<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هذیان در جزیره تنهایی ...</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/</link>
<description>اینجا همه مردن...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 21:46:26 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>روز تحریم سیگار و مخابرات</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>من دچار خوش خیالی کودکانه نیستم كه تصور کنم ما میتوانیم امروز یک اعتصاب سراسری در ایران به راه بیاندازیم.  این کار تشکیلات میخواهد و پول برای حمایت از کارگران و کارمندانی كه حتی وقتی حقوق میگیرند از عهده پرداخت اجاره خانه و نان شب خود و خانواده شان بر نمی آیند.  پس اعتصاب سراسری امروز آرزویی است كه اگر در راهش سخت کار کنیم، فردا شاید آنرا ممکن سازیم.  اما تحریم را همین امروز هم میتوان انجام داد، چنان كه بعضی تحریم ها را هم آغاز کرده ایم.  شاید بتوانیم روزی را انتخاب کنیم و آنروز نه سیگار بکشیم و نه از سرویس های مخابراتی استفاده کنیم.  فراموش نکنیم كه بخشی از بهای گلوله ای كه به ما شلیک میشود، گاز اشک آوری كه به سویمان پرتاب میکنند، و مزدوری كه برای زدنمان اجیر شده از همین مخابرات و دخانیاتی تامین میشود كه ما استفاده میکنیم. شاید بگویید این مبلغ در برابر پول نفتی كه دولت میگیرد خیلی ناچیز است.  بسیار درست میفرمایید.  اما اگر ما حتی از پرداخت حقوق ده مزدور و ده گلوله و ده گاز اشک آور برای یک روز خودداری کنیم، هم کاری کرده ایم سمبلیک و هم به خرج خودمان گاز و گلوله نمیخوریم.  یک روز سیگار نکشیدن و از مخابرات فقط در حد نیازمبرم  استفاده کردن هم كه خرج چندانی برای ما ندارد.  شاید این سر آغاز تحریم های طولانی تر شود، و عده ای از سیگاریها و معتادین به اس ام اس را هم نجات دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://khanehdust.wordpress.com/2009/11/07/Ø±ÙˆØ²-ØªØ­Ø±ÛŒÙ…-Ø³ÛŒÚ¯Ø§Ø±-Ùˆ-Ù…Ø®Ø§Ø¨Ø±Ø§Øª/&quot;&gt;http://khanehdust.wordpress.com/2009/11/07/Ø±ÙˆØ²-ØªØ­Ø±ÛŒÙ…-Ø³ÛŒÚ¯Ø§Ø±-Ùˆ-Ù…Ø®Ø§Ø¨Ø±Ø§Øª/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 21:46:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از تكرار فجايع كهريزك به موقع جلوگيري كنيم. </title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تجمع عمومي مقابل اوين؛ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;جان بازداشتي هاي 13 آبان در خطر است! آمار دختران بالاست!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دختران و پسران زيادي در اعتراضات ديروز دستگير شده اند كه معلوم نيست چه بر سر آنها بياورند؟ تعطيلي اعتراضات تا يك ماه ديگر يعني 16 آذر، فقط باعث &quot;&lt;B&gt;تجديد قواي&lt;/B&gt;&quot; مآموران و فرصت نقشه هاي جديدي براي سركوبهاي سنگين تر را براي آنها فراهم مي كند. اين نظر، پيشنهادي است كه از &quot;&lt;B&gt;برآيند نظرهاي دوستان فعال&lt;/B&gt;&quot; بدست مي آيد. نظر دوستان اين است كه تجمع ثابت و تحصن مثلا&quot; در مقابل دادگاه انقلاب و يا مقابل زندان اوين، ممكن است بتواند مانع از تكرار فاجعه هايي مثل كهريزك شود. ضمن آنكه &lt;B&gt;فرصت تجديدقواي&lt;/B&gt; سركوبگران را از آنها مي گيرد و &lt;STRONG&gt;التيامي&lt;/STRONG&gt; بر است نگراني خانواده هايي كه هم اينك مقابل دادستاني و زندان اوين، بدنبال عزيزان بازداشتي خود مي گردند و ممكن است سرنوشت تلخي مثل مادر &quot;&lt;B&gt;سهراب اعرابي&lt;/B&gt;&quot; عزيز پيدا كنند كه بعد از روزها دوندگي و چشم انتظاري، جنازه نوگل پرپر شده اش را به او تحويل دادند.&lt;STRONG&gt; آمار تخميني دختران بازداشتي&lt;/STRONG&gt; ديروز بالا برآورد شده و بايد فكري براي همه اسيران سبز 13 آباني كنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ديروز هم مثل روزهاي قبل، &lt;STRONG&gt;مأموران&lt;/STRONG&gt; امنيتي در كنار سركوبگران به فيلمبرداري از چهره مردم و جوانان معترض مي پرداختند و ممكن است پروژه شناسايي و دستگيري ساير بچه هاي فعال را از امروز شروع كنند و باز هم فاجعه هاي بعد از هجده تير (احضارها و شكنجه ها و قتل ها) را رقم بزنند. نبايد بگذاريم &quot;&lt;B&gt;كهريزك&lt;/B&gt;&quot; ديگري راه بيفتد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطفا&quot; روي &lt;STRONG&gt;اين موضوع حياتي،&lt;/STRONG&gt; تمركز خاص داشته باشيد و به طور وسيع اطلاع رساني كنيد تا از &lt;STRONG&gt;مجموع نظرات دوستان&lt;/STRONG&gt; راهي بيابيم و با عقلانيت كامل و بدون عجله و اشتباه، روي راهي براي &lt;STRONG&gt;آزادي سريع&lt;/STRONG&gt; عزيزان بازداشتي و &lt;STRONG&gt;تهيه فهرست دقيق&lt;/STRONG&gt; از همه آنها و انتشار از طريق اينترنت و امور مرتبط &lt;STRONG&gt;متمركز&lt;/STRONG&gt; شويم. يا حق. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://babakdad.blogspot.com/2009/11/blog-post_06.html&quot;&gt;http://babakdad.blogspot.com/2009/11/blog-post_06.html&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 22:04:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;P class=abstractText&gt;روز چهارشنبه در دیدار نخبگان با رهبری پس از ایراد سخنان تعریف و تمجید که هرساله در این دیدارها از رهبر انجام می‏شود، یکی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی با شجاعت از میان جمع برخاسته و خواستار اجازه صحبت در پشت تریبون شده است. علی رغم واکنش منفی گردانندگان برنامه که سعی در ساکت کردن این دانشجو داشتند، بالاخره رهبری به وی اجازه صحبت داد که درادامه این دانشجو حدود 20 دقیقه به انتقادات صریحی از نظام و شخص رهبری پرداخت.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=clear&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=articleText&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به گزارش موج سبز آزادی این دانشجوی شجاع انتقادهای خود را در چهار بخش دسته بندی کرده بود و در تمام چهار مورد با اظهارات خود شخص رهبری را مورد انتقاد قرار داد. اظهارات وی گاه با تشویق‏های بریده حاضرین همراه بوده که برای مدتی جلسه را از روال «از پیش تعین شده» خارج کرد به طوری که دوربین‏های صداوسیما را نیز برای دقایقی خاموش کردند. انتقادات وی از رهبری شامل چهار بخش زیر بود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- انتقاد از صداوسیما بخاطر وارونه جلوه دادن حوادث پس از انتخابات، تحریک هر چه بیشتر مردم و تخریب چهره‏های موجه و مورد علاقه مردم؛ وی با بیان اینکه رییس صداوسیما توسط رهبر انتخاب می‏شود، مسئولیت تمام اشتباهات صداوسیمای میلی را متوجه شخص رهبری دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- ایجاد فضای امنیتی برای رسانه‏ها و تعطیلی روزنامه‏های منتقد؛ وی با انتقاد از فضای امنیتی حاکم بر رسانه‏ها خواستار توقف روند تعطیلی روزنامه‏های منتقد شد و با بیان اینکه روزنامه‏ها باید بتوانند از رهبر هم انتقاد کنند روند حاکم بر مطبوعات را ویرانگر قلمداد کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-عدم امکان انتقاد از شخص رهبری در جامعه و اشاره به اینکه رهبر نیز مانند دیگر افراد جایزالخطاست و اینکه باید به متفکرین اجازه داده شود تا بتوانند از رهبر انتقاد کنند؛ وی با بیان اینکه اطرافیان رهبر از وی یک بت بزرگ ساخته اند از این روند به شدت انتقاد کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- وارد کردن انتقادات جدی به سیکل قدرت در جمهوری اسلامی ایران و ساختار شورای نگهبان و مجلس خبرگان؛ وی با اشاراتی صریح ساختار قدرت در کشور را مورد حمله قرار داد و اظهار داشت که این روند خطر بزرگی برای مردم‏سالاری دینی در جمهوری اسلامی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در واقع دلیل اصلی اینکه رهبری در چنین جلسه‏ای مجبور به بیان اظهاراتی در مورد وقایع پس از انتخابات شد انتقادات صریح این دانشجو بوده است. اخبار تایید نشده حاکی از این است که این دانشجو در پایان برنامه با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دفتر نشر آثار آیت‏الله خامنه‏ای در &lt;A href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=8294&quot;&gt;یادداشتی با عنوان «حواشی» دیدار با نخبگان علمی و فرهنگی&lt;/A&gt; در اینباره آورده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;/...پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» مجری می‌گوید: «اگر شما اجازه اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» همه می‌خندند. در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌كردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...» دانشجوی جوان بلند شد و شروع كرد به حرف زدن. صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. حرف‌هایش نسبت به سخنران‌های قبلی رنگ و بوی دیگری داشت.&lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;ابتدا از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟&lt;BR&gt;آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟» &lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-‌پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌كند، ممكن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و كم‌كم بی‌انصافی هایی پیدا شود.» سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»&lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;تشكر كرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد: «اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌كه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.».../&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mowjcamp.com/article/id/53184&quot;&gt;http://www.mowjcamp.com/article/id/53184&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 13:05:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه مسعود بهنود به حسین درخشان دربند: حسین تو را باید کشت!</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=clear_none&gt;&lt;BR&gt;نامه آقای حسن درخشان، مرد محترم، پدر حسین [بگو هودر] که سرانجام تاب نیاورد و سکوت یک ساله شکست به اندازه کافی تلخ بود و برانگیزاننده، چه رسد که خبر دستگیری فله ای جوانانی هم رسید که شب جمعه برای دعای کمیل به خانه دوست زندانیشان رفته بودند تا بلکه درد تنهائی و دوری از شهاب را در مناجات نیمه شبی بریزند. باورشان بود دعای کمیل و صدای محمد رضا وقت تلاوت آیات کتاب خدا، دمی روح بخششان خواهد بود. اما ون سبز رنگ دم در بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چنین بود که به دلم افتاد نامه ای بنویسم و از اعاظم قوم بپرسم گناه این جوانان چیست که در این زمان و در این سرزمین زاده شده اند. بپرسم آیا محمدرضا شاگرد اول شاگرد اول ها، هادی که با همه جوانی بزرگ و کارچرخان کارتونیست ها شده، هنگامه با آن همه عقل و رعایت، آسیه با آن همه شور و انسانی، فرشته با آن علاقه و پی گیریش به حرفه، و حسین که در بیست و چند سالگی شده بود پدر وبلاگ نویسی ایران، لایقشان زندان است. و باید از مام وطن همان بشنوند که بازجو روز پایان محبس می گوید: یا مثل بچه آدم شو یا برو، برو همان طور که میلیون ها رفتند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این نامه را ننوشتم و آن سئوال ها را نگاه داشتم. نپرسیدم به این جوانان چه داده ایم که از آنان اطاعت محض طلب می کنیم، آیا تقسیم پول نفت بدون هیچ مدیریت و هنرمندی ، با هزار غفلت و اسراف و بدکاری، این همه منت گذاری دارد. آیا این منت چندان است که باید جوانان روزی هزار بار هفت هزار سالگان را دستبوس آیند تا مغزهایش از کاسه سر به در آورده نشود. سهل است از آنان می خواهیم همه الگوهای رفتاری شان را دور بریزیند، و بی هیچ سئوالی، همه آن شوند که ما می خواهیم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;می خواستم در آن نامه بپرسم چه گلی زده اید به سرهاشان که از آن ها می خواهید جوانی بگذارند و همچون شما هفت هزار سالگان راه بروند و همچون شما زندگی را در مرگ ببیند، فرزند بر سر جدل قدرت بکشند و بگویند بر سر عقیده کشته ایم. چرا باید همه اطاعت باشند و ریا. هر کار در پنهان کنند اما در ظاهر زاهد باشند و پرهیزگار، ورنه بروند و بخت خود را در جاهای دیگر دنبال کنند. آیا وقتی جهان پر شد از سینا و فرناز و فرشته و گلنوش و همه محسن ها [ از مخملباف تا نامجو، از سازگارا تا کدیور] آن گاه سر آرام بر بستر خواهید نهاد. گمان ندارم. چون آن که در سر دارید نه با کوره های داغ تربلینکا و آشویتس به دست آمد نه در زمهریر سیبری. پس آرامشی در کار نیست، هم اکنون در فهرست نام آوران جهان فراوان حسین هست و فاطمه، نازک و بهاره، شادی و دیگران [با گذرنامه هائی که هر کدامش به خون جگر رنگ به رنگ شده] اما ای عجب هنوز دل سنگتان آرام نمی گیرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ننوشتم آن نامه را و به خود گفتم چه فایدت از این نوشتن. نکند کار حسین درخشان و بچه های زندانی را هم بدتر کند. پس چنین بود که نامه ای نوشتم به هودر. می دانم به او نمی رسد، سیصد روزست که چشم او به در مانده و کسی در نمی گشاید اما فرض می کنم که نامه را نوشته در بطری نهاده ام و رها کرده به سینه دریاها. چنین بود که بالای صفحه نوشتم: حسین باید کشته شوی. نوشتم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از این جمع بی قراران، اول از همه تو کشف کردی و تو به ما رساندی که دنیا، مجازی شده است، شفاف شده، ریائی نیست. و شیرجه زدی در این دنیا. هیچ فکر نکردی ما که مانده ایم در ریاهایمان، ما که رنگ هایمان را می پوشانیم، ما که آموخته ایم چون به خلوت رفت باید آن کار دیگر کرد، تابت نمی آوریم. هیچ فکر نکردی دارت می زنیم. وقتی عریان می شوی، هر چه در کله پوچت هست را به دنیای مجازی می سپاری. آن وقت هم پلیس مرزی نیویورک و هم هر مامور دیگری پشت خط نگهت می دارند. و تو چه لقمه آسان هضمی شده ای، همه چیزت آشکارست، خطا ها که کرده ای، یاوه ها که گفته ای، بدها که نوشته ای. و در یک لحظه جهان پر می شود از قدیسان که گویا هرگز تقصیری نکرده اند، همه پاکدامنان که انگار هزار ساله به جهان پا گذاشته اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حالا گیر کرده ای، گریبات در دست آن هاست که تو را خوب تر از خودت می شناسند، همه زیر و بالایت را می داند. تو در روشنائی گذارده و خود در تاریکی اند. و تو هیچشان نمی شناسی. گناه تو و گناه بخشایش نشدنی تو این است که &quot;معمول&quot; نشدی، همه جا خواستی جور دیگری باشی. هر کار که دیگران در پنهان می کنند تو آشکارا کردی. خصوصی ترین و خاص ترین لحظاتت را هم ثبت کردی.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بار آخر که دیدمت چند هفته پیش ازاین بود که بروی به خانه . گفتی دلم برای قلهک تنگ شده، همان موقع بود که آن قدر نوشته بودی آن قدر متلک گفته بودی، همه را آزرده بودی که دیگر شده بود طبیعتت و همه جا می پراکندی. سخنرانی و فیلم دانشگاه سوآز. میهمانانی رسیده از تهران. نگاه همه به تو جور دیگری بود و نگاه تو به همه هم سن و سالانت یک جور دیگر. انگار به منظورت رسیده بودی، گمان داشتی رخت چرک همه را به بند کشیده ای، بز از گله جدا شده ای. اما همان خنده شیطنت که بیش تر دندان هایت می خندید بر لبانت بود، همان خنده که وقتی به تیم کلاس بالاتری مدرسه گل زدی در چهره ات بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما گمان کردی زندگی همان زمین فوتبال است. گل خورده ها همه سروش حاج فرج اند که بعد پانزده سال به لبخندی به یادآوردند شیطنت هایت را. چقدر باید از عمرت می دادی تا بدانی که زندگی شوخی نمی کند با تو و از تو شوخی نمی پذیرد، تا لبخند از لبت نگیرد رهایت نمی کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترا گذاشتند مدرسه نیکان که با فرزندان بزرگان همکلاس شوی و با بزرگان آینده همدم و آشنا شوی، گذاشتند که طبع سرکشت را مهار کنی. آدمی شوی مناسب جامعه ای که ناظمش همیشه آقای کمالی نیست که، مجازاتش فقط &quot;آقات را بگو فردا بیاد مدرسه&quot; باشدن. پوستت را می کنند. با هر زندانی که به بند می افتد یک بار ترا می کشند که قصه بگو، قهرمان داستان های شب شو. همان ها را که می نوشتی در &quot;سردبیر: خودم&quot; حالا در دوربین بگو. بگو بگذار باورمان کنند. از تو می خواهند کمکشان کنی که باورپذیر شوند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حالا باید ریا کنی، نگو که از وقتی از تورنتو به در آمدم کولی آواره بودم و در پی آن که به پدر وبلاگ نویسی ایرانی، یکی در ازای هشت ساعت کار مواجبی بدهد که از کمک پدر بی نیاز شود در سی و چند سالگی. بگو من آدم بزرگ شده بودم، رییس جاسوسا بودم، نگو آمدم تهران برای این که دلم برای ملافه و تشک مامان تنگ شده بود بگو آمدم برای دستگاه های بزرگ جاسوسی گزارش تهیه کنم، بگو طرفداریم از آقای دکتر کلک بود. نگو که کولی یک لا قبائی بودی در سر هوس کشف جهانت بود، آن جا کسی لاری سامرست موآم نمی شناسند، لبه تیغ نخوانده اند و نه خدا حافظ کاری گوپر رومن گاری را، از لنی حرف نزن. بگو اصلاح طلب ها یادم داده بودند که ادای اصولگرایان را در آورم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دنیا که شادی نیست که بگوید &quot;برو گمشو حسین با این مزخرفاتت، کی ترا استخدام می کنه&quot;. حالا باید آن قدر از این &quot;مزخرفات&quot; بگوئی تا قبولت کنند که دیگر خیال شفافیت از سرت بیرون شده، تو هم شده ای مثل دیگران، بلد شده ای ریا کنی، یک جور باشی و جور دیگری نشان بدهی.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهشان نگو که آن ساک دستی چرخدار را می کشیدی از این ور به آن ور عالم، نگو که نیمه شب ها تلفن کردی که می توانم بیایم آن جا. نگو شبیه قهرمان &quot;منهتن به نمره&quot; امیر نادری شده بودی، نگو که وقتی برای مراسم رسمی دعوتت کردند بلد نبودی کراوات گره بزنی، کت آتی را پوشیدی. از پنجره نگاهت کردم وقتی که رفتی، یکی دیگر شده بودی. اما کسی را هم گول نمی زدی با آن ساکی که قرقر روی زمین می غلتاندی و آی پاد در گوشت. بگو دو صفر هفت شده ام با همان امکانات و این آی پاد هم برای دریافت دستورات بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادت باشد. همه مامورهای دنیا یک شکل هستند و یک ماموریت دارند، مگر نبود مامور مرزی آمریکائی در نیویورک. گفت نه نمی شود، دیگه هیچ وقت نمی تونی پاتو تو ایالات متحده بگذاری. دندان هایت خندید یعنی شوخی می کنید آقا، من یک کانادائی هستم مگه میشود؟. اما شد. چون همان اول کار مامور مرزی نامت را سرچ کرده بود در گوگل، وبلاگت را خوانده بود. می دانست رفته بودی تورنتو چه کار، می دانست چقدر خوشحالی که یک سطر آدرس داری در نیویورک. آمریکائیه که مدام آدامس می جوید از وقتی از توی وبلاگت، ترا کشف کرده بود، لبخندی به لبش بود انگار آل کاپون را گرفته. نمی دانست با همان کارش با این کولی که تازه یک سطر آدرس پیدا کرده بود در نیویورک و می خواست چند ماهی در شهرآرزوهایش کلیدی داشته باشد چه کرد. نمی دانست دیگر تو ضد آمریکائی می شوی. و از آن جا راهی نیست تا علاقه مندی به دکتر احمدی نژاد، به دشمنی به اصلاح طلبان.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راستی اگر گذارت به دباغخانه نیفتاده بود. چه حالی می کردی با این جنبش سبز. عین جنس دلخواه بود. هی لینک بده. هی علامت بزن. افشا کن که خط از آمریکا می گیرند، از دکترکین، جین شارپ علامت بده، هابرماس یادت نرود. اما به شرطی که خودت باور نکنی که اگر دلت تنگ شود برای بوی لحاف مامان، دکتر به دادت می رسد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ما هفت هزار سالگان بی تحملیم، داغ هزاران آرزو در دل داریم. با شما دشمنیم که جوانید و چنین است که در سهراب کشانیم، تحمل شادیتان را نداریم، هزاران مامور برتان گمارده ایم مبادا کلمه ای جز آن بگوئید که ما می دانیم مبادا جز آن چیزی در خاطرتان بگذرد که در ما گذشته .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بی کله، کوله بر دوش، آواره، یاغی بکش که سزای تست. به جرم آن که جوانیت را دهان نبستی. به جرم آن که از همان بچگی خطا کردی و به تیم بچه های بزرگان، حضرات بلندپایگان گل زدی، بعد هم با چشمانی که کودکی و شیطنت از آن می بارید چشم در چشم بزرگ ترها ایستادی. نفهمیدی که در شهری زاده شده ای که ترا بی دست و پا می پسندند. باید در خط زندگی کنی. باید خطوط را رعایت کنی، باید به خط قرمزهائی که هفت هزار سالگان رسم کرده اند نزدیک نشوی، اگر شدی هیچ گمان نبر که کس به دادت برسد، هیچ طمع مدار که همسن و سالانت هم ترا به یاد آورند، این ها به تازیانه و یا آنان به گفتار، پیامت می دهند که جز ما میندیش.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این جا دنیای مجازی نیست. این جا دنیای واقعی است زندان دارد، دیوارهایش نزدیک است، سفیدست. آدم هایش اما گاه به گمان و به حدس نقش می گیرند، بازجو می شوند، قاضی می شوند و حتی قاضی عسگر و دعای قبل از مرگ در گوشت می خوانند. مگر تو همین طور نبودی حسین، مگر به تازیانه نبستی دیگران را به گمان.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما حالا ریا کن، هر چه می خواهند و می خواهی بگو. بگو دیگر تغییر نمی کنم. بگو بی دست و پا می شوم، بی بال و پر. همین جائی می شوم، در همان قلهک خانه ای بگیر. کلیدی داشته باش، زنی &quot;بستان&quot;، شرکتی &quot;بزن&quot;. از در که بیرون می روی یقه ات را ببند. دعای زیر لبی بخوان. بگو که از خانواده شهیدی، بگو همه عمر با هیات موتلفه مانوس بوده ای. بگو عمویت از هفتاد و دو تنی است که همراه آیت الله بهشتی بودند. اما نه کمی تامل کن. در این فاصله که نبودی آیت الله بهشتی هم از بهشت بیرون شده است، انگار او هم کمی سبز بوده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;منبع: &lt;A title=http://masoudbehnoud.com/2009/10/blog-post_25.html href=&quot;http://www.facebook.com/note_redirect.php?note_id=295470535513&amp;h=ccb7b023c18f151aae40557e4209d0e8&amp;url=http%3A%2F%2Fmasoudbehnoud.com%2F2009%2F10%2Fblog-post_25.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#3b5998&gt;سایت مجموعه مقالات ( مسعود بهنود)&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 19:15:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معصومه طاهری:همسر دائمی و قانونی کلهرم</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; class=body&gt;خانم معصومه طاهری موسوی با ارسال توضیحاتی در خصوص مطالب منتشره درگفتگوی این خبرگزاری با مهدی کلهر ، نسبت به نکات مطروحه از سوی مشاور رسانه رئیس جمهور در این مصاحبه واکنش نشان داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرگزاری مهر، معصومه طاهری موسوی درتماس و توضیحات ارسالی خود به &quot;مهر&quot; اعلام کرد : پیرو مصاحبه آقای مهدی شهید کلهری (کلهر) مشاور رسانه ای رئیس جمهور مورخ 21/7/88 براساس قوانین مطبوعات مرتبط، تقاضا دارد این جوابیه نیز انتشار یابد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی در این جوابیه آورده است: اینجانب معصومه طاهری موسوی، همسر دائمی و قانونی ایشان به دلیل کذب محض بودن مواردی که به اینجانب مربوط می شود ضمن مستند کردن اظهاراتم به مدارک پیوست، آمادگی دارم طی مصاحبه ای مشابه و یا ضمن حضور در خبرگزاری اصل مدارک را نیز جهت روشن شدن افزونتر اذهان عمومی ارائه نمایم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- آقای مهدی کلهر درمصاحبه فوق اظهار نمودند: ازهمسرم جدا شده ام و حتی سال 1384 را ذکر کرده اند. لازم به ذکر است بر اساس شناسامه، سند ازدواج و هم سکنایی (خانه ای که درحال حاضر درآن زندگی می کنم و در مالکیت ایشان است) تا امروز در این لحظه هیچگونه طلاقی بر اساس قوانین خانواده میان ما وقوع نیافته است و علاوه بر مدارک مستند فوق، بر اساس تایید کتبی واحد امور کارکنان سازمان صدا و سیما همچنان تحت تفکل نامبرده هستم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2- اینکه در بخشی از مصاحبه فرموده اند : &quot;جدایی ما به دلیل مسائل سیاسی و ... بوده&quot; اگر چه ایشان خروجشان از خانه را دلیل جدایی و طلاق می دانند، لکن در مورد بخش دوم سخنانشان در رابطه با گرایش های خاص سیاسی و ... باید متذکر شوم: اینجانب مدت 22 سال است که کارمند رسمی دائم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشم و درحال حاضر به عنوان کارشناس ارشد آموزش در این سازمان دولتی خدمت می نمایم و کمترین حرکت های سیاسی کارمندان از نگاه تیزبین مسئولان ذیربط این مجموعه حساس دور نمی ماند و تا امروز هیچگونه رفتاری که سخنان ایشان را تایید نماید در پرونده ام وجود نداشته ضمن اینکه پس از اخذ درجه دکترا و حتی در دوره دانشجویی دکتری به عنوان مدرس ( از 1384 تا کنون) در بخش تخصصی خبر به شاغلین سازمان صدا و سیما در زمینه هایی مانند مسائل سیاسی، جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک و خبر مکررا تدریس نموده ام و کمترین مشکلی در این رابطه تا کنون نبوده. چگونه ایشان با وجود غیبت بیش از یک سالشان از خانه، پی به ضدیت اینجانب با جناب رئیس جمهور برده اند؟ چگونه بدون ارائه مدرک مستند به خود اجازه می دهند اینگونه مرا متهم نمایند ضمن اینکه مدت 2 سال است در دانشکده صدا و سیما نیز به امر تدریس دانشجویان اشتغال دارم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جالب اینکه با توجه به سابقه پژوهشی و نگارش مقالات متعدد (حدود 130 مقاله چاپ شده در مطبوعات مختلف) در چهاردهمین جشنواره مطبوعات مقام دوم را در رابطه با مقاله سیاسی خارجی کسب نمودم و در حضور رئیس جمهور و وزیر ارشاد وقت، جایزه ای دریافت داشتم که خبر آن همچنان در اینترنت موجود است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- در سال 1382 به دریافت کد مدرسی از دانشگاه علمی کاربردی وبا تایید وزیرعلوم وقت نائل آمدم که تا امروز با این سازمان علمی در زمینه تدریس همکاری مستمر دارم و از اساتید مورد تایید این مجموعه علمی می باشم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4- سال 1387 رساله دکترای اینجانب با عنوان &quot;جغرافیا و استراتژی ملی ایران با تاکید بر استراتژی سیاسی&quot; توسط سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح به چاپ رسیده که هم اکنون در مراکز خرید کتاب قابل رویت و مشاهده است و سال گذشته نسخه ای از آن را برای رئیس جمهور محترم ارسال داشتم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5- به سبب طولانی شدن کلام از عضویتم در مجامع علمی بین المللی مانند موسسه ابرار معاصر تهران، عضویت در هیئت نویسندگان همشهری دیپلماتیک (1384)، فعالیت مداوم با همایش های بین المللی وزارت امور خارجه (خلیخ فارس و قفقاز)، موسسه ژئوپلتیک ایران و ....صرفنظر می نمایم وتنها به این نکته بسنده می نمایم که اینجانب خود را فردی فرهنگی و دانشگاهی می دانم و همواره مسائل سیاسی را از بعد آکادمیک می نگرم وهیچگونه گرایش سیاسی به جناح ویا گروهی خاص ندارم، مقالاتم در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، همچنین چگونگی حضورم در مجامع علمی و دانشگاهی تاییدی بر این مداست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته متاسفم از اینکه مشاور محترم رئیس جمهور به جای قبول برخی از اشتباهات و کوتاهی خود در خانواده سعی وافر دارند با مصاحبه های متعدد اصل فوق را مستتر نمایند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6- آقای کلهر در بخشی از مصاحبه خود از مقطع 1384 ( شروع ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ) و جدایی ما صحبت کرده اند، در حالی که اواخر سال 1386 که ایشان دچار مشکل قلبی شدند و در بیمارستان شریعتی تهران بستری گردیدند نامه موافقت عمل جراحی قلب باز ایشان را اینجانب امضا و اعلام موافقت به عنوان همسر نمودم و در حال حاضر امضای فوق در پرونده بیمارستان وجود دارد. ضمن اینکه بسیاری از دولتمردان ، مشاوران و وزرا ضمن عیادت از نامبرده، بنده را در حال انجام وظیفه مراقبت و کمک به پرستاری درکنار تخت ایشان درICU این بیمارستان رویت فرموده اند و بخشی از عیادت کنندگان هم در خانه فعلی که زندگی می کنم به دیدار ایشان آمدند. بنابراین ما چگونه از یکدیگر جدا بودیم؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;علاوه بر این ما به عنوان والدین در تابستان 1386 دو دخترمان (شفق و سحر خانم ) را به سلامتی به خانه بخت فرستادیم و مراسمی جهت هر دو در تالار پذیرایی نهاد ریاست جمهوری بسیار خوب و خوش برگزار کردیم چگونه هیچکدام از اقوام، مهمانان و ... حتی دخترانمان از جدایی ما مطلع نشدند؟!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7- آقای کلهر در اواخر سال 1386 جهت اینجانب اقدام به دریافت گذرنامه و ثبت محضری زوجیت نمود، چگونه در صورت جدا بودن قانونی این امر میسر است؟ ( به شماره 13045798 مورخ 1386.12.12)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقای کلهر در مصاحبه ای دیگر از سفر طولانی اخیر من و دخترشان نرگس سخن گفته اند. چگونه در حالی که موظفم هر روز در اداره کارت حضور و غیاب خود را مکتوب نمایم ساکن خارج از ایران هستم و یا بوده ام؟ مدارک حضورم در بخش معاونت آموزش و پژوهش صدا و سیما و جدول تدریس هایم درمراکز علمی نشانه حضور مستمرم در این سالها در ایران است به همین گونه در مورد دخترم نرگس به این دلیل که ایشان تا همین یک ماه قبل در کسوت دانشجویی، ملزم به حضور در کلاس های درس بوده و اینکه ما دو نفر درخارج از کشور به سر برده ایم کذب محض است. (مدارک حضور ما دو نفر در سازمان صدا و سیما و موسسه آموزشی کمال الملک نوشهر) موجود و قابل رویت است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در پایان متاسفم از اینکه آقای مهدی کلهر نه به عنوان همسری که پیمان ازدواجمان در مهرماه 1353 انعقاد یافت و یا نه به این عنوان که مادر سه فرزندش هستم و سالهایی طولانی همواره مدافع و حامی سرسختش بودم ( به شهادت تمامی آنهایی که ما را می شناسند) بلکه با این گلایه مندی که افرادی در مقام ایشان باید الگوی مثبت و شاخصی جهت دیگران به خصوص قشر جوان جامعه باشند سخنانم را به پایان می برم و به عنوان فردی فرهنگی و دانشگاهی از دولتمردان که در رده های آقای کلهر هستند تقاضا می نمایم با هیچ توجیه و دلیلی خود را از واقعیات و حقایق دور نکنند و تلخی موقت قبول اشتباه را هرگز با شیرینی اگر چه گذرا لکن کاذب معامله نفرمایند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; class=body&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; class=body&gt;&lt;A href=&quot;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=68448&quot;&gt;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=68448&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 19:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی شبکه: شبکه چیست ؟ ( اصول و نکاتی مهم در مورد شبکه و کار گروهی و تشکیلاتی ) رسانه شمائید...ا</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>راه سبز امید؛ این نام تشکیلاتی است که قرار است حامیان موسوی و کروبی و سایر معترضان به نتیجه انتخابات و در نهایت معترضان به وضع موجود را در قالب شبکه های اجتماعی سازمان دهد. این یادداشت، توضیحاتی ساده و عملی در مورد مفهوم مهم «شبکه» است که گمان می رود در گسترش عملی تشکیلات راه سبز امید، مفید و موثر باشد. هدف این است که برای دوستانی که فکر میکنند که نمیدانند شبکه سازی چیست و تشکیلات شبکه ای چگونه رشد میکند، توضیحاتی ساده و ابتدایی ارائه شود. در این مقاله بیشتر بر مسایل شکلی در امر شبکه سازی تکیه شده است و بخش اندکی به محتوای مطالبات جنبش اختصاص یافته است، اما با وجود تلاش فراوان برای خلاصه نویسی، حجم مطلب قدری زیاد شد؛ به همین دلیل توصیه میشود در فرصتی مناسب مطالعه شود. کافی است پاراگرافهای آغازین را که بیشتر به مسائل تئوریک اختصاص دارد، با حوصله خوانده شود، بخشهای میانی و پایانی، حاوی مطالبی ملموس و عینی است که ساده و قابل فهم اند. از دریافت نقد و نظر و هر نوع پشتیبانی دوستان آگاه و مطلع استقبال میشود&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=&quot;photo photo_none&quot;&gt;
&lt;DIV class=photo_img&gt;&lt;IMG class=img_loading alt=&quot;&quot; src=&quot;http://photos-d.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs236.snc1/8332_149458834453_45061919453_2461203_6565626_n.jpg&quot; onload=&quot;var img = this; onloadRegister(function() { adjustImage(img); });&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clear_none&gt;&lt;BR&gt;
&lt;H2&gt;شبکه چیست؟&lt;/H2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ساده ترین بیان میتوان شبکه را یک شکل یا فرم خاص از رابطه بین تعدادی کنشگر دانست، که بیشتر در جوامع پیچیده و برخوردار از تکنولوژی ارتباطات به چشم میخورد. شبکه های اجتماعی به صورت شاخه ای و درختی خود را بازتولید کرده و گسترش می یابند و عرصه های اجتماعی را در بر میگیرند، اما در عین پوشش گسترده، پایه روابط شبکه ای، «فرد» است. در شبکه های پیچیده امروزی، با ایجاد عرصه یا پهنه شبکه ای (دنیای کوچک) فضایی برای پیچیده تر کردن روابط و ایجاد پیوندهایی علاوه بر ارتباطهای شاخه ای فراهم میگردد و شبکه از حالت دو بعدی و خطی به حالت فضایی میرسد. باید توجه داشت که شبکه در اساس، شکل یا فرمی است که میتواند کیفیت و سرعت ارتباطات انسانی را به حداکثر برساند و خود لزوما دربردارنده محتوای خاصی نیست، هرچند برای برخی اعمال اجتماعی مناسبتر است و تاحدی بر محتوای اطلاعات و داده هایی که در شبکه ها رد و بدل میشود، اثر میگذارد؛ یعنی ممکن است برای انتقال هر نوع دلخواه از اطلاعات، بهترین گزینه نباشد. شبکه و شبکه سازی تعاریف و ویژگی های متعددی دارند که در ادامه با ذکر مثالهایی به تعدادی از مهم ترین ویژگی های آن اشاره میشود&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یک – برنامه مشخص و شفاف یا هدف مشترک : در شبکه ها یک هدف مشترک مشخص یا برنامه ای کاری محوریت دارد و رهبر یا رئیس اهمیت چندانی ندارد. در شبکه هرگز با فرمان، دستور، امر یا فصل الخطاب مواجه نیستیم، بنا براین هرگز در حالت اطاعت قرار نمیگیریم؛ به همین دلیل است که میتوانیم قدرتی پراکنده را به سرعت و بدون مقاومت، در زمان و مکان لازم، متمرکز و اعمال کنیم؛ قدرت هر شبکه در توانایی آن برای قبض و بسط سریع است. ساختار شبکه ای معمولا بستر مناسبی برای تعالیم ایدئولوژیک نیست و به همین دلیل بر مفاهیم دشمن و دشمن شناسی چندان تکیه نمیشود. برنامه شامل هدف و راه های رسیدن به آن است و تا حد امکان باز و انعطاف پذیر یا حداقلی است. بدین ترتیب شبکه این امکان را فراهم می آورد که اعضایی با ترجیحات و علایق گوناگون برای تحقق خواستی مشترک اقدام کنند و نقطه قوت شبکه در همین اقدام جمعی است. به عنوان مثال میتوان از شبکه های هرمی نام برد که اغلب ما با آن آشنایی داریم. در این شبکه ها که با هدف کسب درآمد یا تجارت الکترونیک ایجاد میشوند، افرادی با عقاید مذهبی گوناگون مقادیری پول و اطلاعات را در بین خود به گردش در می آوردند و از تعالیم ایدئولوژیک، رهبر و دشمن خبری نیست. در روابط شبکه ای یک برنامه مختصر و شفاف محور کار قرار میگیرد که اصول مشخصی دارد و قابل فهم است و تعبیر و تفسیرهای متناقض و متعارض در آن امکان پذیر نیست. ذکر یک مثال این بحث را روشنتر خواهد کرد: فرض کنید هوادار جنبشی هستید که معتقد به مبارزه بی خشونت و مسالمت آمیز است. دوستی پرشور که به صداقت و هوش او اطمینان دارید پیشنهادی ارائه میکند که کاملا منطقی و عملی است و هیچ خطری برای گروه ندارد. پیشنهاد او، طرحی است برای منفجر کردن یک پمپ بنزین، که صاحب آن یکی از بدنام ترین سردسته های گروه مخالف یا «دشمن» است. با توجه به شناخت اعضا از برنامه شبکه و فهم کامل آن، به راحتی و بدون نیاز به سوال کردن از «رهبر مطلق» یا «مقامات بالا» این طرح رد میشود. در عوض به خاطر ارتباط سریع و دسترسی بالا و انعطاف پذیری برنامه، اگر هر ایده و طرح ابتکاری در شبکه مطرح شود، پس از بحث و استدلال، در دستور کار تمام اعضا و گروه های مرتبط قرار میگیرد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دو – اعضای توانمند: یکی از ملزومات شبکه های اجتماعی موفق، اعضای توانمند است. در اعتراضات پس از انتخابات 22 خرداد مشاهده کردیم که شهروندانی که بدون نیاز به قیم، تظاهرات میکردند و خود از آن فیلم و گزارش تهیه میکردند و خود برای تجمع بعدی زمان و مکان تعیین میکردند، در برابر یک دولت مجهز، انحصارطلب و خشن به راحتی مقاومت کردند و اساس مشروعیت آن را زیر سوال بردند. شهروندان توانمند و آگاه را نمیتوان به انقیاد در آورد، اما برای اینکه شهروندان بتوانند بر امورات خود مسلط شوند، باید به صورتی هدفمند و سازماندهی شده، قدرت به شدت متمرکز و مطلقه را که در مراکز محدود به شدت فشرده و متراکم شده است، استخراج کنند و زمام امور خود را به دست گیرند. برای همین کار استفاده از پلتفرم شبکه پیشنهاد شده است. به طور خلاصه، حالا که همه میدانند چه نمیخواهند و در این نخواستن مشترک هستند، برای عینیت بخشیدن به چیزی که میخواهند و برای رسیدن به وضعیت مطلوب دست به عمل جمعی میزنند. یک مثال از شبکه های موفق و گسترده در این زمینه، انجمن های دوازده قدمی ترک اعتیاد است. اعضای این انجمن ها که امروزه در تمام جهان گسترش یافته است، پس از این که دریافتند که نمیخواهند اسیر مواد مخدر باشند، به صورت شبکه هایی اجتماعی با هم ارتباط برقرار کردند تا با کمک خود اعضا، ترک کنند و پاک بمانند. این افراد پس از این که از طریق ترک مواد، بیماری خود را شناختند و به اصطلاح توانمند شدند، برای کشتن قاچاقچیان و معتادان اسلحه جمع نمیکنند یا به معتادان دیگر دستور نمیدهند که ترک کنند. بلکه از توانایی و تجربیات خود برای اطلاع رسانی و توانمند سازی یکدیگر، و کمک رایگان به سایر معتادان مایل به ترک، و توانمند ساختن آنان استفاده میکنند و به این ترتیب شبکه گسترش می یابد. در این شبکه ها، مذهب، باورهای سیاسی، جنسیت و نژاد هیچ دخالتی ندارد، هدف مشترک، ترک کردن و عدم مصرف مجدد است. این هم یک مثال دیگر بود که نشان میداد افرادی با بیشترین تنوع و تکثر ممکن میتوانند برای هدف و برنامه ای مشترک همیاری کنند&lt;BR&gt;باید توجه داشت که توانمند بودن، یک شرط ورود به شبکه نیست. اگر بنا بر فعالیت شبکه ای باشد، گذاشتن هر نوع شرط و محدودیت و تعیین صلاحیت داوطلبان، موجب ضعف شبکه خواهد شد. بنا براین منظور از نیاز به داشتن افراد توانمند این است که گسترش و رشد شبکه، نیاز به افرادی ماهر و خلاق دارد که از توانایی های فردی و اجتماعی بهره مند باشند و بتوانند به سایر اعضا کمک کنند؛ مجموعه ای از افراد بله قربان گو و منفعل، اندوخته مناسبی برای یک شبکه اجتماعی نیست. اما این از صفات شبکه است که سبب میشود توانایی ها و مهارت های افراد، برای کل شبکه به اشتراک گذاشته شود و هر کس به فرصتی برای شناخت توانایی ها بالقوه خود و ارتقای آنها دسترسی داشته باشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سه – شخصی شدن برنامه: در عین حالی که بسیاری از اتصالات و روابط در شبکه های اجتماعی غیر شخصی است، به علت علاقه یا احساس نیاز اعضاء ، برنامه کاری شبکه، جزئی از زندگی شخصی هر یک از اعضا میشود. اکثر کسانی که عضو شبکه های هرمی بوده اند یا با اعضای موفق این شبکه ها آشنایی دارند، مشاهده کرده اند که این افراد چقدر برای گسترش شبکه یا همان زیرمجموعه های خود سمج و پیگیر بودند. آنها با پیگیری و سماجت اغلب اعضای خانواده، دوستان، همسایگان، همکلاسی ها، دوستان والدین و هر شخص دیگری را با چرب زبانی و حوصله جذب شبکه میکردند، اما در همان حال تعداد زیادی از اعضای شبکه را نمیشناختند. شخصی شدن برنامه، که معمولا از احساس نیاز یا از حس مسئولیت پذیری ناشی میشود، تحرک و چابکی فراوانی به شبکه میبخشد و آن را از هر دولتی قوی تر میسازد. یک عنصر حقوق بگیر دولت هرگز برای پیشبرد کار اداره ی مطبوع خود از ماشین شخصی خود استفاده نمیکند. یا اگر یکی از تجهیزات اداری اش خراب شود، هرگز برای تعمیر یا جایگزین کردن آن به بازار نمیرود، بلکه به یک مقام ارشد خود نامه اداری مینویسد و تقاضای اداری خود را مطرح میکند. این نامه اداری باید از مراحلی بگذرد و سیر اداری خود را در چند روز طی کند تا هدف آن محقق شود اما یک عضو مسئولیت پذیر در یک شبکه، برای پیشبرد هدف شبکه که در عین حال مورد علاقه شخصی خود او هم هست، از امکانات شخصی خود استفاده میکند و هزینه آن را میپردازد. همان طوری که در نماز جمعه معروف رفسنجانی، بیش از یک میلیون شهروند با هزینه خود از نقاط مختلف شهر به دانشگاه تهران آمدند در حالی که نمازگزاران کلاسیک، مجانی و با اتوبوسهای شرکت واحد به محل نماز جمعه «آورده میشوند»ا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چهار – ارتباط و اتصال پیوسته و پیچیده: قدرت و پویایی شبکه در سرعت ارتباط گیری آن است. گفته شد که در شبکه ها خبری از دستور جناب رئیس یا فرمان رهبر والا مقام و اطاعت زیردستان نیست. هر عضو یک رهبر و رهبران، خود اعضایی ساده در شبکه هستند. پس آن چه مهم است اطلاع رسانی سریع و دقیق است، به خصوص در شرایطی که تکنولوژی ارتباطات مرزها را ازمیان برداشته است. به عنوان مثال صفحه فیسبوک آقای موسوی توسط تعدادی از هواداران ایشان در آلمان اداره میشود. در این شرایط میتوان هوادارانی را در نظر آورد که ممکن است در تهران، در نزدیکی منزل موسوی زندگی می کنند، اما با چند کلیک و کسب اطلاعات از فیسبوک وی، از شرکت وی در نماز جمعه مطلع شوند! این است جادوی عصر اطلاعات که از حیات اجتماعی انسانها مکان زدایی کرده است. اما این نکته نباید موجب تکیه صرف بر اینترنت شود؛ شبکه سازی با انعطاف و نرمش، ابتدا بر هر وسیله ارتباط جمعی موجود و در دسترس تکیه میکند و پس از تثبیت و گسترش، نیازهای خود را میشناسد و در حین رشد، وسایل ارتباطی خاص خود را از طریق کمک اعضا ایجاد میکند. آن چه مهم است این است که در نخستین گام از وسایل ارتباطی موجود به بهترین نحو استفاده شود و هیچ ظرفیتی خالی و بدون استفاده باقی نماند (مثل استفاده از نوارکاست در انقلاب 57). همان طور که مشاهده شد، با وجود نفوذ و کارایی موثر اینترنت و ماهواره، بانگ الله اکبر در روزهای نخستین شروع جنبش سبز، خود به صورت یک نوع وسیله ارتباطی مورد استفاده قرار گرفت و عظمت و گستردگی جنبش را به اعضا نشان داد. این خود یک ارتباط و اطلاع رسانی بود، چراکه در غیر این صورت امکان نداشت که بتوان بیش از دو میلیون شهروند را به خیابان ها آورد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پنج – عدم وابستگی مالی: هر عضو و هر گروه یا سلول با میل و رغبت تک تک افراد و اعضا وارد شبکه میشود و فعالیت اعضاء خودجوش و خودخواسته است. این امر از تمرکز و مطلقه شدن قدرت رهبران جنبش جلوگیری میکند و باعث محوریت برنامه به جای محوریت اشخاص میشود، اما مهم تر از آن این است که پویایی و سرعت خاصی به شبکه میبخشد و آن را از هر دولتی قدرتمند تر میکند. فعالیت شبکه ها نامتمرکز و مبتنی بر انگیزش فردی است. در اکثر موارد ابتکارات و خلاقیتهای فردی است که شبکه ها را گسترش میدهد. اینجا یک نکته اساسی دیگر را باید مورد توجه قرار داد و آن عدم امکان نفوذ فعال و تاثیرگذار عناصر دولتی در شبکه اجتماعی است. دولت با وجود توان مالی بی رقیب خود هرگز نمیتواند شبکه سازی کند و اگر هم دست به چنین اقدامی بزند، نسبت هزینه به فایده آن بسیار بالا خواهد بود. این در حالی است که اکثر شبکه هایی که امروزه بسیار بزرگ و فراگیر هستند، از ارتباط ساده دو یا چند نفر شروع شده اند و هرگز به منابع مالی بیرون از شبکه وابسته نبوده اند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;H2&gt;ارتباط، اطلاع رسانی و عمل در شبکه ها&lt;/H2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ارتباطات در شبکه ها، سلسله مراتبی نیست. یعنی مانند قوای نظامی و مجموعه های اداری نیست که وظایف و اختیارات و نیروهای تحت امر هر عضو با درجه یا پست اداری وی تعریف شود. پویایی شبکه درست در همین است. در شبکه های اجتماعی دو نوع رابطه وجود دارد: روابط عمودی و روابط افقی؛ هر چه این روابط پیچیده تر باشد، توانایی شبکه بیشتر خواهد شد. رابطه عمودی رابطه ای است که اعضا با منابع خبری و اطلاعاتی شبکه برقرار میکنند. همچنین این رابطه برای تبادل ایده ها و افکار و تجربیات مورد استفاده قرار میگیرد. چرا که به هر حال این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که میزان دانش و تجربه همه اعضا یکسان نیست. به همین منظور رابطه عمودی برای آن است که نیازهای فکری و تجربی اعضاء ، در درون شبکه تامین شود. اما از آن جا که واحد عمل در شبکه، سلول یا گروهی کوچک از اعضا ست، رابطه افقی است که موجب تحرک و عمل در شبکه میشود. در یک شبکه گسترده و قدرتمند، نیازی نیست که اعضاء پشت سر هم، یکدیگر را بمباران اطلاعاتی کنند و دایما به صورت فله ای و مکرر و بی هدف، با یکدیگر تماس برقرار کنند تا در خصوص یک حرکت جمعی اطلاع رسانی شود. در عوض اطلاع رسانی مفید در درون شبکه و از طریق روابط افقی بین اعضای هر سلول صورت میگیرد. به این ترتیب که هر وقت که مقرر شد اقدام یا حرکتی جمعی صورت گیرد، هر عضوی به محض دریافت خبر و تایید آن، یک بار به اعضای سلولی که در آن عضویت دارد، اطلاع رسانی میکند. با این کار، خبر در مدت زمان بسیار کوتاهی کل شبکه را درمی نوردد و همه اعضا مطلع میشوند. در شبکه ای که درست طراحی شده باشد، برای هر اقدام جمعی، یک عضو تنها باید یک بار به دو تا شش عضو هم گروهی خود اطلاع رسانی کند، نه بیشتر. حال اگر لازم باشد که اطلاع رسانی از شبکه به کل جامعه صورت گیرد، اعضای هر سلول با کم هزینه ترین وسایلی که در اختیار دارند، در محیط اجتماعی پیرامون خود، اطلاع رسانی میکنند (از طریق گفتگوی خانوادگی، تلفن، ایمیل، اس ام اس، شعار نویسی، پخش اعلامیه یا سایر وسایل مناسب و امن) و از تکرار و یاد آوری و بازگویی غیر ضروری اخبار در درون شبکه پرهیز میشود. در این شرایط کل شبکه به صورت یک رسانه فراگیر عمل میکند و میتواند کل جامعه را در مدت زمان کوتاهی از یک آکسیون اجتماعی با خبر سازد. آن چه اهمیت دارد این است که در صورت وجود یک شبکه فعال و منعطف، دیگر شاهد اطلاع رسانی اسپم وار نخواهیم بود و هر عضو با برقراری تماس با تعداد محدودی از اعضا و هواداران، وظیفه خود را انجام میدهد و اطلاع رسانی در درون و بیرون شبکه به سریع ترین، گسترده ترین و موثر ترین شکل ممکن، در میان میلیونها نفر صورت خواهد گرفت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;H2&gt;&lt;BR&gt;اگر شبکه سازی این قدر موثر است، چرا دولت دست به این کار نمیزند؟&lt;/H2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا هرگز از خود پرسیده اید که چرا با وجود این همه امکانات مالی، تعداد هواداران دولت در فیسبوک این قدر اندک است؟ جالب این که ابزار فیلترینگ، بیش از هواداران دولت، دسترسی مخالفان دولت به فیسبوک را محدود میکند. عناصر دولتی بنا به طبیعت حقوق بگیری شان، هرگز از امکانات شخصی خود استفاده نمیکنند. پس اگر دولت بخواهد این مشکل را رفع کند، باید تن به گردش مالی غیر شفاف و تخصیص بودجه خارج از نظارت بدهد اما این کار، خود حفره ای جدید برای فساد مالی ایجاد میکند و فساد خود یکی از عواملی است که هم کارآمدی و هم مشروعیت دولت را به شدت تخریب میکند. علاوه بر این شبکه بنا به ماهیتش فقط و فقط با تکیه بر تعداد زیاد اعضاء گسترش یافته و تقویت میشود، اما کارگزاران قابل اعتماد و هواداران دولت، بسیار کم تعداد و به لحاظ توانایی های فردی ضعیف اند. آنها فقط تعدادی افراد ضعیف و فردیت زدوده هستند که جز اطاعت کردن هیچ چیزی نمیدانند و از هر گونه خلاقیت فردی بی بهره اند؛ چرا که اگر غیر از این بود هرگز به همکاری با چنین مجموعه فاسد و جنایتکاری تن نمیدادند. بنا براین نفوذ دولت حد اکثر در حد جاسوسی کردن و خبر گرفتن باقی میماند؛ اما این کاری است بی فایده و عبث؛ چرا که شبکه ها اصولا چیزی برای پنهان کردن ندارند و اساس کارشان بر شفافیت است. پس آخرین نگرانی این است که اصحاب قدرت به جریان سازی و تلاش برای انحراف شبکه های اجتماعی راه سبز اقدام کنند. اما برای این کار مجبورند که ماسک سبز بزنند و با آدرس عوضی دادن و نشر اخبار و شعارهای گمراه کننده و تحریک آمیز، انحراف و تفرقه ایجاد کنند، اما همین کار هم در شرایطی که یک برنامه (مرامنامه) شفاف، ساده و قابل فهم در دستور کار قرار گیرد، غیر ممکن خواهد شد. به عنوان مثال در مورد برنامه تجمع انصار حزب الله در اعتراض به اعتماد ملی، همه کسانی که از اصل عدم برخورد مطلع بودند، میدانستند که نباید همزمان با انصار در محل روزنامه اعتماد ملی تجمع کنند. یا همه کسانی که از برنامه جنبش سبز مطلع هستند، به راحتی میفهمند که مقایسه کروبی و موسوی و نمره دادن به آنها در مورد شجاعت و غیره، هیچ نقشی در تحقق برنامه و اهداف جنبش سبز ندارد و باید از آن دوری جست. بنا براین از این نظر، پلتفرم شبکه ای، خود به خود امکان تاثیرگذاری منفی یا عملکرد موازی دولت را به حداقل ممکن و ناچیز میرساند. به همین دلیل است که دولت مدعی بیست و چهار میلیون رای، جرئت ندارد سایت هایی مثل فیسبوک و توییتر را به روی هواداران بیشمار خود! بگشاید. به همین دلیل ساده، هر نوع تلاش برای پیدا کردن و «افشاگری» در مورد جاسوس ها و نفوذی ها و عناصر مشکوک در شبکه، بی معنی و حتی زیان بار است و هیچ نتیجه ای به جز اتلاف و به هدر دادن نیروی اعضای شبکه ندارد و باید از آن دوری کرد. ماهیت شبکه به گونه ای است که آن عناصر خود به خود منزوی و حاشیه نشین خواهند شد و چه بسا که در همین روند مسئله دار شوند و تغییر عقیده دهند! پس خود تجسسهای دایی جان ناپلئونی برای شناسایی و افشای عوامل «دشمن» است که باید هشیارانه از آن پرهیز کرد تا به عملکرد اثباتی و ایجابی شبکه آسیبی نرسد. عناصر مردد، مضطرب، ناامید و همیشه سوگوار یا بدبین هم به مرور و با ایجاد ارتباطات سازنده، توانمند شده و به محض این که احساس توانایی و تسلط بر اوضاع بکنند، به یک عنصر توانمند و مثبت در شبکه تبدیل میشوند. به هرحال مهم این است که بدانیم هدف شبکه سازی، این نیست که رفتار یا عقاید یک شخص خاص را تغییر بدهیم. بهتر است به هرکس به اندازه ظرفیت خودش فرصت داد تا پیام راه سبز را دریافت و هضم کند و توانایی انتقال آن را به دست آورد. نباید به مردمان تحت ولایت زیسته، که هرگز حق انتخاب نداشته اند، سخت گرفت. همه کسانی که ادعای سبز بودن میکنند، سبز هستند و به اصطلاح علما، اقرار لسانی کافی است و اصل بر برائت است. ما هم برادر حسین و بازجو نیستیم که منافق شناسی کنیم و به دنبال کشف توطئه های عجیب و غریب دشمن بگردیم؛ ما جز جهل، ترس و تنهایی خودمان، دشمن دیگری نداریم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ماهیت فعالیت شبکه ای و شبکه سازی در این است که اساسا امکان شعارهای تند، موج آفرینی و موج سواری را نمیدهد و هر نوع غوغا سالاری و عوام زدگی را خنثی میکند. چرا که اصولا محتوای خاصی مطرح نیست که کسی بخواهد در مورد آن بحث کند و شعاری بدهد و بعد بگوید همین که گفتم، «نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر»! طبق نظر و برداشت شخصی من، هدف مشترک شبکه راه سبز، شکلی از زندگی سیاسی است که در آن اولا رای اکثریت مردم، تنها تعیین کننده دستور کار حاکم بر جامعه باشد، ثانیا، قانون در جامعه حاکم باشد و ثالثا، حق آزادی بیان و ارتباط و تجمع مسالمت آمیز برای اقلیت مردم محفوظ و محترم باشد. بنا براین هر نوع بحث در مورد ادامه فعالیت در چارچوب قانون اساسی یا تلاش برای سرنگونی، یا قضاوت و صدور حکم در مورد کسانی که خائن شناخته میشوند، یا سوال از این که فلان شخص در دهه شصت چه عقیده ای داشته یا بحث بر سر تعیین نام حکومت آینده و امثال آن، خارج از چارچوب هدف مشترک شبکه بوده و به همین دلیل در درون شبکه بی معنی و غیر قابل طرح است. مزیت ذاتی شبکه در این است که اعضاء فقط برای تحقق یک هدف مشترک، به آن می پیوندند و سایر ترجیحات شخصی، گروهی، نژادی، دینی و اقتصادی، محترم اند، اما در شبکه مطرح نمیشوند و در صورت طرح، سایرین به آن نمیپردازند. بدین صورت شبکه محل نزاع های ایدئولوژیک و بحث های اقناعی نخواهد بود، بلکه در عوض با ایجاد ارتباط های سازنده و اطلاع رسانی موجب توانمند شدن همه اعضا میگردد. ذکر این نکته ضروری است که گفته فوق به این معنی نیست که فلان حرف را نزنید، چون الان وقتش نیست، بلکه منظور این است که با برآورده شدن هدف مشترک، چارچوب مورد توافق همگان برای تعیین سرنوشت جمعی، تعیین میشود؛ قرار است ما چارچوبی بنا کنیم که قدرت سیاسی در آن بدون خونریزی دست به دست شود. بنا براین طرح مباحثی که ارتباطی با هدف مشترک ما ندارد، غیر ضروری و موکول به چارچوبی دیگر و بیرون از شبکه ای است که به منظور تحقق هدف مشترک مان ایجاد کرده ایم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شبکه اجتماعی از اساس طرحی است که فقط و فقط با مشارکت فعالانه و داوطلبانه افراد بیشمار شکل میگیرد و رشد میکند. مراکز قدرت و ثروت میتوانند یک فن پیج تخیلی با میلیونها هوادار از پروفایلهای ساختگی ایجاد کنند، اما این ارقام و اعداد، در حد نمودارهایی رنگی که فراوان دیده ایم، باقی میماند و هرگز منشاء عمل و اثر اجتماعی نخواهد بود. پس جای نگرانی نیست، چرا که زمانی که بیشماران گرد هم آیند، هر لحظه، فرصتی عظیم است و هر اقدام، حتی هر حادثه، یک برد به حساب خواهد آمد. آن کس که در برابر شبکه قرار میگیرد، سرنوشتی جز در برگرفته شدن و هضم شدن توسط شبکه نخواهد داشت؛ دستگیر کردن، شکنجه کردن، یا حتی کشتن و تجاوز کردن، هیچ ثمری به جز رسوایی برای عاملان و آمران آن نخواهد داشت، هر اقدام آنها برای نجات، گامی است به سوی زوال و شکست، چرا که سبزها بیشمار اند و شبکه راه سبز امید، مجموعه ای عظیم از پیچیده ترین روابط انسانی است که هیچ بختی برای ناکارآمد کردن آن وجود ندارد، جز ناامیدی و کم کاری خود اعضای شبکه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;H2&gt;و در پایان&lt;/H2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این متن به هدف روشن کردن مزیتها، خصوصیات و ویژگی های تشکیلات شبکه ای و لزوم پیشبرد جنبش در قالب شبکه های اجتماعی نوشته شد، به همین دلیل سعی شد حتی الامکان از بیان مسائل محتوایی شبکه راه سبز امید خودداری شود مگر با این قید که نظر و برداشت شخصی نویسنده بوده است. اما بسیار مفید خواهد بود اگر، هر چه زودتر برنامه کار (مرامنامه) راه سبز امید که با درایت و هوشمندی، پلاتفرم شبکه ای برای آن پیشنهاد شده است، طراحی و در دسترس همگان قرار گیرد &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 23:52:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهشتی: سردار جعفری! واقعیت از کسی اجازه نمی‌گیرد</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;پارلمان‌نیوز: &lt;/STRONG&gt;سردبیر روزنامه کلمه سبز در نوشتاری خطاب به فرمانده سپاه به اظهارات اخیر او اشاره و تاکید کرده است:«بسیار ساده‌ است که دو میلیون مردم تظاهرکننده را خانواده‌ ساواکی‌ها بنامیم، و به ملغمه‌ پیچیده‌ای از خطاهای خود اعتراف نکنیم. بسیار ساده‌تر است که خود را حق مطلق و دیگران را طلحه و زبیر و قاسطین و ناکثین و مارقین بنامیم.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل نوشته علیرضا بهشتی شیرازی بدین شرح است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; بسم الله الرحمن الرحیم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در جدیدترین سخنرانی خود از دعوت‌هایی که برای وحدت صورت می‌گیرد اظهار ناراحتی کرده است و به کسانی که در این روزها نیروهای سیاسی را به همدلی فرامی‌خوانند، و بعضی از آنها مراجع تقلیدهستند،  آمرانه می‌گوید ساکت باشید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعید می‌دانم شاه در اوج قدرت خود قاطبه مراجع را با چنین لحنی مخاطب قرار داده باشد. به راستی در جواب چنین کلماتی چه می‌شود گفت؟ آیا فرزندان آقای جعفری اجازه دارند مشابه همین کلمات را درگفتگو با او به کار برند؟ آیا او از فرزندان هرکدام از مراجع کبیرتر است یا معلوماتش از تازه‌کارترین شاگردانشان بیشتر است؟ خدا را شکر؛ شاید اگر سهام مخابرات به ما رسیده بود ما نیز دچار خودبزرگ‌بینی می‌شدیم.خود را فریب ندهیم و به سراغ طنز و مچ‌گیری نرویم.مسئله خودبزرگ‌بینی نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مسئله این است که کسانی ترجیح می‌دهند اهمیت رویدادی که در حال تکوین است را نبینند. این روزها درکشورما آنانی که از قضا زمام بسیاری از امور را در دست گرفته‌اند به انکار واقعیت‌ها پناه می‌برند. از نظر آنها حادثه مهم و غیرمترقبه‌ای در کشور روی نداده است؛ این حوادث طبیعی است، همه چیز تحت فرمان است، اتفاق مهمی نیفتاده است که نیاز به دخالت بزرگان و یا گفتگو داشته باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چند روز دیگر، چند هفته دیگر، چند ماه دیگر (یا شاید چند سال دیگر) شرایط به روزهای آرام و آفتابی پیشین باز می‌گردد، تا متمردان از رفتارشان پشیمان ‌شوند و با سرهایی فروافتاده به خطاهای خود اعتراف ‌کنند. آن گاه در عین تمامی این خوش‌خیالی‌ها اضطراب در لحن یکایکشان پیداست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا سردار جعفری در تمامی عمر مراجع تقلید را این‌گونه مخاطب قرار می‌داده است، یا وقوع شرایطی استثنایی است که پیاپی اختیار زبان را از دست او خارج می‌کند؟ شرایط ابدا عادی نیست، و انکار و فرافکنی شیوه‌هایی کودکانه است. یک بار دیگر حوادث این چند ماه را مرور کنید. آیا اگر چرخ زمان باز می‌گشت و شما را از نو به قبل 22 خرداد می‌رساند تمامی رفتارهایی را که طی این چهار ماه از شما سر زد دوباره تکرار می‌کردید؟ قطعا چنین نیست. یک بار دیگر مرور کنید و ببینید خوب بود کدامیک از آن کارها را انجام نداده بودید، یا فراست و زیرکی بیشتری در اجرایشان به کار می‌بستید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ایامی که در پیش رو قرار گرفته است با زمانی که گذشت فرقی نمی‌کند؛ همان خرد فراموش‌شده را از این پس به اجرا بگذارید. این چهار ماه چه زود گذشت؛ چهار ماه آینده هم دقیقا به این زودی می‌گذرد. در این چهارماه شرایط سیاسی کشور چقدر دگرگون شد؛ در چهارماه آینده اگر همان شیوه گذشته دنبال شود دگرگونی‌ها به مراتب بیشتر خواهد بود. آنچه روی داده است باز در مقابل آنچه که هنوز روی نداده است از اهمیت کمتری برخوردار است، زیرا هنوز می‌توان با رفتاری عقلایی از خسارت‌های پیش‌رو،‌یا لااقل بخشی از آنها پیشگیری کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;واقعیت برای آن که زندگی‌های ما را متاثر کند از کسی اجازه نمی‌گیرد. واقعیت منتظر قانع شدن ما نمی‌نشیند.واقعیت پشت دیوارهای قطور و رودربایستی‌های کهنه متوقف نمی‌شود. واقعیت بزرگ و کوچک نمی‌شناسد. واقعیت به هیچ‌کس احترام نمی گذارد و با احدی عهد و پیمان ندارد. این ما هستیم که باید خود را با آن تطبیق بدهیم و انکار واقعیت بزرگترین خطایی است که سیاستمداران می‌توانند مرتکب شوند.تلخ‌ترین روزهای تاریخ زمانی رقم می‌خورند که سیاستمداران به تحلیل‌های ساده و دروغین معتاد شده باشند، تفسیرهایی که همچون ماده‌ای توهم‌زا بینش‌ها را تملک می‌کنند و قربانیان خود را به هلاک می‌رسانند. بسیار ساده‌تر است که دو میلیون مردم تظاهرکننده را خانواده‌ ساواکی‌ها بنامیم، و به ملغمه‌ پیچیده‌ای از خطاهای خود اعتراف نکنیم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ساده‌تر از آن این است که اول یکی دو صفر از اعداد کم کنیم و سپس آنها را در گزارش‌ها بگنجانیم. بسیار ساده‌تر است که اسم ناکامی‌های خود را کامیابی بگذاریم. چه کسی گفته است در این چند ماه مسیر خطا رفته بودیم؛ اتفاقا عین صواب رفتیم و همان‌طور که می‌بینید نتایجی بسیار درخشان گرفتیم. فقط اندکی ریخت‌ و پاش‌های ماجرا باقی‌ مانده است که در اجرای هر پروژه عظیمی طبیعی است و به زودی این مشکل نیز حل می‌شود. هیچ خطایی سرنزده است. همه چیز دارد دقیقا طبق نقشه پیش می‌رود. تا وقتی می‌شود مشکل را به همین راحتی حل کرد چه کسی حوصله دارد که به دنبال علت برای شکست‌ها بگردد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسیار ساده‌تر است که نزدیک‌ترین یاران امام را خائن بنامیم تا در میان رفتارهایمان به دنبال کاستی‌ها باشیم. بسیار ساده‌تر است که خود را حق مطلق و دیگران را طلحه و زبیر و قاسطین و ناکثین و مارقین بنامیم. بسیار ساده‌تر است که همه چیز را به گردن بیگانگان بیندازیم. همه چیز از سال‌ها پیش سازماندهی شده بود. تک‌تک مخالفین با سرویس‌های جاسوسی مرتبطند. همه دارند توطئه می‌کنند، همه با هم ارتباط دارند، همه از هم پول می‌گیرند وبه هم باج می‌دهند، همه دشمنند، همه ماجراها را یک تشکیلات مخوف و آهنین اداره می‌کند. و کسانی که در نزدیک‌ترین خاکریزهای جبهه خودی عقیده‌ای غیر از این دارند وادادگان و خیانتکارانی هستند  که باید قبل از موسوی و کروبی به مجازات برسند، مگر آن که توبه کنند؛ یعنی حرف‌ها و تحلیل‌های ما را تکرار و تقویت کنند. این‌گونه است که حتی عقلای آن سو هم تسلیم تحلیل‌های ساده شده‌اند؛ تمامی ماجرا این است که مهندس موسوی دروغ بزرگی به نام وقوع تقلب در انتخابات را مطرح کرد و عده‌ای هم فریب آن را خوردند،‌ بعد حوادث این ایام روی داد. چاره‌اش هم این است که او به خطای خود اعتراف کند. آن وقت است که بحران در یک چشم به زدن به پایان می‌رسد. راستی او چرا این کار را انجام نمی‌دهد در حالی که می‌داند وقوع بیش از یک میلیون رای تقلب در انتخابات اساسا غیرممکن است. این حرف‌ها آخرین سخنان آقای باهنر نماینده مجلس شورای اسلامی است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قبل از او هم کسان دیگری گفته‌ بودند حداکثر تقلبی که ممکن است در یک انتخابات صورت بگیرد سه میلیون رای است؛ بیشتر از آن امکان وقوع ندارد. قطعا منظور از چنین سخنانی آن نیست که این ارقام از خواص شگفت‌انگیزی برخوردارند. تقلب که هفت رقمی شد جف‌القلم نمی‌شود، دست‌ها از کار نمی‌افتند و رایانه‌هایی که باید آرای نامزدها را جمع‌بندی کنند در آستانه این ارقام دچار محدودیت تکنولوژیک نمی‌شوند. بلکه منظور آن است که مردم وقوع یک میلیون یا سه میلیون تفاوت را میان وجدانی که خود در مورد نتیجه احتمالی انتخابات دارند با آنچه در عمل اعلام می‌شود به حساب خطا در برآوردهایشان خواهند گذاشت، اما اگر تفاوت از این رقم بگذرد دیگر نمی‌توانند نتایج را بپذیرند؛ خود به عنوان معتمدترین و معتبرترین ناظر وارد صحنه می‌شوند و از خطای صورت گرفته بازخواست می‌کنند. اگر تقلب در حجم بیش از سه میلیون رای عملی نیست از این روست.شما را به خدا آب در آسیاب توهم نریزید. چیزی که دارد از بین می‌رود،‌ چیزی که دارید از بین می‌برید شاید تا سال‌ها قابل بازسازی نباشد. خودتان و سرمایه‌های سیاسی کشور را از بین نبرید. هنوز می‌شود بسیاری از اندوخته‌ها را حفظ کرد.&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=meta&gt;
&lt;DIV style=&quot;MARGIN-TOP: 34px; FLOAT: left&quot;&gt;&lt;A onclick=&quot;history.back();return false&quot; href=&quot;http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=4330#&quot;&gt;&lt;IMG height=13 src=&quot;http://www.parlemannews.ir/i/ba.gif&quot; width=55 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=4330#&quot;&gt;&lt;IMG height=13 src=&quot;http://www.parlemannews.ir/i/up.gif&quot; width=27 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;تاریخ انتشار: ١٤ مهر ١٣٨٨&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=4330&quot;&gt;http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=4330&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 21:06:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت</title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=g-container&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;!-- v --&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=g-container&gt;
&lt;DIV class=bodytext&gt;
&lt;DIV class=&quot;module &quot;&gt;
&lt;DIV class=&quot;image img-w226&quot;&gt;&lt;IMG height=170 alt=زندان src=&quot;http://www.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2009/07/28/090728123208_prison11.jpg&quot; width=226&gt; 
&lt;P class=caption&gt;با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;پنجم مرداد ماه زمانی که موج اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اوج خود بود، آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران دستور تعطیلی بازداشتگاهی&quot;غیراستاندارد&quot; را صادر کرد که یک روز بعد مشخص شد نام این بازداشتگاه کهریزک است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جایی که ده سال پیشتر وقتی نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به &quot;جزیره&quot; در شرق تهران از آن استفاده کرد تا مدتها بلااستفاده بود ولی بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که سرتیپ احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی دنبال می کرد کهریزک به محل بازداشت&quot;اراذل و اوباش&quot; تبدیل شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این بازداشتگاه تا میانه تابستان ناشناخته بود اما در جریان اعتراضات بعد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل رفتار غیر انسانی، تجاوز و آزار جنسی و مرگ چند تن از معترضان بازداشتی شهرت جهانی پیدا کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی این بازداشتگاه، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است و هر روز ابعاد تازه ای از این ماجرا فاش می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روایت هایی متفاوتی از این بازداشتگاه، نحوه برخورد با بازداشتی ها و تعطیلی آن منتشر شده است. تازه ترین روایت پای سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به آن ماجرا باز کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای مرتضوی که اکنون معاون غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور است، نامه ای به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای تهران و مدیر مسئول مجله پنجره نوشته و در آن &quot;اتهام نافرمانی&quot; از دستور آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;دو روایت از تعطیلی کهریزک&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;مجله پنجره در شماره یازدهم خود که ۲۸ شهریور منتشر شده، گزارشی مفصلی از وقایع مرتبط با کهریزک منتشر کرده است. بخشی از این گزارش روزشمار وقایع مرتبط با کهریزک است که از بیست وششم خرداد یعنی چهار روز بعد از برگزاری انتخابات آغاز می شود.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=&quot;module &quot;&gt;
&lt;DIV class=&quot;image img-w226&quot;&gt;&lt;IMG height=316 alt=&quot;مجله پنجره&quot; src=&quot;http://www.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2009/10/06/091006153313_panjereh.jpg&quot; width=226&gt; 
&lt;P class=caption&gt;مجله پنجره در شماره یازدهم خود گزارش مفصلی در باره کهریزک منتشر کرده است&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;بنابر این گزارش چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک گروه بیست و دو نفری از دستگیر شدگان بعد از انتخابات به کهریزک منتقل شده اند. ولی از نظر این نشریه همه چیز از هیجدهم تیر شروع می شود که در آن روز پلیس ۲۷۰ نفر را دستگیر و ۱۴۵ نفر آنها را روز جمعه نوزدهم تیر به کهریزک منتقل می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نوشته این نشریه، سه روز بعد از آن در روز بیست و دوم تیر خبر &quot;نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم بازداشت شدگان&quot; به گوش آیت الله خامنه ای می رسد و آقای خامنه ای به سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهد که همان روز &quot;باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز، بازداشت شدگان همگی به زندان های رسمی منتقل گردند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از این درخواست، دبیر شورای عالی امنیت ملی با آقای مرتضوی دادستان وقت تهران تماس می گیرد و &quot;دستور رهبر انقلاب&quot; به وی ابلاغ می شود اما آقای مرتضوی با این استدلال که جا در زندانهای دیگر وجود ندارد ازاجرای این کار طفره می رود اما آقای جلیلی تاکید می کند که &quot;در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد گردند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نوشته این نشریه، دستور تعطیلی این بازداشتگاه زمانی صادر شده بود که فقط &quot;خبر ضرب و شتم&quot; بازداشتی ها به آیت الله خامنه ای رسیده بود و هنوز هیچ کشته ای در کار نبود اما &quot;متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می گردند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما دادستان سابق تهران این روایت را نادرست می داند و می گوید که آقای جلیلی ساعت هفت و نیم تا هشت عصر روز دوشنبه بیست ودوم تیر &quot;با تلفن سیاسی دفتر اینجانب&quot; تماس گرفته ولی &quot;در این تماس تلفنی اساسا بحث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نداشته و چنین امری اصلا در تیر ماه رخ نداده است و ابلاغ این امر که در مرداد ماه صورت گرفت از طریق صدا و سیما و سایر رسانه ها منتشر گردید.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای مرتضوی تائید می کند که دبیر شورای عالی امنیت ملی &quot;بدون ذکر هیچ علتی&quot; از وی خواسته که &quot;بازداشت شدگان حوادث اخیر ۱۸ تیر به زندان اوین منتقل شوند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دادستان سابق تهران اضافه می کند که صبح روز بعد یعنی بیست و سوم تیر دستور انتقال بازداشتی ها از کهریزک به اوین داده می شود و این گروه &quot;در زندان اوین پذیرش شدند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;از کهریزک به اوین&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;اما ماجرا به اینجا خلاصه نمی شود و نشریه پنجره در باره انتقال بازداشتی ها و نحوه پذیرش آنها در اوین روایت می کند که چطور در مسیر راه یکی از بازداشتی ها &quot;به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود&quot; اما ماموران توجهی به او نکرده و سرانجام نیز بعد از تماس ماموران با مافوق خود تصمیم گرفته می شود وی به کهریزک بازگردانده شود و نامش هم از لیست بازداشتی های اوین حذف شود. این فرد که نامی از او برده نشده بعد از جان دادن به کهریزک منتقل می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی کاروان بازداشتی ها کهریزک به اوین می رسد &quot;مسئولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمانی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن ناشی و صدمات بدنی&quot; از پذیرش بعضی از آنها خودداری می کنند اما در نهایت ناچار به پذیرش آنها می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در عین حال مسئولان زندان اوین وقتی مشغول پذیرش کهریزکی ها بودند حال یکی بازداشتی ها به هم می خورد و نقش زمین می شود و ساعتی بعد روانه بیمارستان می شود.&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=&quot;module &quot;&gt;
&lt;DIV class=&quot;image img-w226&quot;&gt;&lt;IMG height=170 alt=&quot;سعید مرتضوی&quot; src=&quot;http://www.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2009/03/090305193909_saeed226-fars.jpg&quot; width=226&gt; 
&lt;P class=caption&gt;مرتضوی &quot;اتهام نافرمانی&quot; از دستور آیت الله علی خامنه ای برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;نام این فرد مشخص نیست اما این بخش با روایت سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران در باره مرگ محمد کامرانی تطبیق می کند. آقای سهرابی می گوید که &quot;آقای کامرانی در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد و به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بود تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دیگر جان باخته کهریزک آقای محسن روح الامینی است که به نوشته مجله پنجره، در ساعت یک و نیم بعد از ظهر (روز ۲۳ تیر) &quot; یعنی روز انتقال کهریزکی ها به اوین، به بیمارستان شهدای تجرش منتقل و با عنوان &quot;مجهول الهویه&quot; پذیرش می شود.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما آقای روح الامینی تنها تا ساعت شش و ده دقیقه صبح دوام می آورد و در بیمارستان جان می سپارد و &quot;مسئولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان مجهول الهویه صادر می کنند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غیر از این دو نفر نام امیر جوادی فر و رامین آقازاده قهرمانی نیز در میان جان باختگان بازداشتگاه کهریزک به چشم می خورد.&lt;/P&gt;
&lt;H2&gt;پرونده باز کهریزک&lt;/H2&gt;
&lt;P&gt;در این پرونده نام آقای رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز به میان آمده که در زمان اجرا طرح امنیت اجتماعی، کهریزک را مکان مناسبی برای &quot;مجازات گردن کشان و ارازل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای چهل درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کمیسیون وِیژه رسیدگی مجلس به زودی گزارش خود را تقدیم مجلس می کند و برخی گزارشها حاکی از آن است که در این گزارش غیر از مقصران درجه پائین نیروی انتظامی و قاضی پرونده، نام کسانی همچون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به میان آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از این وقایع و تغییر رئیس قوه قضائیه آقای مرتضوی از قوه قضائیه به دادستانی کل کشور منتقل شده و پنجره از احتمال جابه جایی جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی که یکی از کشته شدگان کهریزک است، به این نشریه می گوید:&quot;ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091006_ka_kahrizak_mortazavi.shtml&quot;&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091006_ka_kahrizak_mortazavi.shtml&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 21:05:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واکنش دفتر تحکیم وحدت به بازداشت اعضای این اتحادیه: این اقدامات انداختن جرقه در انبارهای باروت است </title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=date style=&quot;PADDING-TOP: 10px&quot;&gt;&lt;B&gt;جمعه، 10 مهر 1388&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=storyText id=story style=&quot;FONT-SIZE: 12px; LINE-HEIGHT: 16px&quot;&gt;&lt;A id=viewpost.ascx_entry_hypAuthor&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P&gt;ادوارنیوز: درپی بازداشت تعدادی از اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، روابط عمومی این اتحادیه دانشجویی اطلاعیه‌ای صادر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح امروز جمعه دهم مهرماه 1388 درحالی که دانشگاه‌های سراسر کشور به مرور بازگشایی می شوند و اندک اندک صدای اعتراض ملت ستم‌کشیده علیه دولت کودتا از نهاد دانشگاه بلند می‌شود، نیروهای انتظامی با حمله به یک جمع دوستانه و غیر رسمی متشکل از جمعی از فعالان دانشجویی و اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) دستکم هفده تن از آنان از جمله سه نفر از اعضای شورای مرکزی این اتحادیه را بازداشت کرده‌اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اسامی فعالان دانشجویی بازداشت شده که تاکنون محرز شده به این شرح است: مهدی عربشاهی (دبیر تشکیلات و عضو شورای مرکزی)، میلاد اسدی (دبیر صنفی و عضو شورای مرکزی)، فرید هاشمی (دبیر واحد آموزش و تحقیقات و عضو شورای مرکزی)، نسیم سرابندی (دبیر کمیسیون زنان و دانشجوی دانشگاه تهران)، عزت تربتی (دانشجوی دانشگاه تهران)، مونا غفاری (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، مجید عباسی (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، زهرا نیک سرشت (دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر)، سیاوش حاتم (دانشجوی دانشگاه همدان)، حمزه موذن (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، احمد احمدیان (دانشجوی دانشگاه تهران)، امیر حسین معظمی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، محمد رضایی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، حسین معصومی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، حامد عزیزی (دانشجوی دانشگاه آزاد)، سجاد الله آبادی (دانشجوی دانشگاه شهید عباسپور)، سارا اسمی زاده (دانشجوی دانشگاه تهران). &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دفتر تحکیم وحدت ابراز امیدواری می‌کند که چنین اقدام عجولانه‌ای، خودسرانه و بدون طراحی امنیتی صورت گرفته باشد چرا که پذیرش مسئولیت این برخورد غیرقانونی از سوی مقامات عالی و عدم آزادی این دانشجویان به روشنی نشانه نابخردی و فقدان تسلط عقلانیت نسبی بر عملکرد دستگاه‌های امنیتی و انتظامی است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت) همچنین ضمن جلب توجه مسئولان ذی‌ربط به شرایط ملتهب محیط‌های دانشجویی تاکید می‌کند که عدم آزادسازی فوری تمامی این فعالان دانشجویی توام با پذیرش کلیه عواقب غیرقابل پیش‌بینی آن خواهد بود و قطعا اقدامات کور و شتابزده‌ای از این دست نه تنها کمکی به آرامش فضای دانشگاه‌ها نخواهد کرد بلکه به مثابه انداختن جرقه‌ای در انبارهای باروت خواهد بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت &lt;BR&gt;دهم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 18:06:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز اجرای آزمایشی اینترنت ملی در دو استان </title>
<link>http://j-joker.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=IndvPostBody&gt;سرمایه،حامد شفیعی :عبدالمجید ریاضی معاون فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات خبر از اجرای آزمایشی شبکه ملی اینترنت در دو استان قم و کرمان داد تا سرانجام وعده چهار ساله او در این زمینه محقق شود. به گفته او دو استان قم و کرمان با هدف ایجاد الگوی مناسب استانی شبکه ملی اینترنت برای سایر استان ها انتخاب شدند. این در حالی است که تا پیش از این وضعیت پروژه 560 میلیارد تومانی اینترنت ملی پس از 4سال همچنان در ابهام قرار داشت و معاونت فناوری وزارت ارتباطات با وجود گذشت این مدت، همچنان از در دست انجام بودن این طرح خبر می داد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=IndvPostBody&gt;البته هنوز این طرح به صورت کامل راه اندازی نشده و حتی زمان نسخه آزمایشی آن نیز بیان نشده است. این طرح که یکی از پر سر و صداترین و پرحاشیه ترین طرح های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در زمان تصدی محمد سلیمانی به حساب می آید.  در ابتدا اعلام آن از سوی عبدالمجید ریاضی با واکنش ها و نقدهایی از سوی کارشناسان و رسانه ها روبه رو و در همان ابتدا این سوال مطرح شد که اینترنت ملی چیست؟ پرسشی که از همان ابتدا پاسخ شفاف و دقیقی به آن داده نشده و اظهار نظر خاصی نیز در مورد آن بیان نشد. اعلام اجرای آزمایشی شبکه ملی اینترنت در حالی بیان می شود که طی مدت چهار سال گذشته معاون فناوری اطلاعات موضع سکوت را در مقابل رسانه ها پیش گرفته و کمتر حاضر به مصاحبه با آنها شده بود. اما پس از انتخاب وزیر جدید ارتباطات و فناوری اطلاعات به نظر می رسد ریاضی تغییر رویه ای را در برخورد با رسانه ها در نظر گرفته که نخستین آن اعلام اخبار حوزه فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات به ویژه خبر اینترنت ملی است تا بار دیگر این موضوع بحث برانگیز نقل محفل رسانه ها شود. براساس اهداف تعیین شده برای شبکه اینترنت ملی افزایش ظرفیت شبکه ملی IP، ارائه خدمات به شرکت های بخش خصوصی، ایجاد شبکه های مجازی وی پی ان سازمان ها و شرکت ها در سطح کشور و همچنین ایجاد زیرساخت های پرظرفیت برای ترانزیت ترافیک منطقه ای و بین المللی از جمله مواردی بوده که در طرح ارائه شده از سوی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به آن پرداخته شده است. اینترنت یا اینترانت &lt;BR&gt;هنگامی که موضوع اینترنت ملی از سوی معاونت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات اعلام شد، چندان ذهنیتی از اینترنت ملی وجود نداشت. از همین روی کارشناسان اجرای چنین طرحی را غیرکارشناسی دانسته و بعضاً عنوان «ملی» روی شبکه اینترنت را ناشی از عدم آشنایی با آن بیان کردند. از همین روی طرح موضوع، انتقادهای بسیاری از کارشناسان را برانگیخت. البته برخی نیز اینترنت ملی را «شبکه اینترانت» می دانستند و بیان می کردند که در بیان کلمه اشتباه شده است. با این وجود تاکید وزارت ارتباطات به خصوص معاونت فناوری اطلاعات بر «اینترنت ملی» و اجرایی شدن این طرح قابل توجه بود به نحوی که تقریباً این انتظار می رفت طرح آزمایشی آن در مدت چهار ساله وزارت سلیمانی اجرا شود. عبدالمجید ریاضی که همچنان سمت معاونت فناوری اطلاعات وزارتخانه را بر عهده دارد، دستیابی به اهداف برنامه چهارم توسعه مبنی بر ضریب نفوذ اینترنت و تعداد کاربران اینترنت پرسرعت به مرز پنج میلیون نفر را مستلزم اجرای شبکه اینترنت ملی می داند. به اعتقاد او اینترنت ملی برای توسعه زیرساخت اطلاعاتی کشور اجرا می شود و می توان خدمات متعددی را روی آن تعریف کرد. &lt;BR&gt;ریاضی بر این باور است که شبکه اینترنت ملی طرح جامع و فراگیری است که سراسر کشور را تحت پوشش قرار می دهد. او در این باره می افزاید: «این طرح با وجود مخالفت ها و مقاومت ها، در میان کارشناسان و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات پذیرفته شده است؛ به همین دلیل اجرای این طرح در اولویت برنامه های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولت نهم قرار گرفته است.» او درباره علت انتخاب استان های کرمان و قم برای اجرای آزمایشی طرح اینترنت ملی می گوید: «در سفرهای رئیس دولت به استان کرمان آنجا به عنوان مکانی برای الگوی اجرای دولت الکترونیکی انتخاب شد؛ همچنین استان قم نیز به دلیل اجرای پایلوت کارت هوشمند برای پیوستن به این طرح در اولویت قرار گرفت.» با این حال پروژه اینترنت ملی از نخستین طرح های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در زمان تصدی محمد سلیمانی در دولت نهم بود که به دلیل درخواست اعتبار سنگین، دولت برای اجرای آن با عدم موافقت مجلس مواجه و اعتبار لازم به آن تخصیص داده نشد. به همین علت پروژه اینترنت ملی از زمان مخالفت مجلس با تخصیص منابع مالی، حدود سه سال مسکوت مانده بود. &lt;BR&gt;طرحی که در حد طرح ماند&lt;BR&gt;پس از آنکه در سال های ابتدایی معاونت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات تصمیم به ایجاد شبکه اینترنت ملی کرد، با ارائه طرح مصمم شد تا با جلب نظر و ارسال آن از سوی دولت نهم به مجلس بتواند منابع مورد نیاز طرح را به دست آورد. بر همین اساس دولت با ارائه این طرح به مجلس درخواست بودجه برای اجرای آن کرد. رقم پیشنهادی دولت برای پیاده سازی اینترنت ملی حدود 900 میلیارد تومان بود که به دلیل هزینه بالا و همچنین به گفته برخی نمایندگان وقت به دلیل آنچه ابهامات موجود در طرح وجود داشت، نتوانست موافقت مجلس را جلب کرده و اعتبار مورد نیاز را جذب کند. حتی نمایندگان مجلس پیشنهاد اعتبار 10میلیارد تومانی برای مطالعات طرح را نیز به دلیل نامفهوم بودن آن رد کردند.&lt;BR&gt;اما اصرار و تاکید دولت بر اجرای این طرح به نحوی بود که سرانجام تصمیم بر آن گرفته شده تا از محل منابع داخلی خود و با اختصاص بودجه ای معادل 560 میلیارد تومان شبکه ملی اینترنت را ظرف مدت سه سال راه اندازی کنند به نظر می رسد این رقم از سوی بدنه و منابع داخلی تامین نشده طرح به مدت چهار سال در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مسکوت بماند تا اینکه با آغاز به کار وزیر جدید بار دیگر در اولویت ها قرار و نسبت به اجرایی شدن آن اقدام شود. ولی با این حال عبدالمجید ریاضی صحبتی از اعتبار در نظر گرفته شده نکرده و حتی مشخص نشده چه مقدار از مبلغ مورد نیاز اختصاص یافته است. تنها موردی که معاون فناوری اطلاعات به آن می پردازد این است که گسترش شبکه ملی در داخل کشور با پهنای باند بالا موجب کاهش هزینه ها می شود. او در توجیه اجرای این شبکه در گفت وگو با یکی از رسانه ها اعلام کرد حدود 900 میلی ثانیه طول می کشد تا از طریق ماهواره یک بسته اطلاعاتی منتقل شود اما چنانچه شبکه ملی اطلاعاتی در کشور راه اندازی شود این میزان به 30 میلی ثانیه کاهش می یابد. در نهایت اینکه تاکید وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بر اجرایی شدن این طرح تا حدی که معاونت فناوری اطلاعات نیز بر آن اصرار می ورزد به گونه ای است که به باور آنان اگر قرار است طبق برنامه چهارم توسعه به 22 میلیون کاربر اینترنتی در پایان برنامه برسیم - که البته تابستان سال 87 محمد سلیمانی وزیر ارتباطات وقت تعداد کاربران را 23 میلیون نفر و سعید معدیون مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات نیز تابستان امسال همین رقم را تکرار کرده که جلوتر از پیش بینی برنامه استك این امر محقق نمی شود مگر اینکه در مراکز دانشگاهی، مدارس، بیمارستان ها و دیگر مراکز تعداد کاربران اینترنت پرسرعت از طریق اینترنت ملی افزایش یابد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?59804&quot;&gt;http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?59804&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 23:00:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=j-joker&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>j-joker</dc:creator>
<guid>http://j-joker.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
