم اعدام ‏تقاضا شد؛شش نفر بازداشت شدند و ‏سه نفر هم احضار.و قطعنامه اي هم در واکنش به نقض حقوق بشر در ايران ‏صادر شد.‏آيت الله دري نجف آبادي، دادستان کل کشور نيز با هشدار نسبت به بالا بودن ميانگين تعداد ‏زندانيان در ‏ايران گفت: "ميزان زندانيان از استانداردهاي جهاني بسيار بيشتر است".‏ کميته حقوق بشر مجمع عمومي سازمان ‏ملل با صدور قطعنامه اي از ‏نقض گسترده حقوق بشر در ايران انتقاد کرد. رييس جمهور هم گفت: "آنهايي که به ‏دروغ براي نمايش اينکه بويي ‏از انسانيت برده اند، وقتي در کشورهايي مثل ما، پاي يک گربه زير کاميون ‏شهرداري مي رود، قطعنامه هاي ‏حقوق بشري صادر مي کنند".‏

در هفته دوم آذر، نقض حقوق بشر در ايران مورد انتقاد "گزارشگران سازمان ملل" و "وزارت خارجه بريتانيا" ‏قرار ‏گرفت.بعلاوه، سه نفر به اعدام محکوم شدند و يک نفر به قصاص دو چشم محکوم شد.احضار و بازداشت ‏محکوميتهايي ‏هم بود.‏ سه نفر از عاملان بمب گذاري شيراز هم به اعدام محکوم ‏شدند‎.‎‏ در حکمي متفاوت تر، ‏دادگاهي در ايران مردي را که با پاشيدن اسيد روي صورت دختر مورد علاقه ‌اش باعث ‏نابينايي و جراحات شديد ‏بر بدن او شده است، به قصاص دو چشم و پرداخت ديه محکوم کرد‎‏.‏

اما ر هفته اي که اعلاميه جهاني حقوق بشر 60 ساله شد، و در روز دانشجو، شش نفر در ايران اعدام شدند. 15 ‏‏دانشجو احضار گرديدند. يک فعال دانشجويي بازداشت شد. چهار فعال اجتماعي محکوم شدند. يک معلم احضار ‏‏گرديد. براي دو فعال حقوق زنان قرار کفالت صادر شد. يک وکيل ممنوع الخروج گشت. 13 گروگان بدست ‏‏جندالله کشته شدند و يک کاسب توسط نيروي انتظامي به قتل رسيد‎.‎

به مناسبت روز 10 دسامبر، شصتمين سالگرد تدوين اعلاميه جهاني حقوق بشر، شش نهاد حقوق بشري ايراني در ‏‏بيانيه مشترکي از سازمان ملل متحد خواستند تا هيات مستقلي را جهت تحقيق پيرامون وضعيت حقوق بشر به ‏‏ايران اعزام کند‎. ‎انجمن دفاع از زندانيان سياسي، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، فعالين ايراني دفاع از ‏‏حقوق بشر در اروپا و امريکاي شمالي، کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي، کميته دفاع از زندانيان سياسي ‏‏آذربايجان ـ آسمک و کميته گزارشگران حقوق بشر کليات نقض حقوق بشر در ايران را چنين عنوان ‏‏کردند"افزايش صدور و اجراي حکم اعدام، صدور حکم اعدام براي افراد کمتر از هيجده سال، گسترش دستگيري ‏‏و محاکمه دانشجويان و فعالين سياسي، اجتماعي و فرهنگي، سرکوب بي وقفه زنان در عرصه هاي مختلف، ‏‏اخراج و بيکاري کارگران و دريغ کردن حقوق اوليه آن‌ها، سرکوب اقليت هاي ديني و قومي و..."‏. بعلاوه، تدوام ‏اعدام کودکان هم واکنش نماينده يونيسف در ايران را در پي داشت. كريستين سالازار نماينده صندوق ‏کودکان ‏سازمان ملل در ايران گفت: "در شصتمين سال تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر نبايد در ايران راجع به ‏مسايلي ‏همچون اعدام و حبس ابد کودکان زير ‪ ۱۸‬سال بحث شود، اما متاسفانه اين بحث وجود دارد". ‏

آنطرفتر پس از برپايي مراسم 16 آذر، روز دانشجو، 15 دانشجوي دانشگاه بوعلي همدان به کميته انضباطي اين ‏‏دانشگاه احضار شدند. همزمان ياسر بهادري، دانشجوي رشته عمران دانشگاه ايلام به دادگاه احضار شد و در ‏‏نهايت به 4 ماه حبس محکوم گرديد. و در چنين اوضاعي بود که کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران اعلام کرد ‏‏‏"در يک سال و نيم گذشته در ايران، دست‌کم ۲۰۱ دانشجو بازداشت شده‌اند و ۱۶۱ دانشجو نيز احکام محروميت ‏‏از تحصيل دريافت کرده‌اند". ‏

آنسوتر، نسرين ستوده، وکيل سرشناس ايراني، هنگام عزيمت به ايتاليا جهت دريافت جايزه بين المللي حقوق بشر ‏‏ايتاليا، ممنوع الخروج شد. پيشتر چهار فعال حقوق زنان ممنوع الخروج شده بودند: منصوره شجاعي، پروين ‏‏اردلان، طلعت تقي نيا و سوسن طهماسبي. ‏و درست همزمان با ممنوع الخروجي نسرين ستوده، جايزه حقوق بشر ‏نورنبرگ به عبدالفتاح سلطاني ديگر وکيل ‏شناخته شده ايراني تعلق گرفت‎.‎

رسيديم به زمستان. دفتر کانون مداقعان حقوق بشر که رياست آن را شيرين عبادي به عهده دارد، پيش از ‏برگزاري ‏مراسم جشني به مناسبت بزرگداشت روز جهاني حقوق بشر، از سوي ماموران امنيتي و انتظامي پلمب ‏شد. ‏

در دومين هفته دي ماه و درست هنگامي که سال 2008 تمام شد، براي 10 فعال دانشجوي احکامي صادر شد. ‏شش تن بازداشت شدند.مامورين ‏مالياتي اسناد دفتر وکالت شيرين عبادي را با خود بردند.يک نشريه هم توقيف ‏شد.جندالله هم در يک عمليات ‏انتحاري شماري را کشت و تعدادي هم زخمي شدند.‏ همزمان پنج نفر که مدعي شدند ‏مامور مالياتي هستند به دفتر شيرين عبادي رفتند و اسناد دفتر وکالت برنده جايزه ‏صلح نوبل را با خود بردند. ديد ‏بان حقوق بشر و کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران هم در بيانيه اي مشترک ‏ابراز نگراني و اعلام کردند: ‏‏"ادامه حمله به خانم عبادي نه تنها فقط خانم عبادي بلکه همه اعضاي جامعه مدني ‏را به مخاطره انداخته است".‏

در سومين هفته زمستان، کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران از سنگسار سه مرد در گورستان بهشت زهراي ‏مشهد خبر داد. در نهايت، ‏دو نفر به قتل رسيدند و يک نفر توانست از صحنه سنگسار جان سالم به در ببرد و خود ‏را نجات دهد. به اين ‏ترتيب شمار افراد سنگسار شده در ايران طي دو سال اخير به حداقل شش تن رسيد. ‏در دنياي ‏مجازي هم خبر رسيد که وبسايت تغيير براي برابري، براي نوزدهمين بار از سوي مقامات ‏جمهوري اسلامي فيلتر ‏شد. ‏از شيراز هم خبر رسيد که 10 دانشجوي دانشگاه شيراز به اداره اطلاعات اين شهر احضار شده اند. اسامي ‏‏احضار شدگان به اين ترتيب است: سعيدخلعتبري، عباس رحمتي، آرش روستايي، هادي الم لي، عنايت تقوي، احمد ‏‏کهنسال، اسماعيل جليل وند، حمداله نامجو، آلما رنجبر و محبوبه خادمي. ‏در ماکو شش فعال مدني و سياسي به ‏نامهاي ابراهيم عبدالله ‏نژاد، علي حلمي، علي حسين نژاد اصل، محسن حسين زاده، صابر بيت الهي و بهمن نصير ‏زاده به اتهام شرکت ‏در تظاهرات اعتراض آميز شهرهاي آذربايجان در خرداد 1385، به تحمل حبس از يک تا ‏‏10 سال محکوم شدند. ‏همچنين يک دادگاه تجديد نظر هم شهناز غلامي، وب نگار و فعال حقوق زنان در ‏آذربايجان را به تحمل شش ماه ‏حبس تعزيري محکوم کرد. ‏همزمان با همه اينها، روزنامه کارگزاران و نشريه ‏دانشجوي طاق بستان ‏دانشگاه رازي کرمانشاه توقيف شدند.‏

و در نهايت بان کي مون، دبير سازمان ملل متحد از مقامات جمهوري اسلامي خواست تا ‏به ‏‎"‎آزار و اذيت" شيرين ‏عبادي خاتمه دهند. بعلاوه، 500 فعال ايراني هم با امضاي نامه اي خواستار "لغو هرچه ‏سريعتر پلمب اين دفتر و ‏ادامه فعاليت هاي انسان دوستانه و حق طلبانه کانون مدافعان حقوق بشر" شدند. ‏

در هفته آخر دي ماه، اتحاديه اروپا به احکام سنگسار در ايران شديدا اعتراض کرد‎.‎‏ شمار دانشجويان بازداشتي در ‏شيراز به 11 تن رسيد. دو نشريه توقيف شدند. بعلاوه چند فعال حقوق زنان احضار گشتند و شماري از آنها هم ‏مورد ضرب و شتم لباس شخصي ها قرار گرفتند‏‎.‎

تجمع شماري از فعالان حقوق زنان در مقابل سفارت فلسطين در تهران که در حمايت از زنان و کودکان غزه برپا ‏شده بود، با مداخله شماري از لباس شخصي ها به خشونت کشيده شد و چندين فعال حقوق زنان مورد ضرب و شتم ‏قرار گرفتند‎. ‎راحله عسکرزاده يکي از اين فعالين بود که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و دوربين ‏عکاسي وي هم از سوي اين افراد ضبط شد‎.‎

سه نهاد حقوق بشري خواستار آزادي دکتر آرش و کاميار علايي شدند. پزشکان مدافع حقوق بشر، سازمان ديدبان ‏حقوق بشر و کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران در بيانيه مشترک خود ضمن درخواست تبرئه اين دو پزشک ‏سرشناس نوشتند: "برادران علايي در بين چهار شهروندي هستند که مقامات ايراني از آنها به عنوان براندازان ‏نظام ياد کردند‎".‎

دي تمام شد و بهمن چنين شروع شد: ‏‎26 ‎تن اعدام شدند، 21 فعال دانشجويي احضار گرديدند، 11 دانشجو ‏دادگاهي شدند. براي پنج فعال دانشجويي احکامي صادر گشت. برادران علايي به حبس محکوم گرديدند، چهار ‏شهروند دستگير شدند و يک فعال سياسي زن به اعدام محکوم شد. يک نشريه توقيف شد و يک وبسايت هم مسدود‎.‎

دادگاه انقلاب، دكتر آرش و كاميار علايى را به اتهام ارتباط با پرونده موسوم به "براندازى نرم در ايران" به شش ‏و سه سال زندان محکوم کرد.‏

و بالاخره، پس از انتخاب کمپين يک ميليون امضا به عنوان برنده جايزه ‏‎"‎سيمون دوبووار"، سيمين بهبهاني به ‏نمايندگي از اعضاي کمپين يک ميليون امضا در مراسم اهداي اين جايزه حاضر شد و آن را دريافت کرد‎.‎

در هفته دوم بهمن، شش نفر اعدام شدند. يک فعال کرد به اعدام محکوم گرديد. بيش از 11 تن بازداشت ‏شدند. 22 ‏فعال دانشجويي به کميته انضباطي احضار گشتند. چهار فعال حقوق زنان دادگاهي شدند. دهها وبسايت ‏فيلتر ‏گرديدند. تيم فوتبال زنان استقلال منحل شد و محمد صديق کبودوند، برنده جايزه هملن همت ديده بان حقوق بشر ‏‏گرديد. ‏

افزون بر اينها؛ کانون مدافعان حقوق بشر و عفو بين بين الملل پس از انتشار اخباري مبني بر تخريب گورستان ‏خاوران، ‏ضمن انتقاد از اين اقدام، خواستارآن شدند که مقام‌هاي عالي‌رتبه هرچه سريع تر نسبت به اعاده وضع و ‏بازسازي ‏محل اقدام کنند. ‏

و به همين ترتيب مي رسيم به رويدادهاي آخرين ماه سال.اسفند. نخست اينکه حدود 70 دانشجوي دانشگاه صنعتي ‏امير کبير بدنبال اعتراضات دانشجويي اين هفته که نسبت به دفن اجساد سربازان ايراني در دانشگاه برپا شده بود، ‏از سوي نيروهاي انتظامي و امنيتي بازداشت شدند. از اين ميان شماري از بازداشت شدگان پس از يک روز ‏بازداشت آزاد شدند و شماري ديگر کماکان در زندان ماندند. در ميان بازداشت شدگان اسامي فعالاني همچون ‏عباس حکيم زاده، احمد قصابان، نريمان مصطفوي و مهدي مشايخي هم ديده مي شود‎. ‎همزمان، اين اعتراضات ‏دانشجويي با دخالت لباس شخصيها به خشونت کشيده شد و شماري از دانشجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند‎.‎
آنسوتر، پس از تخريب حسينيه دراويش نعمت اللهي در تخت فولاد اصفهان، شماري از دراويش به نشانه اعتراض ‏در صدد بر آمدند تا تجمعي در مقابل ساختمان مجلس برپا کنند اما با ممانعت نيروهاي انتظامي و امنيتي مواجه ‏شدند و بدنبال اين تجمع قريب 70 تن از دراويش از سوي نيروهاي پليس بازداشت شدند‎.‎

علاوه بر بازداشتهاي فله اي اين هفته شماري ديگر از فعالين صنفي نيز دستگير شدند. از اين ميان، اکبر پير ‏هادي، يکي ديگر از اعضاي سنديکاي اتوبوسراني د بازداشت گرديد. همچنين رحيم بوستاق، عضو هيات مديره ‏سنديکاي شرکت کشت و صنعت هفت تپه دستگير شد‎.‎

محکوميتهاي هفته اول زمستان: دادگاه تجديد نظر استان کردستان، حکم اعدام حبيب الله لطيفي، فعال دانشجوي ‏سنندجي را تاييد کرد. باز هم در کردستان، دادگاه تجديد نظر، حکم 15 سال حبس در تبعيد ياسر گلي فعال ‏دانشجويي سنندجي را تاييد کرد وي همزمان به زندان بافق کرمان تبعيد گرديد. در تبريز هم دو فعال مدني به ‏نامهاي حميد والايي و غلام نجفي به اتهام تبليغ عليه نظام به تحمل يکسال حبس محکوم شدند. سه ماه تعزيري و 9 ‏ماه تعليقي به مدت 5 سال. همچنين در بانه، يک نوجوان کرد به نام زانا کريمي به اتهام همکاري با گروههاي ‏مخالف به تحمل 9 ماه حبس محکوم گشت.و بالاخره، مقداد اسلامخواه، فعال دانشجويي دانشگاه امام حسين به اتهام ‏تشکيل نهاد غيرقانوني به تحمل پنج ماه حبس محکوم گرديد. در همين حال جلسه رسيدگي به اتهامات سهراب ‏کريمي، فعال دانشجويي کرد در شعبه 30 دادگاه انقلاب برگزار گرديد. اتهام وي اقدام عليه امنيت کلي ذکر شده ‏است‎.‎

در سنندج، احکام شلاق دو فعال زن به اجرا درآمد که اعتراضاتي را هم در پي داشت.۷۰ ضربه شلاق براي ‏سوسن زازاني و ۱۵ ضربه هم براي شيوا خيرآبادي. اين دو فعال کارگري زن پيشتر در مراسم بزرگداشت روز ‏جهاني کارگر در شهر سنندج دستگير شده بودند. حکم آنها روز 30 بهمن در سنندج به اجرا در آمد‏‎.‎

در هفته اي که هشت مارس از آن عبور کرد، قرار بازداشت موقت قديمي ترين زنداني زن پس از 15 سال، باز ‏‏تمديد شد‎. ‎ديوان عالي کشور حکم پاشيدن اسيد به چشمان يک متهم را تاييد کرد. يک زنداني سياسي در زندان ‏‏رجايي شهر جان سپرد. شش تن اعدام شدند و چهار تن ديگر به اعدام محکوم گشتند. يک روزنامه نگار ايتاليايي ‏‏از ايران اخراج شد. چندين تن هم بازداشت و محکوم شدند. ‏روزنامه فرهنگ آشتي نوشت: ‏‎"‎روز جهاني زن، در ‏حالي فرا مي‌رسد که فعالان حوزه زنان به 15 سال و 10 ماه حبس به صورت قطعي ‏محکوم شده‌اند. تبعيد، 30 ‏ضربه شلاق و پرداخت 300 هزارتومان بهاي نقدي از جمله ديگر احکام قطعيت يافته ‏براي فعالان جنبش زنان ‏است. اين در حالي است که در ميان احکام قطعيت نيافته نيز که در مرحله پيش از ‏بازنگري هستند، احکام حبس و ‏شلاق براي اين دسته از فعالان اجتماعي به چشم مي‌خورد". ‏

گروهي از محققان و استادان دانشگاه هاي غربي با انتشار بيانيه اي به رفتار دولت ايران با بهائيان ‏اعتراض‎ ‎کردند ‏و خواستار رعايت حقوق شهروندي بهاييان در ايران شدند. همزمان جامعه جهاني بهائي از ‏مقام‌هاي قضائي ايران ‏خواست که در محاکمه قريب‌الوقوع هفت رهبر بهائي "انصاف" را رعايت کنند. ‏

در آخرين هفته سال، مردي ۳۰ ساله به جرم زناي محصنه در زندان رشت سنگسار شد‏‎.‎‏ روزنامه اعتماد هم، از ‏اعدام چهار نفر در زندان عادل‌آباد شيراز به جرم قتل و تجاوز خبر داد.‏

‏"کانون مدافعان حقوق بشر در آستانه نوروز ۱۳۸۸ با انتشار بيانيه اي مطبوعاتي از مسئولان نظام جمهوري ‏اسلامي خواست، کليه دانشجويان زنداني را در سراسر کشور آزاد کنند، کليه احکام صادره عليه دانشجويان را که ‏موجب محروميت ايشان از حقوق اجتماعي به ويژه حق تحصيل شده است را لغو کنندو فضايي امن و توأم با مهر ‏و محبت را براي جوانان و دانشجويان کشور فراهم کنند".دستگاه قضايي جمهوري اسلامي چهار نفر را در زندان ‏مرکزي شهر طبس بدار آويخت‎.‎‏ سه شهروند ساکن بندرعباس به ظن داشتن کالاي قاچاق، هدف تيراندازي ‏نيروهاي نظامي قرار گرفتند و کشته شدند.‏

بعلاوه، سازمان گزارشگران بدون مرز با بررسي وضعيت اينترنت و کاربران آن در شماري از کشورهاي جهان، ‏گزارشي منتشر کرد که در آن، ايران هم از جمله "کشورهاي دشمن اينترنت" شناخته شده است‎.‎

دکتر حسام فيروزي، پزشک زندانيان سياسي از جمله احمد باطبي، اکبر گنجي، آيت الله بروجردي، ابوالفضل ‏جهاندار، زنده ياد اکبر محمدي به حکم شعبه 6 دادگاه انقلاب روانه زندان شد تا حکم 15 ماه حبس خود را تحمل ‏کند‎.‎

ديده بان حقوق بشر که مقر آن در نيويورک است، روز جمعه اعلام کرد مقام هاي ايراني رکسانا صابري، ‏خبرنگار آزاد ايراني-آمريکايي را بدون هيچ اتهامي و بطور غيرقانوني بازداشت کرده اند.انجمن اسلامي دانشگاه ‏اميرکبير با صدور اطلاعيه‌اي اعلام کرد که سلامتي ۹ دانشجوي اين دانشگاه که در زندان به سر مي‌برند، "شديدا ‏در خطر است".اسامي دانشجويان بازداشتي: مجيد توکلي، حسين ترکاشوند، کوروش دانشيار، اسماعيل سلمانپور، ‏مهدي مشايخي، احمد قصابان، نريمان مصطفوي و عباس حکيم‌زاده.‏

پرستو الهياري٬ ناهيد کشاورز و سارا ايمانيان هم به دادگاه احضار شدند، ناصر زرافشان ممنوع الخروج شد.‏
و بالاخره، محمود سالارکيا معاون دادستان تهران از ممنوعيت مرخصي براي ۲۴ هزار زنداني در آغاز سال نو ‏خبر داد‎.‎‏ اين افراد به گفته آقاي سالارکيا، داراي "جرايم سنگين" هستند و نمي‌توانند در روز‌هاي آغازين سال نو به ‏مرخصي بروند‏‎.‎

سال تمام شد.نوروز در راه است.زندانيان عقيدتي کماکان در زندانند. اين جمله باز تکرار مي شود: ‏‎"‎دو هفته ي ‏نخست سال جديد ‏از بدترين روزهاي دوران حبس است".‏

روزانلاین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 1:17  توسط بانو 

رفتن... اومدن

این چند روز کلی ایده بهم داد. چند روزی که از اول اسفندماه شروع میشه و تا الان ادامه داره. همه چیز از قصد سفرکردن شروع میشه. قرار شد خانواده که نمونه بارز درخت غیرت هستند برای امنیت دختر لوس و دردونشون و راحتی خیال خودشون قبول زحمت کنند و بلیط رو تهیه کنند. باید ۱۱ اسفند تهران می بودم، اما خیالم راحت بود که از ۱ تا ۱۱ هم راه درازیه و حتما بلیط به موقع گیرم میاد. ولی با گذشت روزها کم کم نگران شدم و به این نتیجه رسیدم که این غیرت پرستی و احتمالا جو حاکم بر جامعه گل و بلبل ما این اجازه رو به ضمیر ناخوداگاه خانواده نمیده که قصد منو برای سفر کردن جدی بگیرن. نگرانیم بیشتر و بیشتر میشد؛ ۱۱ اسفند اومدو رفت، ۱۲، ۱۳... اما از بلیط خبری نبود. دیگه مطمئن شدم سر کار گذاشتنم و قصد ندارن سفر یک نفری منو ببینن. عصبانی بودم و نا امید؛ یکی از دوستانم  توصیه کرد خودم کاری کنم. یعنی بی خیال یاری از این قوم ناموس پرست بشم و همین طور هواپیما یا اتوبوس، در عوض سپیده صبح راه بیوفتم برم راه آهن و بست بشینم تا شانسم از خواب بپره و یک عدد بلیط از لیست کنسلیها گیرم بیاد. آقا و خانمی که شما باشید جونم براتون بگه که منم با تمام قدرت و خشمم جلوی اسرار خانواده وایستادم و طلوع خورشید نزده تکو تنها بلند شدم، لباس پوشیدم، هیچی آرایش نکردم و مثل دخترای خوب یک تاکسی ۱۳۳ گرفتم و به طرف راه آهن حرکت کردم. در واقع چیزی که می خوام بگم از همین جا شروع میشه. چون برای اولین بار به تنهایی با دنیایی روبرو شدم که نگاه عجیب و بی اعتمادی به یک دختر یا خانم تنهای مسافر داره.                                                           از من بپرسید میگم این هیچ ربطی به نوع پوشش بانوان مسافر تنها نداره چون شخصا قبل از این هم با انواع وسیلها سفر کردم؛ لباسهایی زیباتر، کوتاهتر و آرایش داشتم ولی فقط به دلیل همراهیه یک مرد این نگاه ها و مزاحمتهای روحی علنی نمیشد و احتمالا در کنج کثیف و پلشت مردهای با غیرت ما می موند و شکوفه گنداب میزد .                                                                                                      به هر حال اول از همه چشمای راننده تاکسی با دیدن من در اون گرگ و میش و چمدون گندم گشاد شد بعد هم ۵۰۰ تومن بیشتر از تاکسیمترش کرایه گرفت. زنی که موقع ورود خانمها رو بازرسی میکرد به جای حرف زدن بهم پارس کرد و مامور اطلاعات قطار به جای جواب دادن به سوالم با ریک باز شروع به لاس زدن کرد. خلاصه نشستم تا لیستشون رو باز کنند و یک بلیط کنسل شده گیرم بیاد.                    چشمتون روز بد نبینه دسته، دسته مردایی بودن که جلویم صف می کشیدن و بلند، بلند حرف میزدن و شوخیهای نامربوط می کردنند. با اینکه عین برج زهر مار نشته بودم و جدی ترین قیافه ممکن رو گرفته بودم بازم هر عابر مذکری روبر میگردوند و زایع زل میزد.                                                                   ته دلم آرزو میکردم کاش این قدرتو داشتم که یکی، یکی چشماشون رو در بیارم و توی حدقه خالی شدشون سرب داغ بریزم...                                                                                                        نگاهی به دُرو برم انداختم؛ شاید در اون لحظه حق داشتن چون تمام زنهای داخل سالن انتظار لباس بلند سیاه و لچکهای رنگو رو رفته و کثیف داشتن، صورتهای سفیدک زده و موهای اصلاح نشده پشت لب (البته اکثرشون) فقط من با شال رنگی و لباس جین ست کردم اونجا نشسته بودم.                        شاید مدل پلشت پوشی تضمینیه برای امنیت روحی و جسمی زنان در سفر! اما برای من یکی که قابل قبول نیست. چرا باید مردم یک جامعه به طرف پلشتی و شلختگی در لباس پوشیدن برن؟ شخصا از این همه بیسلیقگی بیزارم....

پیوست: این شروع سفرم بود. الان برگشتم و می تونم بگم سفر خوب و الهام بخشی داشتم. موقع اومدن با همون قطار و همون ساعت دخترای جوان و شیکی رو دیدم که روی همون صندلیها منتظر بودن. و البته نگاههای عریانگر گرگهایی که میوه درخت غیرتن و ننگ برای بشر.

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 16:2  توسط بانو  | 

دلتنگیها کجا تموم میشن؟

من هنوز در سفرم...

اما از سردرگمی هنوزم سرشارم.

بهترین اتفاق در این سفر ((تاتر شکار روباه)) بود. توصیه میکنم به پایتخت نشینا حتما برن و ببینند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 23:7  توسط بانو  | 

این شعر زیبا رو یک ناشناس ایمیل زده بود.


دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکيد، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد
ديو سياه دربند، آسان رهيد و بگريخت
رستم در اين هياهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشيد، زاينده رود خشکيد
زيرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند
گويي که آرش ما، تير و کمان ندارد
درياي مازني ها، بر کام ديگران شد
نادر، ز خاک برخيز، ميهن جوان ندارد
دارا کجاي کاري، دزدان سرزمينت
بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد
آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است
اما چه سود، اينجا نوشيروان ندارد
سرخ و سپيد و سبز است اين بيرق کياني
اما صد آه و افسوس، شير ژيان ندارد
کو آن حکيم توسي، شهنامه اي سرايد
شايد که شاعر ما ديگر بيان ندارد
هرگز نخواب کوروش، اي مهر آريايي
بي نام تو، وطن نيز نام و نشان ندارد

------------------------------------------------------------------------------------------

اعتراض دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير به دفن اجساد پنج شهيد گمنام در اين دانشگاه، با حمله گروههاي فشار به خشونت كشيده شد و به ضرب و شتم و بازداشت دهها دانشجو انجاميد. دانشجويان طوماري با 3000 امضا عليه تصميم مقامات دولتي براي دفن اجساد باقي‌مانده تهيه كرده بودند، اما بسيجيان و "دستجات عزاداري" كه از بيرون دانشگاه آمده بودند، به گفته منابع دانشجويي با "ضربات چاقو، پنجه بوکس و مشت" به معترضان حمله كردند.

سايت خبرنامه اميركبير كه توسط فعالان دانشجويي اين دانشگاه اداره مي‌شود، از زخمي شدن 60 دانشجو و بازداشت 70 نفر در جريان اعتراضات دانشجويي روز دوشنبه خبر داده كه به بستري شدن 20 تن از دانشجويان در بيمارستان و منتقل شدن حدود 30 تن از ايشان به زندان اوين انجاميده است.

نوشته‌هاي پلاكاردهاي دانشجويان متحصن كه موضع ايشان را نشان مي‌دهد، شامل اين شعارها بود: "اوين دانشگاه مي شود، دانشگاه قبرستان"، "ما مخالف بوديم و هستيم"، "پس نظر قاطبه دانشجويان چه؟"، "پروژه دفن شهيد در راستاي اسلامي کردن دانشگاه ها"، "براي ورود شهيدان، دانشجويان را ممنوع الورود مي کنند!"، "شهيدان آمدند: بازداشت ۴ پلي تکنيکي، ممنوع الورودي ۵ پلي تکنيکي"، "دولت نهم: خودسوزي شهيد زنده يا تکريم شهيد در دانشگاه"، "يادمان آري، قبر نه!"، "شهادت را دفن مي کنند"، “خوارج باز آمدند"، "ديکتاتور زمانه، شهيد شده بهانه"، "بسيجي بي حيا، اسم شهيدو نيار"، "بسيجي بي‌عرضه، قرآنه روي نيزه" و....

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 2:6  توسط بانو  | 

از حالا تا بعد... سکوت

یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد

یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد

یه دشت بود که کوه پیشش زانو زد

یه مرد به شکل اسطوره ای هر درد

خط بطلانی بود روی تز سقوط عشق

اون تموم واژها رو دوباره تعبیر کرد

پر گرفت رو اوج قصه مرثیه نخوند

اون آب و آتشو تو شعر بغل هم نشوند

وقتی هر کی از سایه ی خودش دیگه می ترسه

پشت هر دیوار یک کسی داره می لرزه

وقتی برادرمون یا رو داره یا تو بنده

وقتی به هر زن سرکش و یاغی می گن ج ن د ه

فروغ شعرو تو زندگیمون تکثیر کرد

فریدون قصه رو دوباره تصویر کرد

گم نشد ! چشاشو رو مرگ اقاقی ها نبست

نشست ! اما وقتی که پاشو زدن نشست

اون خم نشد ! تو اوج و ایستاده مرد

از خورش درگاه ضحاکی نخورد

پدر تو تکثیر یه درد دوباره ای

پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای

پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته

پدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته

وقتی دجال عشقو کشت و از معنی افتاد

تا از گلوی قناری آوازی در نیاد

شبی که حتا جلاد پای جوخه گریه کرد

نعره ی کاوه مرد و تکبیر سرد

پیچیده توی کوچه پس کوچه ها ی شهر

ننه دریا ٬ پسرای عمو صحرا رو حد زد

روزی که حافظو تو خیابونا چرخوندن

واسه خیام بی خدا حبس تعزیری بریدن

روزی که صادقو به جرم خود کشی کشتن

هرچی سگ ولگرده شده بود تهمتن

ستاره دیگه تو آسمون نبود تو اوین بود

زیر پای تک تک بچه هامون مین بود

تموم پنجره ها بسته شد ! سیاه شد

امید یه نفس راحت کشیدن تباه شد

برادر برادرو فروخت و پدر مادرو

به لجن کشیدن هرچی اعتقاد و باورو

خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد

ابلیس از غصه مست کرد ! هر چی خورد پس داد

کلمه ها رو که از تو کتابا دیگه شستن

هرچی واژه بود نشوندن و گردن زدن

مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت

و گردن یه عده کلفت شد ! مفت از پول نفت

زنو دستمال پیچوندن و صیغه کردن

زبون سرخ اعتراضو زیر تیغه کردن

ولی من یه نسلم که از اصلم نیفتادم

یه بغض شکسته ام و یه حنجره فریادم

یه صورت سیلی خورده و یه کفن دردم

تو هر شکل و لباسیم و زنم یا مردم

این روزاهم می گذره ! من با این امید زنده ام

این وضعیت عوض می شه !

عوض می شه ! می دونم !

این وضعیت عوض می شه !

عوض می شه ! می دونم !

                                                              (شاهین نجفی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 15:33  توسط بانو  |