تبليغاتX
هذیان در جزیره تنهایی ...

هذیان در جزیره تنهایی ...

اینجا همه مردن...

انتخابات

بیشرمانه ترین دوره ـ در روزهایی مشخص از یک برحه ـ برای مسابقه دروغ

و چاخان و ریدن به ریش ملت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 1:18  توسط بانو  | 

نیمکتها...

از روزهای درس و مدرسه بوی تند توالتها و آبخوریهای کثیف یادم هست. معلمهای زشت ٫ کوتاه ٫ بدلباس. نمرات تک، ردیف تنبلها. ساعتهای کشدار. ناظم ـکه تصویر مخوف زندان بان بودـ و مدیر، مأمور اجرای حکم اعدام . مادر شاکی... توسری، سرزنش. زجر خوندن یک خط (آن مرد بادام دارد... سارا توپ دارد...سارا تاب بازی میکند...) ، پشت دست سنگین پدر، فواره خونِ دماغ.

ترس... ترس...

حسرت داشتن یک کولی پشتی. دفترهای بی جلد کثیف. خنده ی بچه ها، کفشهای پاره، دعوا... « منم سوپر من» . محرومیت از لذت تکرار کارتونهای تکراری (پسر شجاع) ، (هاج زنبور عسل) ، (نل) ...   کاش همشون توی جهنم بسوزنو فراموش بشن.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 2:12  توسط بانو  | 

سوال

شرافت برای شما چیست؟
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 2:49  توسط بانو  |